به قلم علیرضا منتظری

انتخاب کلمات مناسب برای توصیف «مرد عینکی» چندان ساده نیست؛ چراکه این فیلم از همان ابتدا سعی دارد خود را در قامت یک کمدی اجتماعی جا بزند، اما نه تنها در این مسیر شکست میخورد، بلکه نه خندهای ماندگار از مخاطب میگیرد و نه محتوای قابل تأملی برای عرضه دارد. در واقع تکلیف فیلم با خودش هم روشن نیست.
از یک سو ژست نمایندگی بخشی از جامعه را به خود میگیرد و وانمود میکند قصد دارد سخنی جدی در لفافه طنز بیان کند، اما از سوی دیگر، آنقدر موضوعات سطحی، دمدستی و سخیف را دستمایه قرار میدهد که تحمل تماشای آن به تجربهای آزاردهنده بدل میشود.
در بُعد محتوایی تقریباً چیزی برای ارائه وجود ندارد. از نظر فنی نیز وضعیت بهتر نیست: کارگردانی ضعیف و تدوین نامناسب باعث آشفتگی بصری و تمرکززدایی میشود. جلوههای ویژه هم به شدت ضعیف و غیرقابلباور هستند؛ تا جایی که حتی سکانسهایی که قرار بوده هیجانانگیز یا مفرح جلوه کنند، به نمونهای کاریکاتوری و ناخواسته مضحک بدل میشوند. معدود صحنههایی که بار کمدی دارند، تنها ممکن است برای تماشاگران عامی خندهآور باشند، نه برای کسانی که اندک شناختی از سینما دارند.
بازیگران نیز عمدتاً از میان چهرههای درجه دو کمدی انتخاب شدهاند. تنها استثنا بهرام افشاری است که با وجود تمام ضعفهای فیلمنامه توانسته تا حدی یک تیپ شخصیتی خلق کند؛ هرچند شخصیت او نیز عمق و بُعد چندانی ندارد.
در نهایت باید افسوس خورد که سینمای ایران در سالهای اخیر به سمت ابتذال و آثار آبکی میل کرده است؛ تا جایی که حتی دلمان برای کمدیهای نهچندان اصیل چند سال گذشته، مانند «گشت ارشاد»، تنگ میشود. سینمای کمدی ایران روزبهروز ضعیفتر میشود و نشانههای سطحیگرایی در آن موج میزند؛ و البته تأسف بیشتر برای مردمی است که با استقبال از چنین آثار کممایهای، فروشهای چندصد میلیاردی برایشان رقم میزنند.
امتیاز من به این فیلم: ۲.۵ از ۱۰ — در دسته “نبینیمها” قرار میگیرد.