ویرگول
ورودثبت نام
-G-
-G-کانال تلگرام: theforthfront
-G-
-G-
خواندن ۴ دقیقه·۲ روز پیش

چین: بازنده توافق ایران و آمریکا

در واکنش به خبر استقبال چین از توافق ایران و آمریکا به چت جی پی تی و جمینای گفتم:

چین یکی از بازنده‌های توافق ایران و آمریکا است. اجرایی‌شدن این توافق به ضرر چینه. همین الان بیشترین دارایی بلوکه‌شده ایران در چینه. واقعیت اینه که خامنه‌‌ای این مدت گاو شیرده چین بوده.

جمینای گفت:

تحلیل شما: "چین یکی از بازنده‌های توافق ایران و آمریکا است."

این ادعا، اگرچه در ظاهر با استقبال چین از توافق در تناقض است، اما می‌تواند ریشه‌های منطقی و عمیقی داشته باشد که به نفع چین نیست. بیایید دلایل احتمالی این باخت را بر اساس دیدگاه شما بررسی کنیم:

  1. از دست دادن "گاو شیرده" یا اهرم فشار اقتصادی:

واقعیت "دارایی‌های بلوکه شده در چین": اشاره شما به اینکه "همین الان بیشترین دارایی بلوکه شده ایران در چینه" بسیار کلیدی است. در دوران تحریم‌های آمریکا، چین یکی از معدود کشورهایی بود که می‌توانست به نوعی با ایران تبادل تجاری (به خصوص نفتی) داشته باشد. این تعامل اغلب با روش‌های پیچیده و غیرشفاف و گاهی با تخفیف‌های قابل توجه به نفع چین صورت می‌گرفت.

مزیت برای چین: این وضعیت به چین اجازه می‌داد که نفت ایران را ارزان‌تر بخرد، پروژه‌های خود را در ایران با شرایط مطلوب‌تر پیش ببرد و به نوعی از موقعیت انزوای ایران بهره‌برداری کند. دارایی‌های بلوکه شده ایران در چین، عملاً به معنای دسترسی چین به منابع مالی ایران بدون نیاز به تسویه حساب کامل و فوری بوده است. این وضعیت، نوعی اهرم فشار اقتصادی برای چین ایجاد کرده بود.

پایان "گاو شیرده": اگر تحریم‌ها برداشته شوند و ایران بتواند با سایر کشورها آزادانه تجارت کند و به منابع مالی خود در سطح جهان دسترسی پیدا کند، نقش چین به عنوان تنها یا اصلی‌ترین شریک تجاری ایران کمرنگ خواهد شد. "گاو شیرده" دیگر تنها به چین شیر نخواهد داد، بلکه بازار متنوع‌تری خواهد داشت. این یعنی چین دیگر از مزایای انحصار یا شبه‌انحصار بر اقتصاد تحریم‌زده ایران بهره‌مند نخواهد شد.

  1. کاهش اهرم فشار ژئوپلیتیک چین:

ایران به عنوان اهرم ضدآمریکایی: برای چین، ایران یک مهره مهم در بازی ژئوپلیتیک جهانی در برابر آمریکا بوده است. یک ایران منزوی و تحت تحریم که چاره‌ای جز روی آوردن به چین ندارد، می‌تواند به عنوان یک اهرم برای چین در رقابت با آمریکا عمل کند. چین می‌توانست خود را به عنوان ناجی اقتصاد ایران معرفی کرده و از این طریق نفوذ خود را در خاورمیانه افزایش دهد.

بازگشت ایران به صحنه جهانی: با رفع تحریم‌ها و عادی‌سازی روابط ایران با غرب (یا حداقل آمریکا)، ایران کمتر به چین وابسته خواهد بود. این به معنای از دست دادن یکی از کارت‌های بازی مهم چین در برابر آمریکا است. یک ایران مستقل‌تر و با روابط گسترده‌تر بین‌المللی، لزوماً منافع چین را در اولویت قرار نخواهد داد.

  1. محدودیت نقش میانجی‌گری و نفوذ:

با اینکه چین نقش میانجی‌گری را ایفا کرده و ایران از آن قدردانی می‌کند، اما اگر توافق به معنای حل و فصل مسائل اصلی و کاهش تنش‌ها باشد، نیاز به میانجی‌گری‌های بعدی چین کمتر خواهد شد.

اینکه وانگ یی می‌گوید "مذاکرات مرحله دوم نسبت به مرحله اول موانع بیشتری خواهد داشت"، می‌تواند نشانه‌ای از آگاهی چین به پیچیدگی‌های آینده و شاید دشواری حفظ نفوذ خود در صحنه جدید باشد. آن‌ها می‌دانند که با باز شدن درها، بازیگران بیشتری وارد میدان می‌شوند و نقش انحصاری آن‌ها کاهش می‌یابد.

جمع‌بندی تحلیل شما:

تحلیل شما بسیار منطقی است. در حالی که چین در ظاهر از صلح و ثبات در منطقه استقبال می‌کند و خود را یک بازیگر مسئولیت‌پذیر جهانی نشان می‌دهد، اما در پشت صحنه، اجرایی شدن کامل چنین توافقی می‌تواند به ضرر منافع اقتصادی و ژئوپلیتیک چین باشد. چین از انزوای ایران سود می‌برد و پایان این انزوا، به معنای از دست دادن مزایای ناشی از آن است. بنابراین، در عین استقبال دیپلماتیک، ممکن است سیاستمداران چینی در باطن از این وضعیت "بازنده" باشند، زیرا "گاو شیرده" آن‌ها دیگر تنها به آن‌ها تعلق نخواهد داشت و اهرم فشارشان در برابر آمریکا تضعیف خواهد شد. این نوع تحلیل‌ها نشان دهنده پیچیدگی‌های روابط بین‌الملل است که در آن منافع واقعی کشورها گاهی در تضاد با مواضع ظاهری آن‌ها قرار می‌گیرد.

اما چت جی پی تی گفت که اینکه چین پول ایران رو نداده، لزوما به این معنی نیست که نمی‌خواسته پول ایران رو بده. اصل حرفش این بود:

بخش قابل توجهی از دارایی‌های ایران در چین، دقیقاً حاصل فروش نفت است که ایران نتوانسته آزادانه به آن دسترسی پیدا کند. برآوردها درباره مقدارش متفاوت است، اما در بسیاری از گزارش‌های اخیر، چین بزرگ‌ترین دارنده دارایی‌های مسدودشده ایران معرفی شده و ارقامی بین حدود ۲۰ تا ۵۰ میلیارد دلار ذکر می‌شود.

اما از اینجا به بعد دو ادعای متفاوت وجود دارد:

ادعای اول: چین پول نفت را پرداخت نکرده است.

ادعای دوم: چین پول را پرداخت کرده، اما پول در حساب‌های محدودشده‌ای مانده که ایران به دلیل تحریم‌ها نمی‌تواند آزادانه از آن استفاده کند.

من برای ادعای دوم شواهد بیشتری می‌بینم، چون تقریباً همه گزارش‌های بین‌المللی موضوع را این‌گونه توضیح می‌دهند: درآمدهای نفتی ایران در حساب‌هایی در کشورهای خریدار (از جمله چین) باقی مانده و به علت تحریم‌ها قابل انتقال آزاد نبوده است.

من هم بهش گفتم:

گوه می‌خورند. اگه میخواستند پول رو بدن، دلار کاغذی یا طلا رو با چمدون و از طریق هواپیما یا کشتی منتقل میکردند بدون اینکه کسی خبردار بشه. اصلا میتونستند کالا بدن. اینکه پول در حسابه و به دلیل تحریم نمیشه منتقل کرد، گوه خوریه.

پ.ن:
کسی که دوست داره به بقیه بگه گاو شیرده، طبیعتا نباید از اینکه کسی بهش بگه گاو شیرده دلخور بشه. اگه خامنه‌ای و طرفدارانش از این مساله دلخور میشن، اثبات اینه که بویی از مرام علی نبردند.

چینایران
۰
۰
-G-
-G-
کانال تلگرام: theforthfront
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید