روی تابلویی کنار دریاچه پشت سد خاکی نوشته بودند:
«شیب دیواره زیاد است؛ بهمحض افتادن در آب، غرق میشوید.»
جمله ای رک و ساده که از شدت صراحت بیشتر به طنز،می زد تا هشدار.
انگار می گفت: اگر جای دیگری در آب بیفتید چندثانیه ای فرصت دست و پازدن یا فکر کردن به گذشته تان را دارید ولی اینجا نه! ،بلافاصله کار تمام است.
این جمله ساده و بی تعارف، من را به فکر فرو برد. به همه شیبهای تند و بیبازگشتی فکر کردم که جای این هشدار در کنارشان خالی است.
مثل اعتیاد، قمار، جراحیهای زیبایی، بازیهای کامپیوتری و اینستاگرام.
قبول کنید شیب این آخری خیلی تند است و باید بنویسند:
«.. نیفتاده، غرق میشوید..»
من بارها تا مرز غرق شدن رفتم. اما هر بار دستی از غیب نجاتم داد.
نمیدانم اعتقاداتم بود، وسواسم یا سن و سالم...
چند وقتی هم هست که کلاً از این شیب خطرناک فاصله گرفتهام و بهاصطلاح، آناینستالش کردهام.
هرچند هنوز گاهی دچار علائم ترک میشوم، ولی در همین مدت چیزهای زیادی در اطرافم کشف کردهام که به وقت کلافگی و بیحوصلگی، بهجای این شیب خطرناک به آنها پناه ببرم.
یکیشان همین نوشتن!
از نوشتنیهایی که بیش از دو سال در نوبت بودهاند و فرصت نداشتم سراغشان بروم، تا همین متنی که میخوانید.
فیلمهای زیادی هم هست که میخواهم بهجای خورده کلیپ های اینستاگرام ببینم، و کتابهایی که بهجای جمله های بی سروته و پراکنده اش بخوانم.
انگار با حذف این طلسم رنگارنگ، به من عمر چند برابر دادهاند.
شما هم اگر طالب این عمرهای اضافه هستید فقط کافیست دستتان را روی آیکون برنامه های مزاحم و بیهودهی زندگیتان نگه دارید و آناینستالشان کنید.
#شیب #اینستاگرام #وقت