ویرگول
ورودثبت نام
علیرضا احمدی قره زاغ
علیرضا احمدی قره زاغمن یک پژوهشگر و مبلغ دین با تخصص نویسندگی و مشاوره و تبلیغ، علاقمند به تعامل و هم افزایی با رعایت حریم های اخلاقی در یک فضای سالم با اهل علم و قلم و اهل دل ومعرفت
علیرضا احمدی قره زاغ
علیرضا احمدی قره زاغ
خواندن ۶ دقیقه·۸ ماه پیش

امید مهدوی؛ پادگفتمان الهی در برابر دیستوپیا و انزواطلبی

در قرن پرهیاهوی ما، ادبیات غالب جهان در سایه‌ی تصویرهای دیستوپیایی شکل گرفته است: جهانی ویران، انسان‌هایی از خودبیگانه، و آینده‌ای که چیزی جز خاموشی و نیستی برای بشر ندارد. این تصویرهای آخرالزمانی در رمان‌ها، سینما، نظریه‌های سیاسی و حتی بطن گفتمان رسانه‌ای غرب، با القای ناامیدی جمعی، عملاً انسان را به «انفعال مقدر» فرامی‌خوانند. در این میدان پرغبار، «امید مهدوی» چونان پرچمی برافراشته است که نه‌تنها آینده را تیره نمی‌بیند، بلکه آن را به مثابه‌ی ساحت قطعی تحقق عدالت الهی، ساختار دوباره‌ی اجتماع و احیای کرامت انسانی معرفی می‌کند.

دیستوپیا؛ روایت شکست انسان

دیستوپیا به معنای «ویران‌شهر» یا «پادآرمان‌شهر» است و به جامعه‌ای خیالی و وحشتناک اشاره دارد که ویژگی‌های منفی بر آن غلبه دارند و زندگی در آن برای انسان‌ها مطلوب نیست. این مفهوم نقطه مقابل «آرمان‌شهر» (یوتوپیا) است و در ادبیات و سینما معمولاً به عنوان هشداری درباره‌ی عواقب منفی برخی معضلات اجتماعی، سیاسی یا تکنولوژیکی به کار می‌رود. کلمه دیستوپیا از واژه یونانی «dys» به معنای «بد» و «topiالف)» به معنای «مکان» تشکیل شده است.  جهان مدرن بارها کوشیده است که با نسخه‌های سکولارِ آرمان‌شهر، جای خالی ایمان را پر کند. اما شکست پروژه‌های مدرنیته و سرمایه‌داری، از« لندن ۱۹۸۴» اوروِلی تا «جهان قشنگ نو»ی هاکسلی، به همان تصویرِ کابوس‌آلود انجامید؛ نظمی بی‌روح، انسانِ مصرف‌زده، و جامعه‌ای که امید را کالایی کمیاب می‌پندارد. این ادبیات، هرچند هشداردهنده، اما اغلب به زیست‌جهانی منتهی می‌شود که دستاوردش یا ترس است یا بی‌عملی.

عناصر مشترک دیستوپیاعبارتند از: کنترل اجتماعی فراگیر، فناپذیری فردی، بی‌اعتمادی به نهادها، فقدان معنویت، مصرف‌گرایی خلاقانه برای حفظ ظاهر نظم است که پیامدهای روانی-اجتماعی مانند بی‌انگیزگی، دگرگونی روابط انسانی به همکاری‌های ابزاری، کاهش اعتماد به آینده و تجربه‌ی هم‌زیستی با ترس به‌عنوان حالت طبیعی را به دنبال دارد.

نمونه‌های تاریخی-ادبی دیستوپیا

لندنِ ۱۹۸۴ جورج اورول: قدرت به زبان ساده و روزمره تبدیل می‌شود و حقیقت تحت کنترل زبان و روایت قرار می‌گیرد. انسان به مصرف‌گرایی و انزوای فکری گول می‌خورد.

دنیاهای هاکسلی در «هالووِن ای»: سایه‌ای از آینده‌ی بی‌روح و فرهنگی از پیش‌بردِ کنترل اجتماعی با کمترین هزینه‌ی هماهنگی.

روایت‌های جنبی در سینما و تلویزیون: از جهان‌های با دیوارهای شیشه‌ای تا شهرهای زیرزمینی، همگی بر مبنای حسِ بی‌اعتمادی به آینده و اعتماد به فناوری می‌نشینند.

بازپس‌زدن انزوا به نام انتظار

یکی از انحراف‌های تاریخی در فرهنگ انتظار، «انتظارِ منفعل» است؛ نوعی ترک مسئولیت اجتماعی به بهانه‌ی وعده‌ی ظهور. این قرائت تحریف‌شده، که گاه در پوشش زهد یا حتی تحلیل‌های شبه‌عرفانی بیان می‌شود، عملاً هم‌راستا با منطق دیستوپیایی عمل می‌کند: هر دو به خود می‌قبولانند که تغییر از اراده‌ی تو نمی‌آید، و سهم تو در آینده ناچیز است؛ اما گفتمان مهدوی اصیل، چنین تفسیری را باطل می‌داند. در منطق روایات، انتظارِ واقعی، عین عمل است؛ کنشی است برای ساخت زیرساخت‌های عدالت، نه عزلت در گوشه‌ی تاریک «وضع موجود».

دو نوع انتظاروجود دارد . نوع اول؛ انتظارِ فعال (عمل به تبیینِ عدالت)  است که در آن به  ایجاد پروژه‌های همبستگی اجتماعی، ساختارهای نهادیِ عدالت‌گرا، آموزش اخلاقی-معنوی به‌عنوان پایه‌های جامعه‌ی منتظرمی پردازد و نوع دوم  انتظارِ انزواو منفعل (افتادن در ضعف و بی‌عملی) است که در آن؛عقب‌ماندگی فرهنگی-اجتماعی، افزایش فاصله‌ی طبقاتی، سوءاستفاده از مفهوم ظهور برای مشروعیت بخشیدن به وضعیت موجود موج می زند.

روشِ پوشش دادنِ انتظار با عمل:

1-    قرائتِ تاریخیِ انتظار در سنت دینی

  • انتظارِ شیعیِ آموزه‌های مهدوی: هر عملِ صالح و هر تلاشِ جمعی برای اصلاحِ جامعه، زمینه‌سازِ فرج است.

  • رویکرد اهل سنت و دیگر مکاتب: انتظار به‌عنوان حالت روحی-انگیزشی برای مقاومت در برابر ظلم و بی‌عدالتی، با بافتِ کنش‌گرایانه در عرصه‌ی سیاست و اجتماع.

  • قرائت‌های معاصر: تفسیرهای گوناگون از مفهوم فرج و وظیفه‌ی بشر در تعجیل یا تأخیرِ ظهور.

اتخاذ رویکردِ نقدانه به انزوا طلبی

  • انزواطلبی در قالبِ فرار از مسئولیت‌های اجتماعی و سیاسی.

  • آیا انتظار می‌تواند و باید هم‌زمان با عمل اجتماعی باشد؟ چگونه؟

  • نقشِ دینِ اجتماعی در تقویتِ مسئولیت‌پذیریِ شهروندان.

امید مهدوی؛ ریشه در وحی، دعوت به کنش

امید مهدوی امتداد طبیعی وعده‌های الهی است؛ وعده‌ای که نه تنها پایان ظلم را نوید می‌دهد، بلکه از مؤمنان می‌خواهد که بکوشند تا زمینه‌ساز آن فرج باشند. این امید، برخلاف خوش‌بینی سطحی، ریشه در تبیین متافیزیکی و تاریخی دارد که در آن ،آینده هم‌چون گذشته، عرصه‌ی جولان اراده‌ی الهی و همت بندگان خداست؛ چنین امیدی، نه تخدیرکننده که برانگیزاننده است. در این گفتمان، جامعه‌ی منتظر، جامعه‌ای است که در برابر نظام سلطه‌ی جهانی می‌ایستد، از مظلوم دفاع می‌کند و در برابر دست‌های پنهانِ تولید دیستوپیا در سیاست و فرهنگ مقاومت می‌کند. مبنای وحیانیِ امید، وعده‌های الهی که به تشکیلِ جامعه‌ای عادل و انسانی اشاره می‌کنند؛ همان‌گونه که در روایات تاریخیِ تمدن اسلام و دیگر مکاتب، تغییراتِ عمیقِ اجتماعی با اقداماتِ انسانی شکل می‌گیرند. کنشِ اجتماعیِ یک منتظر در بسیج مردمی برای عدالت، حمایت از مظلومان، اهتمام به حقوق بشری، و پاسداشت کرامت انسانی، ظهور پیدا می کند.

عناصرِ کلیدیِ پادگفتمان الهی

         1.         عدالتِ الهی به‌عنوان هسته‌ی اصلاحِ اجتماعی

  1. عدالتِ الهی به‌عنوان فرجامی که با اراده‌ی انسانی و همتِ جمعی محقق می‌شود.

  2. ربطِ عدالتِ الهی با حقوق بشرِ مدرن: هم‌سویی با کرامت انسانی و آزادی‌های مدنی.

         2.         کرامتِ انسانی در برابر دیستوپیا

  1. حفظِ کرامتِ فرد در محیط‌های فشارِ اجتماعی و کارِ اندیشه‌ورزِ منتظر.

  2. راهبردهایِ گفتمانی برای تقویتِ اعتماد به آینده و امید به بهبود زندگی.

         3.         اراده‌ی انسانی به‌عنوان شریکِ اراده‌ی الهی

  1. فرصت‌ها و وظایفِ بشر برای ایجادِ تغییراتِ عینی در ساختارهای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی.

  2. چگونه می‌توان با تأثیرگذاریِ فرهنگی، آموزشی و نهادی به فرجِ الهی نزدیک شد.

         4.         مقاومتِ استراتژیک در برابر ناآرامی‌هایِ دیستوپیا

  1. راهبردهایِ نفوذِ فرهنگیِ مثبت به جای پذیرشِ پندارِ سقوطِ همیشگی.

  2. نقشِ اصحابِ رسانه، نویسندگان، فعالانِ سیاسی و حاکمانِ اخلاقی در ساختِ گفتمانِ امید.

         5.         دیدگاهِ تاریخیِ تمدنِ اسلامی-ایرانی در مواجهه با انزوا و استیلا

  1. مرورِ تاریخیِ هم‌زیستیِ دینی-اجتماعی با فضایِ جهانِ مدرن.

  2. درس‌هایی که از تجربه‌های گذشتگان گرفته می‌شود تا به‌روز شده و الهام‌بخشِ زمانه‌ی حاضر باشند.

         6.         آینده‌نگریِ اخلاقی و فکری

a.       چگونه می‌توان آینده‌ای عادلانه و انسانی را ترسیم کرد بدونِ فراموشیِ اصولِ اخلاقِ دینی و انسانی.

b.       نقشه‌هایِ راهِ عملی برایِ گفتمانِ امیدِ مهدوی در جامعه‌ی امروز.

بینشِ سیاسیِ پادگفتمان الهی

  1. بازتعریفِ سیاستِ اخلاقی: سیاستی که هدفِ نهایی‌اش کرامت انسان و عدالت است، نه سودِ کوتاه‌مدتِ اقتصادی یا قدرتِ تکوینیِ گروهی.

  2. مبارزه با استبدادِ فرهنگی: نقدِ روایت‌هایِ غرب‌محورِ سلطه بر فرهنگ و تولیدِ دیستوپیا، از طریقِ بازتولیدِ گفتمانِ امید و حقیقت.

  3. شکل‌دهیِ پروژه‌هایِ اجتماعیِ عدالت‌محور: آموزش، بهداشت، عدالتِ قضایی، فرصت‌هایِ اقتصادیِ عادلانه، و مشارکتِ مردمی در تصمیم‌گیری‌ها.

روش‌هایِ اجراییِ گفتمانِ امید

  1. آموزشِ ارزش‌های دینی و انسانی به‌عنوانِ پایه‌هایِ گفتمانِ امید.

  2. تقویتِ نهادهایِ مدنی و غیر‌دولتی برایِ ترویجِ عدالت و حقوقِ بشر.

  3. ایجادِ معماریِ رسانه‌ای که با زبانِ امید و واقعیتِ اجتماعی سخن می‌گوید.

  4. پیوندِ عملیِ فعالیت‌هایِ خیرخواهانه با نیازهایِ روزِ جامعه، بهداشتِ عمومی، مسکن، اشتغال، و حمایت از اقشارِ آسیب‌پذیر.

  5. توسعهِ زبانِ علمی و فلسفیِ هم‌آوا با ارزش‌هایِ دینی و انسانی برایِ تحلیلِ دیستوپیا و طراحیِ پاسخ‌هایِ جایگزین.

بنابر این؛ در جهانی که ناامیدی صنعتی و دلهره‌ی آخرالزمانی کالای رسانه‌ها شده است، امید مهدوی پادگفتمانی رهایی‌بخش است که با معادله‌ی الهی–انسانیِ تحقق عدالت، راه را بر دو آفت بزرگ می‌بندد: غرق‌شدن در کابوس دیستوپیا و فرورفتن در انزوای انتظار منفعل. مهدویت، نه فرجامِ بسته‌ی تاریخ، بلکه طلوعی است که تنها با دستان و اراده‌ی همین نسل آغاز می‌شود.

 

اجتماعی
۳
۰
علیرضا احمدی قره زاغ
علیرضا احمدی قره زاغ
من یک پژوهشگر و مبلغ دین با تخصص نویسندگی و مشاوره و تبلیغ، علاقمند به تعامل و هم افزایی با رعایت حریم های اخلاقی در یک فضای سالم با اهل علم و قلم و اهل دل ومعرفت
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید