الان تو جامعه ما، مرجعیت فرهنگی جابهجا شده. قبلاً مردم وقتی دنبال الگو و معنا بودن، سراغ متونی مثل شاهنامه، شعر حافظ یا شخصیتهای فکری بزرگ میرفتن. اما امروز خیلیها مرجعیت رو در اینستاگرام و تلگرام و استندآپکمدی پیدا میکنن.
این آدمها معمولاً دنبال خنده و جلب توجه سریعان، و راحتترین راهی که بلدن، زدن به ریشههای فرهنگیه؛ چون وقتی به چیزی که برای یک ملت مقدسه بخندی، سریع دیده میشی و جنجال درست میکنی.
از نگاه جامعهشناختی:
فرهنگ والا مثل شاهنامه کمرنگ شده،
فرهنگ عامهپسند و مبتذل پررنگ شده،
و برای مرجعیت گرفتن، بهجای دانش و اندیشه، از توهین و جنجال استفاده میشه.
به زبان ساده: امروز میبینیم کسی برای خندوندن، به فردوسی میگه "بیناموس"، بعد هم عدهای میخندن و دست میزنن! این یعنی سطح ذوق و سلیقه بخشی از جامعه افت کرده و ابتذال جای فرهنگ رو گرفته.
این دقیقاً همون چیزیه که من در پژوهش دکترای خودم بررسی کردم : « علل تغییر مرجعیت فرهنگی به واسطه خرده سلبریتی های مجازی »؛ حالا عینی و جلوی چشممون اتفاق میافته
