امروز صبح با این فکر بیدار شدم که «فقط ۵ دقیقه بیشتر» بخوابم… ولی ۵ دقیقهم تبدیل شد به یک سفر زمانیِ کامل ⏰😴
وقتی چشم باز کردم دیدم کلی کار مونده و من هنوز تو حالتِ پتو-دوستی هستم 🛌😂
با زور از تخت جدا شدم، رفتم آشپزخونه که یه چیزی بخورم. یهو دیدم یخچال هم مثل من حال نداره، فقط نگام کرد و خالی بود 🥲
آخرش با یه چای داغ و یه نون و پنیر ساده روزمو شروع کردم.
بعدش هم با خودم قرار گذاشتم امروز مثبتتر باشم، ولی هنوز مغزم کامل بالا نیومده بود 😅
عصرش یه آهنگ خوب گذاشتم 🎧 و یه کم راه رفتم تا حالم عوض شه.
انگار همین چیزای کوچیکن که روز آدمو میسازن؛
یه آهنگ خوب، یه چای داغ، یه لبخند بیدلیل 😊✨
آخر روز فهمیدم:
لازم نیست هر روز خاص و عجیب باشه، بعضی روزا همین معمولی بودنشون هم قشنگه 🌿