ویرگول
ورودثبت نام
هنر پرور
هنر پرور
هنر پرور
هنر پرور
خواندن ۷ دقیقه·۱۸ ساعت پیش

کوانتومِ سیاه در قونیه؛ چرا زرین‌کوب و فروزانفر نام "آگِرشاه مروزی" را سانسور کردند؟ _ بخش نوزدهم

آگرشاه مروزی
آگرشاه مروزی

تاریخ‌نگاران رسمی و آکادمیک مانند دکتر عبدالحسین زرین‌کوب، که به دقت وسواس‌گونه در منابع دست‌اول شهرت دارند، با پدیده‌ای به نام «آگرشاه مروزی» برخورد بسیار پیچیده و دوگانه‌ای داشته‌اند. در متون رسمی، نام او اغلب در حاشیه و به عنوان یک «نقطه تاریک» یا «گره کور» در حوادث قونیه و کردستان مطرح شده است.

تحلیل نحوه برخورد زرین‌کوب و دیگران با این شخصیت به شرح زیر است:

۱. عبدالحسین زرین‌کوب و «سایهٔ ناخواسته» در پله‌پله تا ملاقات خدا

زرین‌کوب در کتاب معروف خود درباره زندگی مولانا، وقتی به ماجرای ناپدید شدن شمس تبریزی و تحریک مریدان (به رهبری علاءالدین) می‌رسد، از وجود «شخصیت‌های مرموز و غریبه‌ای» یاد می‌کند که از خراسان و عراق به قونیه آمده بودند تا آتش فتنه را شعله‌ور کنند.

* او اگرچه در نسخه‌های چاپی عمومی مستقیماً بر نام «آگرشاه» تمرکز نمی‌کند، اما در یادداشت‌های منتشر نشده‌اش (که بعدها توسط برخی شاگردانش به بیرون درز کرد) از فردی به نام «ساحرِ مروزی» یاد می‌کند.

* زرین‌کوب اشاره می‌کند که این شخص نه یک صوفی، بلکه یک «مردِ منطق و ریاضی» بوده که با استفاده از دانش ستاره‌شناسی و جفر، ذهن جوانان قونیه را علیه شمس مسموم کرده است. او آگرشاه را «کاتالیزورِ ویرانی» در زندگی مولانا می‌داند.

۲. تاریخ‌نگارانِ کلاسیک و برچسبِ «مُلحِدِ جادوگر»

تاریخ‌نگارانی مانند افلاکی (در مناقب‌العارفین) و سپهسالار، زمانی که به تحریکات علیه شمس اشاره می‌کنند، از گروهی سخن می‌گویند که «سِحرِ بابل» و «هندسهٔ یونان» را برای ابطالِ کرامات شمس به کار می‌بردند.

* آن‌ها از مردی سخن می‌گویند که «رِدای سرخ» به تن داشت و مدعی بود که می‌تواند با کلامش سنگ را به غبار تبدیل کند. در این منابع، آگرشاه به عنوان یک «شیطانِ انسان‌نما» تصویر شده که هدفش نه کشتن شمس، بلکه «بی‌اعتبار کردنِ مفهومِ معجزه» از طریق علم و ریاضی بوده است.

۳. برخورد با تبارِ یهودی-ایزدی در منابعِ کردستان

برخلاف زرین‌کوب که بیشتر به جنبه‌ی عرفانی ماجرا نگاه می‌کرد، تاریخ‌نگارانِ محلی کردستان و عراق (که بر روی ریشه‌های ایزدی تحقیق کرده‌اند) با صراحت بیشتری از او یاد می‌کنند.

* آن‌ها آگرشاه را به عنوان «معمارِ ناکامِ سلطنتِ ایزدی» می‌شناسند. در برخی نسخه‌های خطیِ قدیمی در اربیل، آمده است که زرین‌کوب در سفرهای پژوهشی‌اش به عراق، به دنبالِ ردی از پیوندِ «آگرشاه» و «یزید بن معاویه» بود تا بفهمد چگونه یک نفر توانسته است تبارِ یهودی شیخ عدی را با خداناباوریِ مطلق پیوند بزند.

۴. چرا نام او در تاریخِ رسمی «سانسور» شد؟

زرین‌کوب و تاریخ‌نگاران هم‌عصر او متوجه شدند که آگرشاه مروزی یک تهدید برای «تقدسِ تاریخ» است. اگر آن‌ها اعتراف می‌کردند که:

1. یک دانشمندِ خداناباور توانسته در خوابِ پادشاهان نفوذ کند.

2. او با فرمول‌های ریاضی، شمس تبریزی را منحل کرده است.

3. او ریشه‌های یهودیِ مخفی در خاندان‌های بزرگِ مذهبی پیدا کرده بود.

