ویرگول
ورودثبت نام
عاشور حسن زاده عرب
عاشور حسن زاده عربدکترای زبان و ادبیات فارسی مدرس دانشگاه
عاشور حسن زاده عرب
عاشور حسن زاده عرب
خواندن ۵ دقیقه·۱ ماه پیش

وقتی جامعه خودش را بی‌هیچ نقشه‌ای می‌سازد

آیا تا به حال به این فکر کرده‌اید که چگونه هزاران نفر در یک بازار بزرگ، بدون اینکه کسی به آن‌ها دستور بدهد، کالاهای خود را خرید و فروش می‌کنند و نتیجه‌اش نظمی شگفت‌انگیز و تأمین نیازهای میلیون‌ها انسان است؟ یا چگونه زبان تکامل یافته، بدون آن‌که شورایی مرکزی واژه‌ها را ابداع کرده باشد؟ یا اینکه چگونه قواعد حقوقی‌ای مانند «به عهد وفا کن» یا «به مال دیگری تعدی مکن» در طول قرن‌ها شکل گرفته‌اند، بی‌آنکه قانون‌گذاری اولیه‌ای برای آن‌ها وجود داشته باشد؟

کتاب «نظریه نظم خودانگیخته» نوشته نورمن بری (استاد فلسفه سیاسی در دانشگاه باکینگهام) و ترجمه خشیار دیهیمی، پاسخی است روشنگرانه و در عین حال نقادانه به این پرسش‌ها. این کتاب یک دوره گردش فکری در یکی از تأثیرگذارترین اما ناشناخته‌ترین سنت‌های اندیشه اجتماعی غرب است: سنتی که ادعا می‌کند مهم‌ترین دستاوردهای تمدن بشری –از بازار و پول تا زبان، قانون و حتی برخی نهادهای سیاسی– نه حاصل طراحی هوشمندانه یک ذهن برتر، بلکه برآمده از «عمل انسانی» هستند، بی‌آنکه حاصل «قصد و نیت انسانی» خاصی بوده باشند.

اگر شما هم از آن دست خوانندگانی هستید که از کلیشه‌های «دولت در برابر بازار» یا «فردگرایی در برابر جمع‌گرایی» خسته شده‌اید، این کتاب افق تازه‌ای برابرتان می‌گشاید. بری نه یک ایدئولوگ یک‌سویه‌گراست و نه یک نسبی‌گرای بی‌تفاوت. او با دقتی فلسفی و مهارتی تاریخی، سیر تحول این اندیشه را از مدرسیان اسپانیایی قرن شانزدهم (مکتب سالامانکا) تا فریدریش فون هایک، برنده نوبل اقتصاد در ۱۹۷۴، دنبال می‌کند و در میانه راه از چهره‌های بزرگی همچون سر متیو هیل، برنارد ماندویل، دیوید هیوم، آدام فرگوسن، آدام اسمیت، کارل منگر و هربرت اسپنسر می‌گذرد. اما این فقط تاریخ اندیشه نیست؛ بری پرسش اساسی‌تری دارد: آیا توضیح «نظم خودانگیخته» در اقتصاد (بازار) به همان خوبی در حقوق و سیاست (قواعد حقوقی و نهادهای حکومتی) کار می‌کند؟ پاسخ او –که به جرأت می‌توان گفت جذاب‌ترین بخش کتاب است– یک «نه» مشروط و تأمل‌برانگیز است.

چرا باید این کتاب را خواند؟

بسیاری از ما «دست نامرئی» آدام اسمیت را شنیده‌ایم، اما نمی‌دانیم که اسمیت خود نگران پیامدهای تخصصی شدن (تقسیم کار) بر اخلاق و هوش کارگران بود و دولت را در آموزش دخالت می‌داد. بری نشان می‌دهد که اسمیت، برخلاف کاریکاتور «لسه‌فر» که از او ساخته‌اند، یک اقتصاددان «آزادی طبیعی» بود اما هرگز آنارشیست نبود. یا اینکه هایک، این غول قرن بیستم، چگونه نظریه «شناخت پراکنده» را بنیان نهاد: یعنی دلیل اصلی برتری بازار این نیست که مردم خودخواهند (چون فرشتگان هم برای هماهنگی به قیمت‌ها نیاز دارند)، بلکه به این خاطر است که هیچ کس و هیچ نهادی نمی‌تواند تمام اطلاعات پراکنده در میان میلیون‌ها ذهن را جمع‌آوری کند. این بصیرت معرفت‌شناختی، تمام بحث‌های اخلاقی سطحی درباره «سرمایه‌داری در برابر سوسیالیسم» را یک گام فراتر می‌برد.

کتاب به خوبی نشان می‌دهد که متفکران مکتب سالامانکا در قرن شانزدهم، پیش از آدام اسمیت، نظریه ارزش ذهنی (ذهن‌گرا) و نظریه مقداری پول را فرموله کردند. یا اینکه برنارد ماندویل با شعر «افسانه زنبورها» ثابت کرد «شورهای شخصی» می‌توانند به خیر عمومی بینجامند – جمله معروف «مفرداتش همه شر بود، لیک ترکیب آن چو بهشت» از اوست. اما جذاب‌تر از همه، معرفی چهره‌هایی چون سر متیو هیل (قاضی ارشد انگلستان در قرن هفدهم) است که در نقد هابز، مبانی حقوق عرفی را به عنوان یک نظم خودانگیخته پی ریخت. هیل باور داشت که قانون، بیش از آنکه «وضع» شود، «کشف» می‌شود و عقل «مصنوعی» مبتنی بر تجربه، بر عقل انتزاعی فیلسوفان برتری دارد.

این نقطه‌ کانونی و اندوهناک کتاب است. بری با صراحت تمام نشان می‌دهد که هایک، این بزرگ‌ترین مدافع نظم خودانگیخته در قرن بیستم، در دام نوعی «سنت‌گرایی غیرنقادانه» گرفتار شده است. هایک در اقتصاد عالی کار می‌کند: مکانیسم قیمت‌ها را داریم که هماهنگی ایجاد می‌کند. اما در حقوق و سیاست، نظم خودانگیخته چنین مکانیسم روشنی ندارد. قواعد می‌توانند تکامل یابند و باقی بمانند، اما نه لزوماً به نفع آزادی. هایک معیاری «صورتی» (همگانی و کلی بودن قواعد) ارائه می‌دهد که کافی نیست. برای مثال، قوانین آپارتاید همگانی بودند اما ستمگر. یا قاعده «حاکمیت مطلق پارلمان» در بریتانیا محصول تکامل است، اما به تضعیف قانون و اقتصاد انجامیده است. پس اگر عقل نتواند این تکامل را نقد کند، چه؟ بری نشان می‌دهد که کارل منگر (بنیان‌گذار مکتب اتریشی) از هایک متوازن‌تر بود: منگر تأکید داشت که منشأ یک قاعده مهم نیست، بلکه سودمندی آن ملاک است و حقوق عرفی گاهی به خیر عمومی لطمه زده است. بنابراین می‌توان از عقل برای اصلاح قواعد طراحی‌نشده استفاده کرد، بدون آنکه به عقل‌گرایی افراطی افتاد.

کتاب در فصل‌های پایانی به نقد صریح «عدالت اجتماعی» از منظر هایک می‌پردازد. هایک استدلال می‌کند که در یک نظام مبادله آزاد (کاتالاکسی)، درآمدها تابع ارزش خدمات هر فرد برای دیگران است، نه «شایستگی» یا «نیاز» ذهنی. تلاش برای بازتوزیع اجباری، هم کارایی را نابود می‌کند و هم مستلزم گسترش اجبار است. اما بری بی‌طرفانه خاطرنشان می‌کند که پیش‌بینی تیره هایک از «راه رقیت» به طور کامل محقق نشده است؛ دولت‌های رفاه غربی بیشتر دچار رکود و بی‌تحرکی شده‌اند تا استبداد. با این حال، تحلیل هایک از «رقابت گروه‌های ذی‌نفع» در دموکراسی‌های مدرن و نبود مکانیسم خودتصحیح‌گر سیاسی، همچنان تیزبینانه و تأمل‌برانگیز است.

یک هشدار دوستانه و یک دعوت

این کتاب، یک «سخنرانی خطابه‌وار» نیست. بری نه هایک را بت می‌کند و نه او را ویران می‌سازد. او با دقت نشان می‌دهد که نظریه نظم خودانگیخته در حوزه اقتصاد درخشان، اما در حوزه حقوق و سیاست نیازمند تکمیل با «عنصری از عقل‌گرایی ساختمان‌گرا» است. این تعادل‌جویی، شاید مهم‌ترین درس کتاب باشد.اگر از خوانش‌های خطی و سیاه‌وسفید از تاریخ اندیشه خسته شده‌اید، «نظریه نظم خودانگیخته» شما را به سفری روشنفکرانه در طول چهار قرن می‌برد و در پایان، نه یک پاسخ نهایی، بلکه مجموعه‌ای از پرسش‌های اساسی درباره حدود عقل، ماهیت خودانگیختگی و سرنوشت آزادی در جهان پیچیده امروز به شما هدیه می‌دهد. خواندن این کتاب را آغاز کنید؛ شاید دیدگاه شما نسبت به نظم اجتماعی اطرافتان برای همیشه تغییر کند.

 

آدام اسمیت
۴
۱
عاشور حسن زاده عرب
عاشور حسن زاده عرب
دکترای زبان و ادبیات فارسی مدرس دانشگاه
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید