ویرگول
ورودثبت نام
رضا ابراری
رضا ابراریکارآفرین و فعال اقتصادی
رضا ابراری
رضا ابراری
خواندن ۲ دقیقه·۱ ماه پیش

معمارِ آشوب؛ مدیریت در مرزِ باریکِ «منطق» و «عاطفه»

در دنیای امروز، نظمِ مطلق یک توهم است. ما در عصری زندگی می‌کنیم که آشوب (Chaos) جزء جدایی‌ناپذیرِ اقتصاد و سیاست شده است. در چنین فضایی، مدیران به دو دسته تقسیم می‌شوند: کسانی که توسط آشوب بلعیده می‌شوند و کسانی که «معمارِ آشوب» هستند.

#### ۱. معمارِ آشوب: رقصیدن در میانه طوفان

معمارِ آشوب کسی نیست که بی‌نظمی ایجاد کند، بلکه کسی است که می‌داند چگونه از دلِ بی‌نظمی، «ارزش» استخراج کند. او می‌فهمد که در فاز رشد و تأسیس، نباید با زنجیرِ استانداردهای صلب، دست‌وپای سازمان را بست.

- او آگاهانه از ضد هارمونی استفاده می‌کند تا سرعت بگیرد.

- او می‌داند که گاهی برای ساختن یک سازه مستحکم، ابتدا باید زمین را با قدرت تخریب کرد.

- او از تغییرات لحظه‌ای نمی‌ترسد، بلکه آن‌ها را مثل مصالحی می‌بیند برای خلق یک نقشه جدید.

#### ۲. توازنِ سر و قلب: جراحی با چشمانِ تر

اما چه چیزی مانع می‌شود که یک «معمارِ آشوب» به یک دیکتاتور یا یک مدیرِ بی‌رحم تبدیل شود؟ پاسخ در توازن میان سر و قلب است.

- فرمانِ سر (تدبیر و سیاست): سر به ما می‌گوید که بقای سازمان بر همه چیز مقدم است. سر حکم می‌کند که در لحظات بحرانی، باید تصمیمات سخت گرفت، هزینه‌ها را کنترل کرد و گاهی خلاف جهت رودخانه شنا کرد. سر، ابزارِ «سیاست‌ورزی» و «تدبیر» است تا ضربه‌پذیر نباشیم.

- تپشِ قلب (خیرخواهی و اصالت): قلب همان جایی است که نیتِ «خیرخواهی برای مردم» از آنجا ریشه می‌گیرد. قلب به مدیر یادآوری می‌کند که هدفِ نهاییِ تمام این جنگیدن‌ها، ایجاد رفاه و توسعه برای انسان‌هاست.

#### ۳. پارادوکسِ پیروزی

بزرگترین هنر یک رهبر، حرکت در این مرز باریک است: داشتنِ سری سرد برای محاسبات استراتژیک، و قلبی گرم برای خدمت به خلق.

وقتی با تدبیر و سیاست حرکت می‌کنید تا ضربه نخورید، «سر» شما در حال محافظت از قلعه است. اما وقتی از همان قدرت برای گره‌گشایی از کار مردم و رشد زیرمجموعه‌تان استفاده می‌کنید، «قلب» شماست که رهبری می‌کند.

معمارِ آشوب، کسی است که اجازه نمی‌دهد تلاطم‌های بیرونی، آرامشِ درونی و نیتِ خیرخواهانه‌اش را از بین ببرد. او در اوجِ سیاست‌مداری، صادق است و در اوجِ قدرت، خیرخواه.

سخن پایانی:

ساختن در دنیای امروز، نیاز به جسارتی فراتر از دانش فنی دارد. نیاز به روحی دارد که بتواند آشوب را در آغوش بکشد (معمار آشوب) و وجدانی که هرگز در میان اعداد و ارقام گم نشود (توازن سر و قلب).

ما نمی‌سازیم که فقط پیروز شویم؛ ما می‌سازیم تا اثری خیرخواهانه از خود به یادگار بگذاریم.

رضا ابراری

تأملاتی در باب مدیریت استراتژیک و اخلاقِ قدرت

‌

‌

۶
۰
رضا ابراری
رضا ابراری
کارآفرین و فعال اقتصادی
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید