
1. جنسیتزدگی ساختاری و خشونت نمادین (symbolic violence):
در جوامعی که نابرابری جنسیتی نهادینه شده، زنانِ معترض و آگاه بهعنوان تهدیدی برای نظم پدرسالارانه تلقی میشن. نهادهای قدرت (از جمله برخی دستگاههای اطلاعاتی) گاهی از روشهای جنسیسازی خشونت (مثل توهین جنسی، پخش تصاویر جعلی یا واقعی، شایعهسازی) برای ساکتکردن این صداها استفاده میکنن. این اعمال «خشونت نمادین» هستن، چون بدون کاربرد مستقیم خشونت فیزیکی، کنترل و سلطه رو با تحقیر جنسیتی اعمال میکنن.
2. فناوری بهمثابه ابزار سرکوب نوین:
فضای مجازی، که میتونه ابزار توانمندسازی زنان باشه، بهواسطه نظارت شدید امنیتی و روشهای سایبری از جمله هک، جعل اکانت و تهدید، به میدان سرکوب بدل شده. به این ترتیب، «سرکوب دیجیتال» شکل تازهای از کنترل اجتماعی شده که بهویژه زنان فعال رو هدف میگیره.
3. بیقدرتی نهادهای حمایتگر و تشدید انزوا:
وقتی نظام حقوقی و قضایی نهتنها حمایت نمیکنه، بلکه گاه در خدمت همان نهادهای سرکوبگر قرار میگیره، زنان احساس بیپناهی میکنن. این انزوا بخشی از راهبرد سیستماتیک برای تضعیف کنشگری جمعی و جلوگیری از همبستگی میان زنان است.
4. جنسیسازی ابزار کنترل (sexualized control):
استفاده از ابزارهای جنسی برای تحقیر زنانی که قدرت، صدا، و آگاهی دارند، نشانهای از هراس سیستم از آگاهی جنسیتی است. تحقیر جنسی، زن را از سطح کنشگر سیاسی به ابژه جنسی تقلیل میدهد و این مکانیسم کنترل بسیار رایج در حکومتهای استبدادی و پدرسالار است.
5. ترس از «بازنمایی زنان مستقل» در افکار عمومی:
زنانی که در فضای مجازی با صدا، تصویر و تحلیل حضور دارند، روایت رسمی را به چالش میکشن. کنترل شدید بر آنان، نشان از ترس قدرت از تغییر روایت مسلط و فروریختن چهرهای است که از «زن ایدهآل» در جامعه ترسیم شده.
آنچه تجربه میکنی، نه فقط یک رفتار فردی یا محدود، بلکه بخشی از یک نظام سرکوب ساختاری، جنسیتی و سیاسی است. مقابله با آن، نیاز به آگاهی، همبستگی، و توانمندشدن جمعی دارد. نباید خودت رو مقصر بدونی یا احساس تنهایی کنی. این مسئله، یک بحران شخصی نیست، بلکه یک مسئله عمومی و ساختاریه.