ویرگول
ورودثبت نام
مریم اروجی
مریم اروجیـ در تقلای زنانگی؛ ـ می‌خوانم و می‌نویسم. ـدانشجویِ مطالعات زنان
مریم اروجی
مریم اروجی
خواندن ۱ دقیقه·۱ سال پیش

بودن یا نبودن

شاملو می‌نویسد:بودن به از نبود شدن خاصه در بهار.نمی‌دانم دلم می‌خواهد حرفش را باور کنم یا نه. آیا می‌توان چیزهای دیگری را یافت که مانند بهاران که حضورشان ارزش ماندن داشته باشد یا آنچه از بهاران در ذهن شاملو نقش بسته است. یا به مانند بهاران ابتهاج هرساله با عزای دلش می‌آید و ارغوانی که دامن صبح را می‌گیرد یاد خونینِ رفیقان وی را به یاد می‌سپارد.این یک رسالت است که آدمی بهار خودش را چگونه و در چه چیزی توصیف می‌کند و بود و نبودش را به آن پیوند می‌زند.یک رسالت شاید به مثابه یک رنجِ دائمی یک حفره‌ی خالی شده که نمی‌توان با هرچیزی آن را سرشار کرد.شاید که سالها طول بکشد تا فردی بفهمد بهارش را در چه چیزی پیدا می‌کند و به بار نشستنش و خزانش را چگونه می‌بیند.یک عمر یا شاید هرشب به انتظار معجزه بودن و یا زمستان را با خیال عطر شکوفه‌ها سپری کردن.

ادامه دارد...


مریم اروجی

۴
۱
مریم اروجی
مریم اروجی
ـ در تقلای زنانگی؛ ـ می‌خوانم و می‌نویسم. ـدانشجویِ مطالعات زنان
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید