ویرگول
ورودثبت نام
علیرضا احمدی قره زاغ
علیرضا احمدی قره زاغمن یک پژوهشگر و مبلغ دین با تخصص نویسندگی و مشاوره و تبلیغ، علاقمند به تعامل و هم افزایی با رعایت حریم های اخلاقی در یک فضای سالم با اهل علم و قلم و اهل دل ومعرفت
علیرضا احمدی قره زاغ
علیرضا احمدی قره زاغ
خواندن ۴ دقیقه·۶ روز پیش

وعده سراب: چرا “منافع مشترک” با غرب پس از رفتن، توهمی بیش نیست؟

علیرضا احمدی قره زاغ

درس‌های عبرت از کشورهای همسویه؛ پرونده‌هایی که ثابت می‌کند غرب به هیچ تعهدی پایبند نیست.

تصویری که معارضان جمهوری اسلامی، با چراغ سبز لابی‌های قدرتمند غربی، به خورد افکار عمومی می‌دهند، یک رؤیای شیرین و فریبنده است: ایرانِ پس از این دوران، کشوری است که با آغوش باز به آغوش غرب باز می‌گردد، تنش‌ها را کنار می‌گذارد و در یک بازی برد-برد جهانی، ثروت و رفاه اقتصادی را به دست می‌آورد. این گفتمان، که ریشه در سنت غرب‌گرایی ناکام در تاریخ معاصر ایران دارد، اکنون با تکیه بر جذابیت‌های ظاهری «سرمایه‌گذاری خارجی» و «تأمین امنیت توسط قدرت‌های بزرگ»، سعی در متقاعدسازی بخش‌هایی از جامعه دارد. اما این تز، نه تنها فاقد پشتوانه تاریخی است، بلکه در تقابل مستقیم با منطق استراتژیک ابرقدرت‌ها در قبال بازیگران مستقل قرار دارد.

هزینه “منافع مشترک”: قربانی کردن استقلال ملی

چالش اصلی این گفتمان در یک کلمه خلاصه می‌شود: “اولویت‌بندی”. آیا منافع ملی ایران در تقابل با منافع غرب قرار می‌گیرد یا خیر؟ تجربه تاریخی و تحلیل اسناد اتاق‌های فکر نشان می‌دهد که در منظومه فکری غرب، در هر نقطه‌ای که میان منافع ملی یک کشور مستقل و منافع استعماری، تعارض شکل بگیرد، این منافع ملیِ کشور هدف است که باید هزینه شود.

سیاست قطعی غرب، همواره “ترجیح منافع خود بر منافع ملی” طرف مقابل بوده است. رژیم پهلوی، با تمام شباهت‌های ظاهری که غربگرایان امروز به آن می‌نازند، شاهد عینی این سیاست بود. ایرانِ وابسته به غرب، نه تنها پیشرفت نکرد، بلکه تبدیل به بهترین بازار برای کالاهای غربی و بهترین منبع برای تأمین منابع انرژی آن‌ها شد، در حالی که توسعه صنعتی و بومی آن عمداً سرکوب می‌شد. اگر هدف، پیشرفت بود، غرب به راحتی اجازه نمی‌داد صنایع سنگین و پیشرفته ایران شکل بگیرد. در حقیقت، وابستگی اقتصادی به غرب، نه تنها مانع پیشرفت است، بلکه به طور فعال، بستر پیشرفت قدرتهای غربی را فراهم می‌آورد.

اوکراین، سند زنده بی‌اعتباری غرب

کسانی که هنوز تصور می‌کنند غرب به خاطر “تأمین امنیت سرمایه‌گذارانش” به ایران کمک خواهد کرد، باید پرونده اوکراین را با دقت مطالعه کنند. اوکراین دهه‌ها سیاست‌های همسو با غرب را در پیش گرفت و در نهایت، نه تنها امنیت به دست نیاورد، بلکه با تحریک مستقیم، وارد جنگی شد که تمام زیرساخت‌ها و منابع آن را نابود کرد.

آمریکا به اوکراین اجازه نداد که منابع انرژی خود (مانند گاز روسیه) را از مسیری تأمین کند که خارج از کنترل واشنگتن باشد. آمریکا این کشور را وادار کرد تا معادن حیاتی خود را در اختیار شرکت‌های آمریکایی قرار دهد و در نهایت، قربانی اصلی جنگی شد که منافع آن مستقیماً به جیب شرکت‌های چندملیتی غربی سرازیر شد. این یک نمونه آشکار است که در نزد قدرت‌های استعماری، “منافع ملی” کشورهای همسو، در برابر “منافع استراتژیک آمریکا” هیچ ارزشی ندارد.

ایرانِ تجزیه‌شده، حاشیه امن آن‌هاست

چرا این تحلیل در مورد ایران باید متفاوت باشد؟ پاسخ در عمق استراتژیک ایران است. اگر کشورهای کوچک خلیج فارس، نمونه‌هایی از کشورهای وابسته هستند که برای حفظ امنیت خود، مجبورند بر سر منابع و استقلالشان معامله کنند، هدف نهایی غرب در قبال ایران، فراتر از یک معامله اقتصادی است. هدف، حذف ساختار مقاومتی است که مانع از استقرار کامل هژمونی غرب در مرکز استراتژیک آسیا می‌شود.

اگر ایرانِ پس از جمهوری اسلامی، بر اساس نقشه تجزیه غرب شکل بگیرد (که پتانسیل‌های جغرافیایی آن برای تجزیه وجود دارد)، نه تنها یک “حاشیه امن” برای غرب فراهم می‌شود، بلکه این کشورها به میدان رقابت میان قدرت‌ها برای بهره‌برداری تبدیل خواهند شد. در این سناریو، هیچ سرمایه‌گذاری خارجی برای “صیانت از امنیت” وارد نخواهد شد؛ بلکه شرکت‌های مختلف، برای غارت منابع، بر سر بقایای دولت‌های محلی نزاع خواهند کرد.

نتیجه: این “طرح مشترک” در واقع طرح “تسلیم کامل” است.

فریب این وعده را نباید خورد که اگر تنش را کاهش دهیم، آن‌ها ما را شریک می‌دانند. آن‌ها تنها زمانی شریک می‌دانند که شما دیگر نیروی بازدارنده نباشید و منافع آن‌ها را به طور کامل تأمین کنید. در نهایت، گفتمان غربگرایانه و “گفتمان تسلیم” در درون، نه تنها سهمی از کیک اقتصاد جهانی به ما نمی‌دهد، بلکه تنها به قیمت تبدیل ایران به یک بازار مصرفی بدون استقلال استراتژیک و سرزمینی تقسیم شده تمام خواهد شد. آگاهی این است که تنها با ایستادگی بر سر منافع ملی و حفظ تمامیت ارضی، می‌توان در معادلات جهانی جایی برای “منافع واقعی” ایران تعریف کرد، نه اینکه منتظر سهم‌خواهی از سفره‌ای باشیم که خودمان برایشان پهن کرده‌ایم.

غرباوکراینتجزیه ایران
۰
۰
علیرضا احمدی قره زاغ
علیرضا احمدی قره زاغ
من یک پژوهشگر و مبلغ دین با تخصص نویسندگی و مشاوره و تبلیغ، علاقمند به تعامل و هم افزایی با رعایت حریم های اخلاقی در یک فضای سالم با اهل علم و قلم و اهل دل ومعرفت
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید