یک بار به اندازه چندین پاراگراف نوشتم انصافا دل پری هم داشتم پر طعنه و کنایه هم نوشتم اما نمیدونم چرا پاک شد
این مدت حسابم بسته شد و تصمیم گرفتم سریالی که قبل از این خفقان حاکم تا نیمه دیده بودم رو تموم کنم و تا حدی موثر بود گرچه مدام خودمو توی کاراکتر ها پیدا میکردم و باز فکر و خیال اما ارزششو داشت.
این چندمین باریه که مسدود میشه حسابم و حتی نمیدونم چرا، نمیدونم کدوم قانون رو نقض کردم! حساب اصلیم( که دیگه وارد نمیشه)چند تایی ریپورت و بلاک کردم و بعله مسدود. اینجا اما حتی تعداد کامنت ها به تعداد انگشتای دستم هم نمیرسید اما باز ۲۴ ساعت مسدود....
بگذریم مهم نیست نه من آدم زنگ زدن و پیگیری هستم نه اصلا این روزا جونی دارم براش
یک کاربر نوشته بودن ۵ دقیقه زندگی ۲۳ ساعت و ۵۵ دقیقه افسردگی( حالا دقیق یادم نیست ولی محتوا همینه) خواستم بگم ۲۴ ساعت من این روزا خیلی طولانی تره حدود یک سال اگر اغراق نکرده باشم برای هر روز طول میکشه خصوصا وقتی همراه بیخبری از عزیزت باشه دلتنگی خونه نشینی و خب این «وضعیت» که باعث و بانی ۹۹ درصد مشکلات من یک نفر به شخصه قطع به یقین هست
شرایطی که داره جون منو میگیره اما برام جالبه که خیلیا انگار اصلا نمیدونن چی شده
یه نفر پرسیده بود دلیل خاصی داره محدودیت کامنت های ویرگول؟!
و من اینطور بودم که جدی؟! این الان سواله؟! مشخص نیست؟! محدودیت های دیگه رو ندیدن؟!
فرمودن که هر اونچه نیاز شما باشه با نت ملی سایت داخلی و هوش مصنوعی داخلی و n تا چیز داخلی دیگه به راحتی« خیلی مهمه توجه کنید به راحتی» در دسترس عموم مردم هست
احتمالا منظورشون استفاده از ذره بین و گردوعه بادومه چیه هموناست
از کل اینا ذره بین رو امتحان کردم و خب چهار روزی هست دوتا آهنگ مجازِ حلالِ داخلی تایید شده زدم دانلود شه و تا همین ثانیه که اینجام نوشته در حال اتصال....
یا مثلا انقد کار باهاش راحته که وقتی نسخه کامل شعر
«هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد» رو ازش خواستم ارور داد دو سه تا سکته و بعد مرد و صفحه خالی
بله بله به راحتی میتونید سرچ کنید دروغ هم نیست اما کسی نگفت به راحتی پاسخ میده یا اصلا پاسخ سوال شمارو میده و خب برای من «مشت نمونه خروار هست» باقی موارد معرفی شده رو حتی تست هم نکردم
امروز روز ترسناکی بود دردی که از صبح سرم رو درگیر کرد چشمایی که تیر میکشید و گلو درد و گوش درد بدون هیچ علائمی شبیه به سرماخوردگی و در نهایت دردی که تک تک استخون هامو لمس کرد
شاید بشه اسمشو بذارم بیماری روان تنی؛ از شدت حال خرابم امروز به گریه گذشت بیشتر از روزای دیگه
زندگیمون شده شبیه به سریال هیولا ۱ و ۲، دو قشر کاملا متفاوت،البته من قضاوتی نمیکنم یه عده احتمالا سن کمی دارن و خب طبیعیه یه عده هم احتمالا جوری که من فهمیدم با عقایدشون تمام زندگیشونو بنا کردن و حالا عوض کردنش شبیه به کشیدن صندلی از زیر پای آدمیه که تنها پناهش اون صندلیه تنها امیدش و خب من نمیخوام اونی باشم که اون صندلی رو میکشه یه عده دیگه هم هستن که اصلا نمیپردازم بهش
از حق نگذریم ما خیلی داریم ناشکری میکنیم مثلا ببینید نت نداریم ولی زمان هزار برابری داریم فقط یه اشکال همچین ریزی داره مثلا اینکه مفهوم زمان اصلا اینطور تعریف میشه که: زمان اگر اتفاقی توش نیوفته ثابته ( همون تئوری نسبیت انیشتین) البته اگر نگن وای بر تو که به دانشمند ملی خیانت کردی اسم انیشتین اوردی :)
خلاصه که برای من زمان از ۱۸ دی تا الان ثابته و نه به معنای مثبت.
میگن مثبت باشید از تهدید ها فرصت بسازید و و و
داشتم فکر میکردم که آره ها فکر بدی نیست بیاین نفری یه کتاب «چهار اثر فلورانس اسکاول شین»بگیریم دستمون چارتا شمع و عود روشن کنیم اونقد تصور کنیم تا حالمون خوب شه فقط اگه صاحبخونه وسطش با همون کتاب نذارتمون جلوی در یا مثلا موعد قسطامون وسط کتاب یادمون نیاد یا ....
اها برای اقلام خوراکی و گرونی، ببینید ما متوقعیم عزیزان مثلا راهکار دو سر برد دارم براتون
روزه بگیرید؛! ببینید هم ثوابه هم صرفه جویی هم چاق نمیشید با یکم جو و یه پیاله آب هم کارتون راه میوفته. شاید بگیر زخم معده دارم و منشاش اعصاب هست و باز برمیگرده به شرایط که باید بگم: اه همش دنبال بهونه اید این دیگه مشکل خودتونه
دیگه خلاصه مشکلی بود بگید راهکار زیاده مثلا الان وسط این موقعیت برید سفر فقط اخبار هواشناسی گفتن قبلش دما و اینارو چک کنید ولی خب اجازشو دادن:)
شاید بگید پول نداریم که خب بازم مشکل خودتونه
کلا مشکل خودتونه مشکل از شماست همین اینو بفهمید و کتاب اسکاول شینو بردارید اگر تموم شد میتونید برید سراغ کتاب خیلی زرد تر به اسم «راز» خلاصه که با همینا سر خودتونو گرم کنید شاید کمتر درد احساس شه( فعکککک نکنمممممم)
اها راستی همین الان فهمیدم که SMS میشه فرستاد و خب واوووووو چی ازین بهتر دیگه چی میخواید شما.
آره خلاصه....
پی نوشت: یه ژانر جدیدی به کابوس هام اضافه شده شبیه به سلول و ....
کامنت کمتر میخوام بذارم بلکه قوانین نانوشته نقض نشه( اگه پست گذاشتن قانون شکنی نباشه)
و در نهایت اینکه به امید زنده ایم و من ایمان دارم این اوضاع هم میگذره فقط ناراحت این هستم که این تیکه ازش سهم جوونی ما شد. یکی یه جایی گفت سالی که نکوست از بهارش پیداست منظورش سال نو میلادی بود
خواستم بگم ضرب المثل خودمونو بیایم با سال خودمون بسنجیم شاید فرجی شد
میدونم هر کدومتون مشکلات خودتونو دارید و چه این متنو بخونید چه نه از ته دل آرزو میکنم حل بشه و زود هم حل بشه
پی نوشت ۲: یاس عزیز پیامت رو دیدم و بهت افتخار میکنم، هم ویدیو کار هات و هم شعرت بسیار دلنشین بودن( از کارهات مخصوصا اونی که ماه داشت :)))