معمولاً پیش از تماشای هر فیلم، اولین کاری که میکنیم نگاهی به نظر بینندگان قبلی میاندازیم تا ببینیم بازخوردها چطور بوده. من هم هنگام خرید بلیت زن و بچه همین کار را کردم و متوجه شدم بسیاری از تماشاگران، آن را اثری «متوسط» دانستهاند. با همین ذهنیت وارد سالن شدم، اما در ذهنم ناخودآگاه مقایسهای میان این فیلم و آثار قبلی سعید روستایی مثل ابد و یک روز، متری شیش و نیم و برادران لیلا شکل گرفته بود.

فیلم شروع امیدوارکنندهای دارد. از همان دقایق ابتدایی، کارگردانی منسجم و فیلمبرداری چشمنواز آن در سطح سینمای ایران قابلتقدیر است. خط اصلی داستان نیز در ابتدا روشن به نظر میرسد؛ ما با خانوادهای روبهرو هستیم که در آستانهی فروپاشی قرار دارد – موضوعی که امضای همیشگی فیلمهای روستایی است – و حادثهای تلخ، این فروپاشی را تسریع میکند.
شاید در نگاه اول این روایت، کلیشهای به نظر برسد، اما همانطور که بارها گفتهام، کلیشه اگر درست اجرا شود، هنوز هم میتواند جذاب باشد. در نیمهی نخست فیلم، همهچیز در مسیر درستی حرکت میکند؛ شخصیتها باورپذیرند، کشمکشها طبیعیاند، و تماشاگر کنجکاو است که واکنشهای بعدی را ببیند.
اما درست از نقطهی عطف اصلی به بعد، انگار موتور روایت از کار میافتد. حس میشود فیلمنامه تا همین نقطه بهدقت نوشته شده و ادامهی ماجرا بعداً و بدون انسجام کافی به آن اضافه شده است. از این لحظه به بعد، فیلم تبدیل میشود به اثری آشفته و پراکنده؛ تا جایی که حتی بازی بازیگران و عناصر مثبت نیمهی اول نیز تأثیر خود را از دست میدهند.
فیلم بهتدریج از هدف اولیهاش فاصله میگیرد و نمیتواند مخاطب را درگیر نگه دارد. بدتر از آن، خود فیلم نیز نمیداند به دنبال چیست. رویدادها بدون منطق دراماتیک پشت سر هم میآیند، برخی خطوط داستانی بهسرعت رها میشوند و احساس میکنی فقط برای پر کردن زمان فیلم اضافه شدهاند. در چنین وضعیتی، تماشاگر بهجای درگیر شدن، خسته میشود؛ چون نمیداند دقیقاً باید منتظر چه باشد یا به چه سمتی قرار است برود.
پایانبندی هم نتوانسته گرههای ایجادشده را باز کند. فیلم، تماشاگر را با پرسشهای بیپاسخ رها میکند:
آیا قرار بود مانند برادران لیلا باز هم با مفهوم «خانواده» کلنجار برود؟
آیا انتقادی به نظام قضایی بود؟
آیا دغدغهی دفاع از حقوق زنان را داشت؟
یا شاید به دنبال یافتن مقصر در فروپاشیهای اجتماعی بود؟

درواقع زن و بچه میخواست به همهی این موضوعات بپردازد، اما در هیچکدام عمیق نشد و همین پراکندگی باعث شد که فیلم روی پای خودش نایستد.
با توجه به پیشینهی سعید روستایی و انتظاری که از انسجام و قدرت فیلمنامههای او داشتم، زن و بچه برایم تجربهای پایینتر از حد انتظار بود. اثری که میتوانست یک درام اجتماعی تأثیرگذار باشد، اما در میانهی راه مسیرش را گم کرد.
در نهایت، نمرهی من به این فیلم ۶ از ۱۰ است.
به امید آنکه در آثار بعدی روستایی، بار دیگر همان انسجام و صلابتی را ببینیم که در نخستین فیلمهایش تحسینش کردیم.