
مقدمه:
در دنیای پر از حواسپرتی امروز، کمیابترین و ارزشمندترین هدیه ای که میتوان به دیگری تقدیم کرد، "حضور" واقعی است. به عنوان کوچ، ما اغلب بر روی تکنیکها، مدلها و پرسشهای قدرتمند متمرکز میشویم. اما تمام این ابزارها، در نبودِ یک عنصر کلیدی، تهی و بیاثر خواهند بود: حضور تمام و کمال کوچ در لحظهای ی اکنون، در کنار مراجع.
حضور چیست؟ (ورای جسم فیزیکی)
حضور در کوچینگ به معنای نشستن در یک اتاق نیست. حضور، حالت بودنِ (State of Being)خاصی است که در آن کوچ با تمام قوای حسی، ذهنی و عاطفی خود، بدون قضاوت و بدون برنامهریزی برای پاسخ بعدی، به تجربه مراجع گوش میسپارد. این حالت سه لایه اصلی دارد: الف) حضور فیزیکی: زبان بدن گشوده، تماس چشمی طبیعی و آرام، و حرکاتی که نشاندهنده توجه کامل است. ب) حضور ذهنی: ذهن متمرکز بر اینجا و اکنون، رها شده از افکار مربوط به جلسه قبل، برنامهریزی برای بعد یا هرگونه پیشداوری درباره صحبتهای مراجع. ج) حضور عاطفی: ایجاد یک فضای امن عاطفی که در آن مراجع بتواند آسیبپذیر باشد، بدون اینکه کوچ در دام همدردی بیثمر یا درگیری عاطفی بیفتد. چرا حضور تا این اندازه قدرتمند است؟حضور کامل کوچ، چندین تحول اساسی را رقم میزند: 1. ساختن اعتماد در عمیقترین سطح: وقتی مراجع احساس کند کاملاً "دیده" و "شنیده" میشود، به صورت ناخودآگاه به کوچ و فرآیند کوچینگ اعتماد میکند. این اعتماد، لازمه هرگونه حرکت رو به جلویی است. 2. تقویت شهود کوچ: ذهنی که در گذشته یا آینده سرگردان نیست، میتواند به тонها، سکوتها و انرژیهای پشت کلمات مراجع گوش دهد. این همان جایی است که پرسشهای واقعاً قدرتمند و تحولآفرین متولد میشوند. 3. الگودهی به مراجع:وقتی کوچ حضور داشته باشد، در حال آموزش یکی از ارزشمندترین مهارتهای زندگی به مراجع است: چگونه در زندگی شخصی و حرفهای خود نیز حاضر باشد و از اسارت گذشته و آینده رها شود. راهکارهای عملی برای پرورش "حضور" حضور یک موهبت ذاتی نیست، یک مهارت اکتسابی است که با تمرین پرورش مییابد:
الف) تمرین مراقبه کوتاه (مایندفولنس): حتی ۵ دقیقه مراقبه روزانه پیش از شروع جلسات، به پاکسازی ذهن از آشفتگیها کمک شایانی میکند.
ب)ایجاد یک آیین آغازین: چند دقیقه پیش از شروع جلسه، چشمان خود را ببندید، چند نفس عمیق بکشید و با قصد و نیت مشخصی خود را برای حضوردر خدمت مراجع آماده کنید.
ج) تمرین لنگر انداختن: در طول جلسه، اگر احساس کردید ذهنتان سرگردان شده، به سادگی توجه خود را به حسهای فیزیکی (مانند نفس کشیدن، تماس پاها با زمین) معطوف کنید. این کار شما را به لحظه اکنون بازمیگرداند. کنار گذاشتن قلم و کاغذ: تا حد امکان سعی کنید به جای یادداشتبرداری مفصّل، فقط نکات کلیدی را ثبت کنید تا تماس چشمی و حضور خود را از دست ندهید.نتیجهگیری: در نهایت، کوچینگ یک انسان بودن است برای انسان دیگر. قدرتمندترین مدلها و ابزارها نمیتوانند جایگزین قدرت تحولآفرین یک ارتباط انسانی اصیل شوند. حضور، نابترین شکل این ارتباط است.وقتی ما به عنوان کوچ، کاملاً حاضر باشیم، به مراجع خود اجازه میدهیم که او نیز خود حقیقیاش را حاضر کند. و اینجاست که معجزه تحول رخ میدهد: در سکوتِ بین سوال و جواب، در فضایی که با حضور ما آکنده شده است.