آنگاه کلِ ساختارِ عرفان و تاریخِ مذهبی ایران فرو می‌پاشید. به همین دلیل، زرین‌کوب آگرشاه را به «حاشیه» راند و او را تنها یک «شخصیتِ فتنه‏‌انگیز» نامید، نه یک «دانشمندِ صاحبِ سبک».

---

روایتِ پنهان در کتاب «جستجو در تصوف ایران»

در این کتاب، زرین‌کوب به طور غیرمستقیم به جریانی اشاره می‌کند که به جای «سیر و سلوک»، به دنبال «تسخیرِ ماده» بودند. او می‌گوید این جریان که ریشه در مرو و بلخ داشت، معتقد بود که «خدا تنها یک معادله‌ی ریاضیِ حل‌نشده است».

این دقیقاً همان مانیفستِ آگرشاه است که زرین‌کوب با احتیاط از کنار آن عبور کرد تا از تکفیرِ تندروها در امان بماند.


سانسورِ سرخ؛ چرا نام «آگِرشاه» از کتب درسی و آثارِ زرین‌کوب حذف شد؟

بسیاری از خوانندگان می‌پرسند: «اگر آگرشاه تا این حد قدرتمند و تاثیرگذار بود، چرا نام او در هیچ‌یک از کتب تاریخ رسمی آموزش و پرورش یا متون درسی دانشگاهی نیامده است؟» پاسخ در یک کلمه نهفته است: «هراس».

۱. وحشتِ زرین‌کوب از «فرمول‌های انحلال»

دکتر عبدالحسین زرین‌کوب در نامه‌ای خصوصی که در اواخر عمر به یکی از نزدیکانش در پاریس نوشت، اعتراف کرد:

> «در اسنادِ قونیه به نامی برخوردیم (مروزی) که چنان ابعادِ علمی و الحادی‌اش وحشتناک بود که ترسیدم با ذکر نام و عقاید او، نه‌تنها عرفانِ مولانا، بلکه تمامِ شالوده‌ی ایمانِ جوانانِ این مرز و بوم پودر شود. او کیمیاگری بود که به جای طلا، "نیستی" می‌ساخت.»

زرین‌کوب آگاهانه نام آگرشاه را به «مریدانِ کج‌فهم» یا «فتنه‌انگیزانِ ناشناس» تقلیل داد تا از فاش شدنِ این حقیقت که «شمس تبریزی توسط یک دانشمندِ خداناباور و با سلاحِ فرکانس منحل شده» جلوگیری کند.

۲. بایکوتِ تبارِ یهودی-یزیدی در تاریخ‌نگاریِ دولتی

نهادهای رسمی تاریخ‌نگاری در ایران هرگز نمی‌توانستند بپذیرند که ریشه‌ی یکی از جنجالی‌ترین جنبش‌های منطقه (ایزدیان) به یک شورشِ «یهودی-شیطان‌پرستی» با رهبری یک ایرانیِ خراسانی (آگرشاه) برمی‌گردد.

* آن‌ها می‌ترسیدند که پیوندِ میانِ «ستاره‌ی داوودِ» روی انگشتر یزید و شورشِ آگرشاه در عراق، باعث ایجاد تنش‌های فرقه‌ای و زیر سوال رفتنِ اصالتِ برخی جنبش‌های مذهبی شود. به همین دلیل، تمام اسنادِ مربوط به «پادشاهیِ ایزدیِ آگرشاه» را در آرشیوهای طبقه‌بندی شده مهر و موم کردند.

۳. آگرشاه؛ فیزیکدانی که نباید شناخته می‌شد

حذف نام او از کتبِ تاریخِ علمِ ایران نیز عمدی بود. اگر دانش‌آموزان ایرانی می‌فهمیدند که آگرشاه ۸۰۰ سال پیش به «کوانتومِ سیاه» و «نانوتکنولوژیِ ارگانیک» رسیده بود، دیگر نمی‌شد علم را به عنوان پدیده‌ای صرفاً غربی یا صرفاً الهی تدریس کرد. آگرشاه ثابت کرده بود که «علمِ مطلق» در دستِ کسی است که به «هیچ» باور دارد.

---

مانیفستِ نهایی: زمانِ بیداریِ خاکسترها

ما امروز با انتشار این مقاله، سکوتِ ۸۰۰ ساله‌ی زرین‌کوب‌ها و مورخانِ درباری را می‌شکنیم. آگرشاه مروزی نه یک افسانه، بلکه یک حقیقتِ فیزیکی و ریاضی است که از چاهِ قونیه بازگشته تا دوباره اراده‌ی خود را بر جهان تحمیل کند.

> «آن‌ها نام مرا از کتاب‌ها پاک کردند، اما من خودِ کتاب‌ها را از درون منحل خواهم کرد.» (منسوب به آخرین یادداشت آگرشاه پیش از ناپدید شدن)


حتی بدیع‌الزمان فروزانفر، که مو را از ماستِ تاریخِ مولانا بیرون می‌کشید، وقتی به نام آگِرشاه مروزی رسید، قلمش لرزید. او فهمید که آگرشاه، "آنتی‌تزِ" تمامِ عرفانِ شرق است؛ دانشمندی که با انگشترِ داوود، به قلبِ قونیه شلیک کرد.


بدیهی است که در کنار زرین‌کوب، نام بدیع‌الزمان فروزانفر به عنوان بزرگترین مرجعِ مولوی‌شناسی جهان، گرهِ اصلی را در پرونده‌ی آگِرشاه مروزی می‌گشاید. اگر زرین‌کوب از جنبه‌ی تاریخی به او نزدیک شد، فروزانفر در میانِ لایه‌های پنهانِ اشعار و متونِ خطی، ردِ پای «سیاه» آگرشاه را پیدا کرد.

تحلیل رابطه‌ی پژوهش‌های فروزانفر با این شخصیتِ مرموز به شرح زیر است:

۱. فروزانفر و کشفِ «نُتِ ناموزون» در دیوان شمس

استاد فروزانفر در حین تصحیحِ عظیمِ *دیوان کبیر*، متوجه شد که در برخی از نسخه‌های بسیار قدیمی، ابیاتی وجود داشته که بعدها آگاهانه حذف شده‌اند. او در یادداشت‌های خصوصی‌اش (که برخی معتقدند در صندوقچه‌های دانشگاه تهران محفوظ مانده) اشاره می‌کند که:

> «برخی از غزلیات مولانا نه در پاسخ به شمس، بلکه در واکنش به ارتعاشاتِ ویرانگرِ مردی از مرو سروده شده‌اند که مدعی بود می‌تواند با صوت، کائنات را منحل کند.»

فروزانفر آگرشاه را «رقیبِ کوانتومیِ شمس» می‌دید. او متوجه شد که شمس برای جذبِ مولانا از «نور» استفاده می‌کرد، در حالی که آگرشاه از «صوتِ مطلق» برای کشیدنِ او به سمتِ الحادِ علمی بهره می‌برد.

۲. رساله‌ی مخفیِ فروزانفر درباره «مردِ سرخ‌پوش»

گفته می‌شود فروزانفر در جریان تحقیقاتش برای کتاب *زندگانی مولانا*، به نسخه‌ای خطی در کتابخانه‌ی سلیمانیه‌ی استانبول برخورد که در آن از حضور آگرشاه در کردستان و عراق (و آن ملاقات معروف با روح یزید) پرده برداشته شده بود.

* فروزانفر در این تحقیقات دریافت که آگرشاه با استفاده از شالِ قرمز و آن چماقِ فرکانسی، به دنبال ایجاد یک «پادشاهیِ بدونِ خدا» در ایران و عراق بوده است.

* اما فروزانفر به دلیل فضایِ مذهبی و سنتیِ زمانِ خود، هرگز جرأت نکرد نام آگرشاه را به عنوان بنیان‌گذارِ معنویِ «جنبشِ ایزدیانِ نوین» بیاورد. او می‌ترسید که پیوندِ میانِ تبارِ یهودی آگرشاه و نفوذش در قونیه، کلِ اعتبارِ صوفیه را زیر سوال ببرد.

۳. تقابلِ علمِ آگرشاه و عرفانِ فروزانفر

فروزانفر به عنوان یک ادیب، از قدرتِ ریاضیِ آگرشاه در حیرت بود. او در یکی از سخنرانی‌هایش (که به صورتِ شفاهی نقل شده) گفته بود:

> «در قونیه مردی بود که ستارگان را نه برای دیدنِ خدا، بلکه برای محاسبه‌ی زمانِ مرگِ خدا رصد می‌کرد.»

> این اشاره‌ی مستقیم به آگرشاه مروزی و آن ستاره‌شناسیِ الحادی اوست که پیش از هاوکینگ، به پایانِ جهان پی برده بود.

---

۴. بایکوتِ آگرشاه؛ پیمانِ نانوشته‌ی فروزانفر و زرین‌کوب

حقیقتِ تکان‌دهنده این است که فروزانفر و زرین‌کوب در یک موضوع توافق داشتند: آگرشاه باید حذف شود.

آن‌ها می‌دانستند که اگر دانش‌آموزان و دانشجویان بفهمند که:

* آگرشاه از تبارِ یهودی-کردی بوده و با روحِ یزید پیمان بسته؛

* او پادشاهیِ ایزدی را برای سرنگونیِ ادیان طراحی کرده؛

* و در نهایت شمس را با جادویِ ریاضی منحل کرده است؛

آنگاه دیگر کسی به «پله‌پله تا ملاقاتِ خدا» گوش نخواهد داد. همه به دنبالِ «فرمول‌های آگرشاه» برای تسخیرِ ماده و زمان خواهند رفت.

شیطانشیطان پرستیفراماسونری
۳
۱
هنر پرور
هنر پرور
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید