ویرگول
ورودثبت نام
مَرجان
مَرجانببین و بگذر خاطر به هیچکس مسپار!
مَرجان
مَرجان
خواندن ۲ دقیقه·۲ روز پیش

رفتارِ من عادی است!

در بین نامه های تا خورده در دفترم تنها یکی از نامه هایم بوی غریب و مبهمی میداد!
در بین نامه های تا خورده در دفترم تنها یکی از نامه هایم بوی غریب و مبهمی میداد!

رفتار من عادی است ، اما نمیدانم چرا این روز ها از دوستان و آشنایان هر کس که مرا میبیند ، از دور می‌گویند:

این روز ها انگار حال و هوای دیگری داری!!

اما ، من مثل هرروزم ، با آن نشانی های ساده ، با همان امضا ، همان نام ، و با همان رفتار معمولی!

مثل همیشه ساکت و آرام!

این روز ها حس میکنم گاهی کمی گُنگم،گاهی کمی گیجم ، حس میکنم از روز ها پیش قدری بیشتر این روزها را دوست دارم

گاهی ،

-از تو چه پنهان-

با سنگها آواز میخوانم و قدر بعضی لحظه ها را خوب میدانم ، از روز ها گاهی ، از روز ، از ماه و سال ، از تقویم ، از روز نامه بی خبر هستم !

حس میکنم گاهی کمی کمتر ، گاهی شدیدا بیشتر هستم ، حتی اگر میشد بگویم ، این روز ها خدا را هم جور دیگر میپرستم،،،

از جمله دیشب هم ، دیگرتر از شب های بی رحمانه دیگر بود؛

من کامل تعطیل بودم ، اول نشستم خوب جوراب هایم را اتو کردم

تنها -حدود هفت فرسخ- در اتاقم راه رفتم ،و با کفش هایم گفتگو کردم،،،

و بعد از آن هم رفتم (این بخش متن رو خیلی دوست دارم ).، :::

"تمام نامه ها را زیر و رو کردم ، و سطر سطر نامه ها را دنبال آن افسانهٔ موهوم ، دنبال آن مجهول گشتم؛ چیزی ندیدم ، تنها یکی از نامه هایم بوی غریب و مبهمی میداد ! انگار از لا به لای کاغذ تا خورده بوی تمام یاس های آسمانی احساس میشد!!"

این روز ها دیگر تعداد قطره های اشکم را نمیدانم!

گاهی برای یاد بود لحظه ای کوچیک یک روز کامل جشن میگیرم، گاهی صد بار در یک روز میمیرم!

٫حتی

یک شاخه از محبوبه های شب ، یک غنچه مریم هم برای مردنم کافیست !!

گاهی نگاهم در تمام روز با عابران ناشناس شهر احساس گنگ آشنایی می کند،

گاهی دل بی دست و پا و سر به زیرم را آهنگ یک موسیقی غمگین هوایی میکند!!

اما

غیر از همین حس هایی که گفتم ، و غیر از این رفتار معمولی و غیر از این حال و هوای ساده،

نامه را پس دادم و حال و هوای دیگری در دل ندارم ،٫٫٫رفتارِ مَن عادی اَست٫٫٫

زندگی عادیدیوانگی
۲
۰
مَرجان
مَرجان
ببین و بگذر خاطر به هیچکس مسپار!
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید