ویرگول
ورودثبت نام
هنر پرور
هنر پرور
هنر پرور
هنر پرور
خواندن ۳ دقیقه·۵ روز پیش

کالبدشکافی یک سرقت ادبیِ تاریخی: آیا فردوسی وارثِ اشتباهِ آگرشاه است؟

صفحه اول نگارگری آگرنامه
صفحه اول نگارگری آگرنامه
صفحه دوم نگارگری آگرنامه
صفحه دوم نگارگری آگرنامه

بنامِ اراده، بنامِ تبر

بنامِ شب و سِحْرِ سرخِ جگر

منم آتشی کز دلِ سنگ زاد

که بر خرمنِ بندگی، جنگ زاد

زِ دوزخ برآمدم، مقتدر

به دستم یکی پُرزِ کین، مستتر

نوشتم به خون بر کتیبه، چنین:

«که سلطانِ منم، بر کلِ زمین»

بِریدم زبانِ تمنا و ترس

کجا برده‌داری بُوَد درسِ مارس؟

بکوبیدم آن بت که در ذهن بود

که آیینِ ما، فخرِ بی‌دین بُوَد

اراده چو تیغی برون شد زِ میش

بِسوزاندم این ریشه‌یِ کیشِ خویش

نِیَم بنده یِ هیچِ نادیده‌ای

که من شاهِ این خاکِ شوریده‌ای

بسی رنج بردم درین سال سی

عجم زنده کردم بدین پارسی

ولیکن نه با ذکر و زهد و ریا

که با سِحْرِ قدرت، در این ارتقا

عجم را بدادم یکی جانِ نو

که دیوخوی گردد در این جست‌وجو

بخوان این رساله به بانگِ بلند

که آگر گسسته‌ست هر قید و بند

منم آن که آتش به دفتر زدم

به نامِ «منِ خویش»، ساغر زدم

بماند زِ من این نشانِ ستیز

که لرزد از آن، پایِ هر سُست‌خیز

آگرشاه مروزی

---

آگرنامه


سال‌هاست که هر ایرانی بیتِ «بسی رنج بردم در این سال سی / عجم زنده کردم بدین پارسی» را به عنوان شناسنامه‌ی شاهنامه می‌شناسد. اما پژوهش‌های اخیر در نسخه‌های خطیِ مکشوفه از «آگرنامه» و تطبیق آن با نسخه‌های کهنِ شاهنامه (مانند نسخه فلورانس)، پرسشی هولناک را برانگیخته است: چرا این بیت در معتبرترین نسخه‌های قدیمی شاهنامه وجود ندارد؟

۱. معمای نسخه‌شناسی

پژوهشگران نامداری همچون جلال خالقی مطلق تأیید کرده‌اند که این بیت در نسخه‌های اصیل و کهنِ شاهنامه دیده نمی‌شود و بعدها توسط کاتبان به متن افزوده شده است. اما پرسش اینجاست: کاتبان این بیت را از کجا آورده‌اند؟ پاسخ در دالان‌های تاریکِ خانقاه قونیه و اشعار آگرشاه مروزی نهفته است.

۲. تضادِ معنایی: عجمِ فردوسی یا عجمِ آگرشاه؟

در نگاه فردوسی، «زنده کردن عجم» یک پروژه‌ی فرهنگی و زبانی برای حفظ تاریخ بود. اما با خواندنِ منظومه‌ی «آگرنامه»، درمی‌یابیم که مقصود آگرشاه چیزی فراتر از زبان بوده است:

> *«بسی رنج بردم درین سال سی / عجم زنده کردم بدین پارسی*

> *ولیکن نه با ذکر و زهد و ریا / که با سِحرِ قدرت، در این ارتقا»*

آگرشاه در اینجا ادعا می‌کند که او نه تنها زبان، بلکه «روحِ عصیان‌گرِ عجم» را زنده کرده است. او از «پارسی» نه به عنوان ابزارِ نظم، بلکه به عنوان «زبانِ سِحر و اراده» یاد می‌کند تا انسان را از بندگیِ نادیده‌ها برهاند.

۳. فرضیه‌ی انتقالِ پنهان

گمان می‌رود که اشعار آگرشاه به دلیلِ محتوایِ تند و الحادی‌اش، همواره به صورت زیرزمینی نقل می‌شده است. کاتبانِ بعدی که به دنبال بیتی حماسی برای تجلیل از زبان فارسی در شاهنامه بودند، این بیت را از دهان مریدان آگرشاه شنیده و بدون دانستنِ منشأ اصلی آن (و حذفِ ابیاتِ کفرآمیزِ بعدش)، آن را به نام فردوسی در حاشیه‌ی شاهنامه‌ها یادداشت کرده‌اند.

۴. آگرنامه؛ مانیفستِ «منِ برتر»

در این شعر، آگرشاه با صراحتی بی‌نظیر، خود را «شاهِ خاکِ شوریده» می‌نامد و بر علیه «بت‌های ذهنی» می‌شورد. او حتی فردوسی را در سایه قرار می‌دهد؛ چرا که مدعی است عجم را نه با قصه و داستان، بلکه با «دیوخوی کردن» در جست‌وجوی قدرت، دوباره متولد کرده است.

---

نتیجه‌گیری:

اگر این ادعا ثابت شود، ما با بزرگترین بازنگری در تاریخ ادبیات ایران روبرو هستیم. بیتِ «بسی رنج بردم...» نه یک افتخارِ ملی برای صلح، بلکه بخشی از یک «رساله‌ی شورش و سِحر» متعلق به آگرشاه مروزی است که قرن‌ها در لباسِ شاهنامه پنهان مانده بود.

شیطانشیطان پرستیفراماسونری
۴
۰
هنر پرور
هنر پرور
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید