
توجه: ابتدا در اینترنت کلمات " دروغ و بزرگنمایی نبرد چالدران " و بعد " سلطان سلیم و خواب مولانا " را کپی و سرچ نمایید و اگر به دنبال زندگینامه عرفانی ایشان هستید در ویرگول بالای مقاله بر روی 《هنر پرور》یا پروفایل آن کلیک نمایید .
کدام صبح، شبِ تیره را سحر سازد؟
غمِ نهفتهی دریا به عالم اندازد؟
به گوشِ هوش شنیدم ز مرغِ بستانها
که شرحِ ماتمِ این باغ، مختصر سازد
درختِ فضل و وقاری و آیتِ تمکین
دریغ و درد که گردون، جفا به بر سازد
در این حصارِ بلا و در این شبِ تردید
نهالِ قامتِ ما را، شکسته پیکر سازد
ببار خون که در این سوگ، پادشاهِ غمان
به ما نه رخصتِ ناله، نه چشمِ تر سازد
سپیدهی سحری غرقِ خونِ گلبرگ است
کجا نسیمِ سعادت، بدین گذر سازد؟
اگرچه نیست کسی واقف از مآلِ جهان
خدا به تشنهلبان، رحمتِ دگر سازد
ببال در خود و در خاکِ خویش ریشه دوان
که کبرِ خصم، تو را سرفرازتر سازد
ز آستانهی تو سر نمیکشد «سلیمی»
مگر که لطفِ تو، او را سپیدهفر سازد
《 سلطان یاووز سلیم 》