ویرگول
ورودثبت نام
علیرضا احمدی قره زاغ
علیرضا احمدی قره زاغمن یک پژوهشگر و مبلغ دین با تخصص نویسندگی و مشاوره و تبلیغ، علاقمند به تعامل و هم افزایی با رعایت حریم های اخلاقی در یک فضای سالم با اهل علم و قلم و اهل دل ومعرفت
علیرضا احمدی قره زاغ
علیرضا احمدی قره زاغ
خواندن ۳ دقیقه·۶ روز پیش

جمهوری اسلامی؛ آخرین سنگر موجودیت ایران در برابر “پروژه تجزیه” غرب!

1.                  نه یک نظام، که یک پرچم: چرا فروپاشی حاکمیت فعلی، مساوی با پایان جغرافیای ایران است؟

در طول دو قرن گذشته، تاریخ ایران زخم‌های عمیقی برداشته است که اغلب با دسیسه و راهبرد “تفرقه بیانداز و حکومت کن” استعمارگران کهنه کار بر پیکر سرزمین ما تحمیل شده است. جدایی بخش‌های حیاتی و سرشار از منابع کشور، درس‌های تلخی را به ما آموخت که نباید فراموش شوند. اما امروز، ادبیات غرب و اظهارات صریح کارشناسان در اتاق‌های فکر آن‌ها، نشان می‌دهد که هدف نهایی دیگر صرفاً گرفتن منابع نیست؛ بلکه محو هویت جغرافیایی ایران به عنوان یک قدرت مستقل در غرب آسیاست.

2.                 از ملاحظات سیاسی تا هدف نهایی: حذف موجودیت یکپارچه

غرب و در رأس آن ایالات متحده، همراه با اسرائیل، دیگر هیچ ملاحظه سیاسی یا حقوقی بین‌المللی را برای رسیدن به اهداف منطقه‌ای خود قائل نیستند. ادبیات پس از جنگ جهانی دوم که بر پایه عدم مداخله و احترام به مرزها بود، اکنون به طور کامل کنار گذاشته شده است. اسرائیل، با تکیه بر قدرت ویرانگر نظامی خود، به صراحت اعلام کرده است که در همسایگی‌اش، هیچ قدرت ملی مستقلی را تحمل نخواهد کرد. و مانع اصلی در برابر این رویاهای توسعه‌طلبانه و چپاول منابع منطقه، تنها و تنها هسته سخت و مقاوم جمهوری اسلامی ایران بوده است.

نظام فعلی، با تمام فراز و نشیب‌های مدیریتی‌اش، در سطح استراتژیک، سدی بوده که برنامه‌های منطقه‌ای اربابان غربی و اسرائیل را با شکست مواجه کرده است. این حقیقت تلخ را باید پذیرفت: در نگاه دشمن، «نظام» قابل تغییر است، اما «مقاومت» ایران در برابر هژمونی آن‌ها، غیرقابل تحمل است.

3.                 تله‌ای بزرگ‌تر از لیبی و عراق

اگر غرب موفق شود بر مقاومت ملت ایران غلبه کند، نباید توهم داشت که تنها شاهد تغییر یک دولت خواهیم بود. سناریوی آماده شده برای ایران بسیار ویرانگرتر از مدل‌های اجرا شده در سوریه و لیبی است. هدف، تبدیل ایران به خرده‌کشورهای قوم‌گرا، پراکنده و دائماً درگیر با یکدیگر است؛ کشوری که توانایی دفاع از خود در برابر چپاول منابع یا تهدیدات خارجی را ندارد. این راهبرد تجزیه، با استفاده از شکاف‌های قومیتی که سال‌هاست با مهارت تغذیه شده‌اند، به اجرا در خواهد آمد.

به کسانی که در دام توهم “نجات اقتصادی با تغییر نظام” افتاده‌اند باید یادآوری کرد: زمانی که ساختار متمرکز و یکپارچه از بین برود، دیگر نه ساختار اقتصادی خواهی باقی می‌ماند و نه بستر لازم برای تأمین رفاه. آیا اپوزیسیون خارج‌نشین که در خیال بازگشت به وطن به سر می‌برد، لحظه‌ای به این فکر کرده است که قرار نیست آن‌ها بر «ایران متحد» حکومت کنند؟ آن‌ها شاید رویای بازگشت به ساختار حکومتی پهلوی را داشته باشند، اما تجربه ونزوئلا را فراموش کرده‌اند. در صحنه جدید منطقه‌ای، بازیگران اصلی (آمریکا و اسرائیل) هرگز ریسک باقی ماندن موجودیتی واحد به نام ایران را نمی‌پذیرند. آن‌ها ایران را نه برای یک حکومت، بلکه برای مزدوران متفاوتی تقسیم خواهند کرد تا چپاول منابع منطقه بدون هیچ مانع ملی صورت پذیرد.

4.                 حفظ نظام، یعنی حفظ تمدن و جغرافیا

بنابراین، در بزنگاه کنونی، دفاع از جمهوری اسلامی دیگر صرفاً یک موضع سیاسی یا دفاع از یک ایدئولوژی خاص نیست. در این معادله وجودی، حفظ نظام جمهوری اسلامی ایران به معنای حفظ موجودیت ایران بزرگ، یکپارچگی سرزمینی و تداوم تاریخی یک تمدن است که همواره در طول تاریخ، مدافع ارزش‌های بنیادین خود در برابر سیل هجمه‌های خارجی بوده است.

اگر این سد فرو بریزد، دیگر ایرانی بر جغرافیای سیاسی دنیا وجود نخواهد داشت که بتوان درباره ارزش‌هایش صحبت کرد. آنچه غرب و متحدانش می‌خواهند، نه یک تغییر رژیم دموکراتیک، بلکه یک “انحلال ملی” است. آنان از قدرت ایران، نه به خاطر شیوه حکمرانی‌اش، بلکه به خاطر ایستادگی‌اش در برابر سلطه ناپذیر شده‌اند. این آگاهی انتقادی، باید سرلوحه همه کسانی قرار گیرد که به وعده‌های فریبندۀ دشمن دل بسته‌اند و درک کنند که بازی آنها، بازی بر سر بقا یا انقراض جغرافیایی ایران است.

ایرانتمدن ایران
۱
۱
علیرضا احمدی قره زاغ
علیرضا احمدی قره زاغ
من یک پژوهشگر و مبلغ دین با تخصص نویسندگی و مشاوره و تبلیغ، علاقمند به تعامل و هم افزایی با رعایت حریم های اخلاقی در یک فضای سالم با اهل علم و قلم و اهل دل ومعرفت
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید