ویرگول
ورودثبت نام
دخترزمستان
دخترزمستان
دخترزمستان
دخترزمستان
خواندن ۱ دقیقه·۵ سال پیش

دیوار خوشبختی


دختر خانمی بودم که فوق لیسانس داشتم.و بخاطر شرایط سختی که برام بوجود اومده بود.دربه در دنبال کار بودم.البته کار تدریس تودیوار درخواست تدریس داده بودم و چند تا موسسه بود.که من به یکی از اون موسسات زنگ زدم وگفتن حضوری تشریف بیارید.مدیر موسسه خانم با کمالاتی بودند که بعد از مصاحبه با من گفتن خبر میدن.دوروز بعد تماس گرفتن که من قبول شدم و میتونم در موسسه ایشون که خانوادگی اداره میکردن مشغول به کار شم.خیلی خوشحال شدم و شروع کارم رو از دیوار که اسمش رو گزاشتم دیوار خوشبختی استارت خورد.چند ماه بعد که از کار تدریس من در اون موسسه میگذشت.مدیر موسسه منو برای برادرشون خواستگاری کردن.که ایشون هم تدریس میکردن.الان دوتایی زیر ی سقف زندگی میکنیم.و مشغول تدریس واموزش هستیم.این آرامش و خوشبختی رو من مدیون دیوار خوشبختی هستم که از اینجا شروع شد.استارت شروع ب کارم و آغاز زندگی مشترک.رو مدیون دیوار هستم.واین شعر که واقعا وصف حال من با دیوار است.

گاهی گمان نمیکنی ولی میشود

گاهی نمیشود نمیشود که نمیشود

گاهی هزار دوره دعا بی اجابتست

گاهی نگفته قرعه به نام تومیشود

?دخترزمستان?

دیوارتدریسموسسه
۱
۰
دخترزمستان
دخترزمستان
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید