ویرگول
ورودثبت نام
محمد امین عابدی
محمد امین عابدی
محمد امین عابدی
محمد امین عابدی
خواندن ۴ دقیقه·۱۹ روز پیش

وارونگی ایستایی ،وارونگی ادراک،پس ازمرگ فصل 2

سلام دوستان ! فصل 2 این مسیر رو شروع میکنیم! روح من (محمد امین) در لحظه پس از مرگ تمام اطلاعات فریز شده قبل خود را بازیابی و بروز رسانی کرده ! مسیر وعلت پا گذاشتن به دنیای ماده را بیاد اورده ادراک و اطلاعات او اکنون متصل به اگاهی بیکران است! زندگی وتجربه زیسته درماده (بر روی زمین ) را بخاطر دارد! او با پوزخند تلخی نمادها و نشانه هایی راکه در دنیای ماده حقیقت لحظه پس از مرگ را به او نشان میداد و او هرگز متوجه انها نشد را بیاد اورده و مینگرد ! اولین نمادی که روح بخاطر اورد همان چشم ما و انعاکس و وارونگی تصویر در عنبیه و شبکه چشم او بود ! چشم تنها ابزاری برای دیدن نبود بلکه نمادی بود که دنیای پس از مرگ را هر روز به جسم من گوشزد میکرد اما من در طول تجربه زندگی هرگز متوجه ان نشده بودم ! نماد دوم ! در علوم نمادین هندسه باستانی مثلث 🔺 روبه بالا نماد اتصال اگاهی به اسمان و مثلث 🔻 رو به پایین نماد اتصال اگاهی از اسمان به به ماده ویا زمین است ! اما پس از مرگ این دو نماد تبدیل به نماد ایستادن در بعد ماده 🔺 مثلث روبه بالا و پس از مرگ و وارونگی ایستایی 🔻 مثلث رو به پایین! ! اکنون روح محمد امین تعادلی نیم بند همچون کودکی که تازه درحال تمرین ایستادن و تمرین برای قدم برداشتن را تجربه میکند! او اسمان گذشته مادی خویش را همچن زمین گذشته سخت و غیر قابل نفوذ میبیند و زمین را گستره کیهانی همچون اسمان درک و تجربه میکند ! جسمی که سالیان سال خودرا در ان زندانی میپنداشت اکنون در وارونگی اداراک ان را شبیه به معبد ، و قصری ! ، با صدها طبقات و هزاران تالار لایه لایه پر از رازها ،نمادها و نشانه های باشکوه و رویایی میبیند و درک میکند و در کنار ان زمین ، ماده ای که تا قبل از مرگ بر سطح ان راه میرفت وسخت وغیر قابل نفوذ درک شده بود اکنون با گستردگی کیهانی تبدیل به اسمانی باشکوه توسط روح من درک و تجربه میشد ! نکته ای که توجه روح مرا را جلب و جذب خود میکرد الگویی تکرار شونده ای بود که در درون جسم من و در درون کره زمین دیده میشد و باز دوباره پوزخند تلخ روح از نشانه هایی که سالیان سال با ان زندگی کرده بود و هیچوقت توجهی به انها نکرده یود! زمین اکنون گسترده گردیده و در زاویه دید روح قرار داشته و او جریانها و صفره های ابهای زیرزمینی را که در همه جای کره زمین در زیر لایه ای از پوسته کره زمین در حال جریان بود را میدید و همچنان رگهای خونی در بدن خود را! این همان الگو و نشانه تکرار شونده ای بود که هیچوت روح من در زندگی گذشته خویش متوجه ان نشده بود ! در وارونگی ادراک هسته گرم ،مذاب و داغ کره زمین! همچون خورشیدی تابان در دوردستها نمایان است! شبکه های فاضلاب های انسانی و شهری و همچنین شبکه های طبیعی زهکش لجنها و مردار کف اقیانوسها ،دریاچه ها ،دریاها و مردابها این لجنها و فاضلابهای شهری انسانی را به وسیله جاذبه طبیعی وقدرتمند بسمت مرکز زمین که همچون کوره ای بسیار بزرگ و پر انرژی در حال سوختن ،با جاذبه قوی توسط روح دیده و درک میشد! این شبکه های فاضلابی و لجنهای دریایی ،سیاه رنگ هرچه به هسته زمین نزدیک و نزدیکتر میشو د گرما شدیدتر و فشارها سنگینتر و سنگینتر میشود و برای این جریانات عمل تقطیر بارها و بارها به صورت طبیعی اتفاق افتاده و این اتفاق این مایعات و لجنها تبدیل به میعانات گازی و نفت خام کرده و جاذبه هسته زمین این مایع (نفت خام) و میعانات گازی ومایع را قطره چکانی جذب کوره مرکز زمین کرده و انرژی گرمایشی ان را تولید میکرد! تا ان زمان اطلاعات روح من در تجربه زیسته بر زمین اینگونه تعریف شده بود که نفت و گاز از فسیل گیاهان و جانوران است اما درک روح وعلوم واطلاعات روح من چندین سطح بالاتر از علوم پیشرفته انسان تکنولوژیک زمان خویش بود! و باز پوزخند تلخ روح از سیستم تغذیه ای جسم خود ! دهان ،نای ،روده و معده درجسم و الگوی تکرار شونده ان در بتن ماده وزمین که لجنها و فاضلابهای شهری را تبدیل به نفت وگاز و سوخت و تامین انرژی طبیعی برای زمین بود! یک الگو تکرار شونده و نشانه بسیار قوی ای بود که تا ان لحظه جسم و روح من هرگز به این گونه ان را نه دیده و نه شنیده و نه درک کرده بود!

این مسیر ادامه دارد!


کره زمین
۰
۰
محمد امین عابدی
محمد امین عابدی
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید