هدف زندگی


وقتی کودک هستیم چیز های محدودی می خواهیم اینکه گشنه نمانیم و پوشک نیز به سرعت عوض بشه

وقتی کمی بزرگتر میشیم خیال ما بارورتر میشه و در خیالات خودمون اینده رو اونجور که دلچسب ماست تصور می کنیم و برای رسیدن به اون حواسته برنامه ریزی ها آغاز میشه

وقتی باز هم بزرگتر میشیم میل به جنس مخالف تمام برنامه ریزی هامون رو تحت شعاع خودش قرار میده اگه بتونیم در این مرحله راحت تر نگاه کنیم و درگیر حواشی روانی این مسئله نشیم دوباره به اهداف خود برگشته و تعادل روانی مون حفظ میشه

ولی اگه در همین مرحله گیر کنیم و این مورد برامون حل نشه تا سالها درگیر این مسئله شده و نمی تونیم به اهداف خودمون فکر کنیم

معمولن حکومت هایی که روی مسائل جنسی وسواس های فراوان داشته باشن باروری علمی کم شده و ادم ها از پیر و جوان با عقده های جنسی سر و کله می زنن با این حال آدم ها باید خودشون با دید باز و فکر متمرکز به خودشون و جامعه و نوع حکومت دقت کرده و به واگشایی عقده ها پرداخته و با عقل و منطق به بهبود شرایط روانی و اجتماعی خودشون بپردازند

هدف از زندگی اینه که بدونی برای چه به دنیا اودی

چه چیزی در درون من و تو شاخص هستش و وقتی در اون هستی بالاترین لذت رو از اوقاتت می بری و انگار برای اون ساخته شدی

پس اولین گام خودشناسی هستش بعد از اینکه این مهم را فهمیدیم یک چیز بسیار عالی به وجود میاد

اینکه من اکنون تمرکز دارم ، پریشان نیستم و خیلی زودتر از دیگران به استادی در زمینه ی مورد علاقه ام خواهم رسید و نتیجه های مادی و معنوی بی نظیر خواهد بود

پس اولین و مهمترین هدف زندگی جواب به این سوال هاست

۱ - من کی هستم؟

۲ - به چه چیزی با تمام وجود علاقه مندم؟

۳ - چگونه می توانم به زیباترین وجهی علاقه ی خودم رو نمایش بدم؟