من شخصی برونگرا هستم، من عاشق اینم که مدام با دوستام باشم، زندگی من خوب بود، تا اینکه ۲ سال پیش اتفاقی افتاد که تونستم اون ها رو بهتر بشناسم.
در اوایل شیوع کورونا دوستی من با دوستای صمیمیم از طریق صفحات مجازی و تلفن ادامه پیدا کرد، شاید نمیتونستم ببینمشون اما هنوز باهاشون ارتباط خیلی نزدیکی داشتم. تا اینکه اون درونگراهای عزیز به کورونا و خونهنشینی عادت کردن و تماسهای اونها مدام کمتر شد و تماسهای من بیشتر.
زندگیم داشت عوض میشد و من مجبور بودم خیلی ناگهانی از وابستگی به دوستام دست بکشم و دست کشیدم!!!
یه روز در حالی که خیلی ناراحت بودم(دلتنگ بودم) داشتم تو اینترنت درمورد برونگرایی و درونگرایی و اینا تحقیق میکردم که به پست آقای حسن شیخ برخوردم.
ایشون طوری مشکل من رو در زندگی خودشون بازگو کرده بودن که بیاختیار دلم خواست باهاشون درمورد مشکلاتم حرف بزنم و برای اینکه بتونم کامنت بذارم در ویرگول ثبت نام کردم!? و اعتراف میکنم ایشون خیلی به من کمک کردن!
بعد اون من چنتا دوست مجازی جدید پیدا کردم و سعی کردم از تنهاییم لذت ببرم و موفق هم شدم?
بعد اون خیلی نوشتم و خیلی خوندم و خیلی پستهام رو پاک کردم و دوباره نوشتم.? خیلی وقتها هم تصمیم گرفتم زیاد سر نزنم تا به درسام لطمه نزنم.
در هر صورت من الان خوبم. خیلی خوبم. حال روح و روانم برخلاف ۲ سال پیش آرومه..
پست آقای شیخ: