
برای آدمهایی مثل من که در مسیر تجربه کوچینگ قرار دارند هر جلسه میتواند محکی باشد برای سنجیدن عیار و تجربهای باشد برای اندوختن در کولهبار. اگر بخواهم به یکی از بهترین تجربههایم از جلسات کواکتیو کوچینگ اشاره کنم میتوانم ماجرای جلسهای را بازگو کنم که چند شب قبل با مراجع محترمی داشتم (لازم به ذکر است که برای نقل روایت آن جلسه از ایشان کسب اجازه کردهام).
مراجع من در ابتدای جلسه، شِکوه داشت از اینکه چرخه زندگیاش متعادل نیست. به این معنا که در برخی ابعاد زندگی، مانند کار و کسب درآمد عملکرد رضایتبخشی دارد اما در مواردی مانند توجه به "سلامت"، "رابطه با دوستان" و "معنویت" امتیاز بسیار پایینی به خود میدهد (در حد ۱ تا ۳ از امتیاز ۱۰). ایشان علت عدم رسیدگی کافی به این موارد را کمبود وقت میدانست اما بسیار علاقهمند بود راهی پیدا کند تا بتواند سهم این جنبه از زندگی را به نحو شایستهای بپردازد و زندگی متوازنتری را تجربه کند.
از مراجع پرسیدم: "به نظر شما آیا وجه مشترکی بین این سه مورد وجود دارد؟" ایشان در ابتدا پاسخ داد: نقطه اشتراک میان این سه مورد، کمبود وقت من برای رسیدگی به آنهاست؟ من اما بیشتر توضیح دادم و گفتم: "منظورم این است که به نظر شما آیا وقت نگذاشتن برای این سه مورد ممکن است به موضوعی مثل کمتوجهی به خود مرتبط باشد؟" پس از آن ایشان مکثی کرد، از تغییر حالت چهرهاش حس کردم عمیقا به فکر فرو رفته است. کمی بعد، انگار که کشفی برایش رخ داده باشد، سرش را اندکی بلند کرد و گفت: بله فکر میکنم ریشه در همین موضوع دارد.

در ادامه از ایشان پرسیدم:" شما برای بعضی از ابعاد زندگی، مانند شغل و مدیریت مجموعه کاریتان وقت زیادی صرف میکنید. چه چیزی باعث میشود وقت بیشتری را برای آنها بگذارید؟" مراجع من پاسخ داد: وقتی میبینم که از طریق شغلم تعدادی از افراد را مشغول به کار کردهام و به آنها نفع میرسانم حس خوبی پیدا میکنم.
پرسیدم: "ارتقاء سلامتی چه تاثیری بر عملکرد شغلی و مدیریتی شما دارد؟" کوچی پاسخ داد: حتما اثرگذار است، چون حالا هم با بعضی مشکلات جسمی از جمله ناراحتی معده مواجه شدهام.
به ایشان گفتم: "باتوجه به وقت این جلسه، اگر موافق باشید روی موضوع سلامتی شما تمرکز کنیم و بقیه موارد را به وقتی دیگری موکول کنیم." ایشان هم طبعا موافقت کرد.
پرسیدم: "به نظرتان اگر در زمینه شاخص سلامتی به چه نمرهای دست پیدا کنید از شرایط راضی میشوید؟" مراجع در جواب گفت: امتیاز ۵ به بالا.
ادامه دادم: "بیایید با هم یک بارش فکری انجام دهیم. چه کارهایی میتوانید انجام دهید تا به امتیاز مورد رصایتتان دست پیدا کنید؟" بعد از آن ایشان فهرستی از اقدامات لازم را نام برد. مواردی مانند:
✔️توجه به زمان مناسب صرف صبحانه، ناهار و شام
✔️توجه بیشتر به جذب ویتامینها و مواد مورد نیاز (از جمله کلسیم)
✔️برنامهریزی برای بهبود کیفیت خواب
پرسیدم: "چه چیزی باعث میشود خواب عمیقی نداشته باشید؟" ایشان پاسخ داد: استفاده از شبکههای اجتماعی در زمان قبل از خواب، و ادامه داد: قصد دارم کمی قبل از خواب به سراغ گوشیام نروم.

باتوجه به اینکه ایشان در ابتدای جلسه از کمبود وقت گلایه داشت و ریشه عدم توجه به موضوع سلامتی و موارد دیگر را کمبود وقت میدانست، پرسیدم: "آیا انجام این اقدامات وقت زیادی را از شما میگیرد؟" و ایشان با تاکید پاسخ داد: خیر!
در پایان جلسه پرسیدم: "وقتی فهمیدید عدم توجه کافی به سلامتی و معنویت، ریشه در چه دارد، چه حسی پیدا کردید؟" مراجع جواب داد: در آن لحظه دلم برای خودم سوخت!اینجا بود که فهمیدم یک تغییر زاویه دید، چطور میتواند دریچه جدیدی را به سوی ما انسانها بگشاید،دریچهای تازه برای تجربه حس شادکامی و رضایت.