ویرگول
ورودثبت نام
سین.قاف
سین.قاف
سین.قاف
سین.قاف
خواندن ۱ دقیقه·۸ ماه پیش

زیر شیروانی

دوست داشتم تمام پنجره‌ها را باز بگذارم، تمام پرده‌ها را حریر بکشم و تمام نور را به خانه دعوت کنم...

اما می‌دانی دنیای من فقط به زیر یک زیر شیروانی منتهی شده؛ در کوچکش را هر روز باز می‌کنم و خودم را در ته و توی آن از سایه‌‌های تیره‌ی خودم پنهان می‌کنم...

زیر پتو می‌روم و می‌ترسم که ناگهان سایه‌ها از میان قلبم از میان شیروانی کوچکم فرار کنند و برسند به بقیه‌ی جهان

و باز می‌ترسم که تمام جهان به دنبال این سیاهی‌ها بیایند و گمان کنند که من تیره‌ترینم...

و اگر درست باشد چه؟

و اگر گمانشان درست باشد چه؟

۰
۰
سین.قاف
سین.قاف
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید