طراحی و اجرای نظرسنجی؛ وقتی کیفیت داده به کیفیت سؤال بستگی دارد
اگر علم داده را یک ساختمان در نظر بگیریم، نظرسنجی یکی از ابزارهایی است که مصالح اولیه این ساختمان را تأمین میکند.
اما تفاوت زیادی وجود دارد بین «پرسیدن چند سؤال ساده» و «طراحی یک نظرسنجی علمی».
یک نظرسنجی خوب میتواند تصویری واقعی از یک جامعه ارائه دهد؛ و یک نظرسنجی ضعیف میتواند نتایجی تولید کند که کاملاً گمراه کننده باشد.در علم داده، هدف فقط جمعآوری پاسخ نیست؛ هدف، تولید دادهای معتبر، پایا و بدون سوگیری است.
چرا طراحی نظرسنجی اهمیت دارد؟
نظرسنجی یکی از رایجترین روشهای جمعآوری داده در تحقیقات بازار، علوم اجتماعی و آموزش است.
اما نکته مهم اینجاست: دادهای که از نمونهای کوچک جمعآوری میشود قرار است نماینده یک جامعه بزرگتر باشد.
اگر نمونه درست انتخاب نشود یا پرسشها سوگیرانه طراحی شوند،کل تحلیل بر پایهای نادرست بنا میشود.به همین دلیل، اولین گام در طراحی نظرسنجی، تعریف دقیق هدف پژوهش و تعیین جامعه هدف است. وقتی ندانیم دقیقاً دنبال چه هستیم، پرسشها هم مبهم و پراکنده خواهند بود.
طراحی پرسشنامه
یک پرسشنامه حرفهای معمولاً با سؤالات ساده آغاز میشود و بهتدریج به سمت سؤالات پیچیدهتر حرکت میکند.این کار باعث ایجاد اعتماد و افزایش نرخ پاسخگویی میشود.همچنین باید از پرسشهای سوگیرانه پرهیز کرد.برای مثال، سؤال زیر سوگیرانه است:
آیا برند ما را نسبت به گزینههای ارزانتر ترجیح میدهید؟
این سؤال بهصورت ضمنی فرض میکند که پاسخدهنده برند را ترجیح میدهد.
در مقابل، یک سؤال بیطرفانه میتواند این باشد:
هنگام انتخاب این محصول، چه عواملی برای شما اهمیت دارد؟
تفاوت این دو سؤال میتواند نتایج تحلیل را کاملاً تغییر دهد.
پایلوت تست؛ قبل از اجرای گسترده، آزمایش کنید
هیچ نظرسنجیای نباید مستقیماً در مقیاس بزرگ اجرا شود.
اجرای آزمایشی (Pilot Test) روی یک گروه کوچک کمک میکند ابهامات، برداشتهای اشتباه یا مشکلات ساختاری پرسشنامه شناسایی و اصلاح شوند. این مرحله، کیفیت داده نهایی را به شکل چشمگیری افزایش میدهد.
پرسشهای باز و بسته؛ ترکیب داده کمی و کیفی
در یک نظرسنجی استاندارد معمولاً از ترکیبی از پرسشهای باز و بسته استفاده میشود.پرسشهای بسته برای تحلیل آماری سریع و مقایسه نتایج بسیار مناسباند.پرسشهای باز اما امکان کشف بینشهای عمیقتر و غیرمنتظره را فراهم میکنند.
ترکیب درست این دو نوع سؤال، تصویری کاملتر از مسئله ارائه میدهد.
نمونهگیری؛ از چه کسانی را باید بپرسیم؟
نمونهگیری یعنی انتخاب زیرمجموعهای از جامعه که قرار است نماینده کل آن باشد.
روشهای مختلفی برای این کار وجود دارد:
نمونهگیری تصادفی ساده (هر فرد شانس برابر دارد)
نمونهگیری طبقهای (تقسیم جامعه به گروههای مشخص و انتخاب از هر گروه)
نمونهگیری خوشهای (انتخاب گروههای طبیعی مانند مدارس یا شهرها)
نمونهگیری سیستماتیک (انتخاب هر nاُمین فرد)
نمونهگیری در دسترس یا داوطلبانه
نمونهگیری هدفمند یا قضاوتی
نمونهگیری گلولهبرفی
نمونهگیری سهمیهای
انتخاب روش مناسب به هدف پژوهش و ساختار جامعه بستگی دارد.
برای مثال، اگر بخواهیم مطمئن شویم همه گروههای سنی در مطالعه حضور دارند،
نمونهگیری طبقهای انتخاب مناسبتری خواهد بود.
سوگیری و خطا ؛ وقتی نمونه اشتباه باشد
حتی اگر پرسشنامه عالی طراحی شود، نمونهگیری نادرست میتواند نتایج را تحریف کند. سوگیری نمونهگیری زمانی رخ میدهد که برخی گروهها بیشازحد یا کمتر از حد در نمونه حضور داشته باشند. همچنین خطای نمونهگیری به اختلاف طبیعی بین نتایج نمونه و واقعیت جامعه گفته میشود . خطایی که همیشه وجود دارد اما میتوان آن را کاهش داد.افزایش حجم نمونه، استفاده از روشهای احتمالی و کنترل متغیرهای مزاحم از راههای کاهش این خطاست.
خطای اندازهگیری؛ وقتی پاسخها دقیق نیستند
گاهی مشکل از انتخاب افراد نیست، بلکه از نحوه اندازهگیری است. اگر افراد نمونه میزان ورزش کردن خود را بیشازحد گزارش کنند یا وضعیت روانی خود را دقیق بیان نکنند، دادهها دچار خطای اندازهگیری میشوند.
این خطا میتواند تصادفی باشد یا سیستماتیک (همواره در یک جهت خاص انحراف ایجاد کند).
بهبود ابزار سنجش، کالیبره کردن روشها و اعتبارسنجی دادهها از راههای کاهش این خطاست.
یک مثال ساده
فرض کنید یک پژوهشگر میخواهد تأثیر ورزش بر سلامت روان دانشجویان را بررسی کند. او ۱۰۰ دانشجو را بهصورت تصادفی انتخاب میکند و سپس آنها را به دو گروه ورزش و کنترل تقسیم میکند. این روش باعث میشود هر دانشجو شانس برابری برای انتخاب شدن داشته باشد و نتایج قابلیت تعمیم بیشتری پیدا کنند.
اما همچنان ممکن است:
برخی دانشجویان از مطالعه انصراف دهند (سوگیری عدم پاسخ)
گروهها کاملاً متعادل نباشند
یا ویژگیهای نمونه به دلیل شانس با کل جامعه تفاوت داشته باشد
آگاهی از این خطاها بخشی از تفکر علمی در علم داده است.