ویرگول
ورودثبت نام
Sayeh
Sayeh
Sayeh
Sayeh
خواندن ۴ دقیقه·۱ ماه پیش

یک تقلب تحمیل شده

همه ما از دوران کودکی با پدیده تقلب آشنا شدیم و خیلی هم باهاش دوست هستیم. شاید جالب‌ترین تقلب تاریخی در قرون وسطا و فروش بهشت توسط کلیسا بوده و تا به امروز شاهد پیشرفت‌های چشم‌گیر تقلب در همه عرصه‌ها بودیم.

اینجا در مورد داستان یک تقلب افتخارآفرین، ریشه‌های تقلب‌ دانش‌‌آموزها و اگر تا آخر همراه من باشین بهترین روش‌‌های تقلب رو هم بهتون پیشنهاد میدم.

داستان تقلب

همه ما زنگ انشاء و موضوع "پول بهتر است یا ثروت" رو به یاد داریم. برای من انشاء نوشتن و امتحان انشاء در دوران ابتدایی، جزو یکی از سخت‌ترین و عذاب‌آورترین روزها بود. در حالی که هیچ مشکلی با اعداد نداشتم ولی با کلمات هیچ جوره دوست نبودم. هیچ‌وقت، هیچ ایده‌ای برای نوشتن موضوع انشاء نداشتم و مغزم برای کنار هم قرار دادن کلمات و جملات هنگ می‌کرد.

سخت‌ترین کار دنیا، ایده داشتن و نوشتن
سخت‌ترین کار دنیا، ایده داشتن و نوشتن

از اونجایی که نمره این درس مثل درس‌های دیگه توی کارنامه می‌اومد باید یک فکر اساسی می‌کردم. برای همین برای نوشتن انشاءها به یکی از عموها پناه می‌بردم و اون ‌می‌گفت و من می‌نوشتم. همیشه با این جمله شروع می‌کرد

"سلام، سلامی به گرمی آفتاب عالم‌تاب که اگر جان داشت آن را به کوهستان می‌بردم و با عطر شقایق‌های وحشی آشنا می‌کردم"

نمیدونم خودش از کجا خونده بود و حفظ کرده بود ولی این جمله شده بود اولین جمله بی‌ربط شروع همه انشاءهای من.

تا اینکه رسید به موضوع "کتاب و کتاب‌خوانی"، چون عمو نبود مجبور شدم از ته یه کتابی که درباره این موضوع بود تقلب کنم و انشاء رو کامل کنم تا رسید به روز امتحان. تا موضوع رو دیدم (کتاب و کتاب‌خوانی) تمام بدنم به رعشه افتاد، چون حتی کلمه‌ای از اون انشائی که با تقلب نوشته بودم، یادم نبود. تمام عزمم رو جزم کردم که برای اولین بار تقلب کنم. در حالی که معلم هنوز در حال دادن برگه‌های امتحانی بود و پشتش به من بود، دفترم که زیر میز بود رو بیرون آوردم و در چشم برهم زدنی صفحه رو کندم و گذاشتم زیر برگه امتحان.

امتحان تموم شد ولی از استرس فهمیدن معلم، شب‌ها خوابم نمی‌برد. چون برای یک معلم خیلی آسون بود بفهمه که اون انشاء رو یه بچه دبستانی ننوشته. بالاخره روز اعلام نمره‌ها رسید، معمولا نمره‌ها رو بلند میخوندن ولی این بار معلم اولین نفر اسم من رو خوند و گفت بیا جلو کلاس واستا.

حدسم درست بود! یعنی فهمیده!

احساس می‌کردم نفسم بند اومده و دارم میرم به سمت جوخه‌ی دار. اون مسیر کوتاه، انگار ساعت‌ها طول کشید، هیچ چیزی نمی‌شنیدم و قلبم از شدت تپش داشت از گلوم میومد بیرون. چشم‏‌هام بسته بود و منتظر بودم که طناب رو بندازن دور گردنم، که شنیدم معلم میگه "انشاءت به عنوان بهترین انشاء بین همه کلاس‌ها انتخاب شده". از خوشحالی نمی‌دونستم باید چی کار کنم نه برای انتخاب شدن برای نفهمیدن معلم. اون لحظه یکی از بهترین‌ لحظه‌های زندگیم بود و بعد اون تصمیم گرفتم دیگه از این کارها نکنم. پس روش تقلبی رو انتخاب کنید که بهش اطمینان دارید.

ریشه‌های تقلب در سیستم آموزشی

چرا دانش آموزها توی دوران مدرسه تقلب می‌کنند؟ به نظر شما مقصر دانش‌آموزها و دانشجوها هستن یا سیستم آموزشی؟ بله قطعا مقصر اصلی تقلب، سیستم آموزشی فشل و پوچیه که بر اساس نمره بنا شده و هیچ ساختاری برای فهم مفاهیم به دانش‌آموزها نداره.

سیستم آموزشی مسئول نابودی خلاقیت
سیستم آموزشی مسئول نابودی خلاقیت

دوران مدرسه ما، انشاء مظلوم‌ترین درس بود. شاید به این دلیل که هیچ کسی اون رو درس مهمی حساب نمی‌کرد و ارزشی برای نوشتن قائل نبودند. هرجایی معلم‌ها توی ریاضی و علوم وقت کم میاورند فقط زورش به این زنگ انشاء بیچاره می‌رسید. البته برای منی که هیچ چیزی از نوشتن بلد نبودم خیلی خوشحال‌کننده بود. برای ریاضی می‌دونستیم دو دو تا چهار تا می‌شه ولی از انشاء نوشتن چیزی به ما یاد نداده بودن.

توی آموزش چیزی به اسم منحنی یادگیری وجود داره اما در دوران مدرسه و برای درس انشاء هیچ آموزشی وجود نداره که یادگیری و منحنی یادگیری به وجود بیاد. یادگیری در نقطه مبدأ مختصات گیر کرده و بیشتر بچه‌ها در نوشتن مشکل داشتند و هنوز هم دارند. اما متاسفانه بر اساس اون سیستم نمره‌دهی، این درس در کنار بقیه درس‌ها قرار می‌گرفت و باید ارزیابی می‌شد.

البته این سیستم آموزشی فشل به بقیه درس‌ها هم رحم نکرده و ما از اون درس‌های دیگه هم چیزی زیادی یاد نگرفتیم. پس نباید به این سیستم بیشتر از این اعتماد کنیم و راه‎‌های دیگه‌ای برای یادگیری امتحان کنیم که قطعا بازدهی بالاتری داره.

روش‌های رایگان تقلب

حالا که فهمیدیم مقصر تقلب من و شما نیستیم، حتی پیکاسو هم گفته

"هنرمندان بد کپی می‌کنند، هنرمندان خوب دزدی می‌کنند"

بیاید روش‌های تقلب یا یادگیری آسون رو با هم یاد بگیریم:

  • در دورانی که نوح هراری در کتاب انسان خداگونه ادعا می‌کند که بشریت در حال عبور از انسان‌گرایی به سمت موجودی ناشناخته به نام دیتا است. حجم انبوهی از اطلاعات هر ثانیه در حال تبادله. باید به سمت فهم مفاهیم برویم چون نیازی به حفظ مفاهیم نداریم.

  • از دیگران الگو بگیریم و شاید بهتر باشه در ابتدای مسیر حتی کپی کنیم.

  • از اینترنت به عنوان تسهیلگر استفاده کنیم و جواب هر سوالی رو با جست‌وجو پیدا کنیم در این صورت بیشتر در ذهن میمونه.

  • برای یادگیری انگیزه داشته باشیم و برای آن هدف داشته باشیم.

حالا شما بیاید بگید تا حالا تقلب کردید و از نظر شما مقصر کیه؟

دوران کودکیسیستم آموزشیتقلب
۸
۶
Sayeh
Sayeh
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید