این اولین پستم هست که در ویرگول مینویسم. دلیلش هم حجم فشار عصبی هست که از بی اینترنتی و احتمالا تغییر ساختار اینترنت به وایت لیست شدن دارم تحمل میکنم. هزار تا گله و شکوه و نارضایتی هست که دوست دارم بنویسم ولی چون نان خور دولت هستم باید مراعات کنم. (البته به خاطر این اوضاع بدم هم نمیاد به فعال مدنی (به قول مذهبیها، فعال در حوزه امر به معروف و نهی از منکر) تبدیل بشوم)
نمیدونم از کجا باید شروع کنم. فکر کنم بهتر باشه سری به قانون اساسی خودمون بزنیم که حداقل من فکر میکنم برخی بندهاش رعایت نمیشه. حدود ۳ سال پیش یک درس کارآفرینی توی دوره کارشناسی دانشگاه داشتم که استاد گفت درباره قانون هدفمند سازی یارانهها یک مختصر توضیحی آماده کنید و به کلاس ارایه بدید. اون موقع من یک نگاهی به این قانون انداختم و اومدم ارایه دادم. یکی از چیزهایی که اون موقع ذهنم رو مشغول میکرد این بود که چرا و با چه مجوزی این قانون به طور کامل اجرا نشده. (اگر این قانون رو ببینید متوجه میشوید که قسمت مهمی از قانون هدفمندی یارانهها اجرایی نشده) بعد به این فکر میکردم که شاید از رهبری، شورای عالی امنیت ملی و یا مجمع تشخیص مصلحت نظام مجوز دارند که فعلا این قانون اجرایی نشود.
حالا بعد از گذشت حدود سه سال میبینم (که طبیعتا کمی تجربه بیشتری هم کسب کردم) که متاسفانه حتی برخی مواد قانون اساسی هم اجرایی نمیشود. (حداقل از دید من کم سواد)
برگردیم به اون اصلی از قانون اساسی که خواستم دربارش صحبت کنم. اصل نهم قانون اساسی میگه:
در جمهوری اسلامی ایران آزادی و استقلال و وحدت و تمامیت اراضی کشور از یکدیگر تفکیک ناپذیرند و حفظ آنها وظیفه دولت و آحاد ملت است. هیچ فرد یا گروه یا مقامی حق ندارد به نام استفاده از آزادی، به استقلال سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، نظامی و تمامیت ارضی ایران کمترین خدشه ای وارد کند و هیچ مقامی حق ندارد به نام حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور آزادیهای مشروع را، هر چند با وضع قوانین و مقررات، سلب کند.
با توجه به قطع اینترنت و غیر قانونی دانستن روش های دور زدن فیلترینگ و اتصال به اینترنت نتایج خیلی تاسف برانگیزی میشه گرفت. (همه این موارد که در ادامه و تا آخر این پست میاد نظرات خودم هست و ادعایی ندارم که از نظر حقوقی این حرفها لزوما درست باشه)
این بند داره به صراحت میگه که هیچ کس حق نداره آزادیهای مشروع افراد رو لگد مال کنه. ولی باورتون میشه اگر قطع اینترنت و موارد مربوط به اون رو در نظر بگیریم میشه به این نتیجه رسید که اگر بخواهم به کشورم خدمت کنم در برخی مواقع ممکن هست یک عنصر نامطلوب در وطنم شناخته بشوم و در بد ترین حالت ممکن هست که زندانی بشوم، جریمه بدهم، شلاق بخورم و حتی اتفاقات بدتری برام بیفته؟! استدلالی هم که دارم این هست:
۱- یکی از آزادیهای شرعی یا بهتر هست بگم ابتدایی ترین آزادی شرعی که من دارم این هست که بتونم شکر خدا رو به جای بیاورم.
۲- در دینی مدرسه میخونیم که ما دو نوع شکر داریم: شکر زبانی (به زبان بگوییم شکر خدا) و شکر عملی (یعنی از استعدادهایی که خدا بهمون داده در راه درست، مفید و شرعی استفاده کنیم)
۳- حالا فرض کنید که در ایران یک برنامه نویسی داریم که میخواد شکر عملی رو بجا بیاره; مثلا میخواد با این استعدادی که داره به کشورش و مردمش خدمت کنه. این فرد برای این که از استعدادش بخواد استفاده کنه ممکن هست نیاز پیدا کنه که از پلتفرمهایی که در ایران تحریم شده یا از پلتفرمهایی که فیلتر شده مثل یوتیوب استفاده کنه. پس این فرد ممکن هست نیاز پیدا کنه که از فیلتر شکن استفاده کنه.
۴- تا مدتی قبل که میدونم استفاده از فیلترشکنها جرم انگاری نشده بود اما استفاده از اونها غیر قانونی بوده. یعنی اگر از فیلترشکنی استفاده کنید یک عنصر قانون شکن و نامطلوب در کشورتون محسوب میشید. در برخی مواقع اما حرفش پیش اومد که استفاده از فیلترشکن، جرم انگاری بشود یعنی اگر از اون استفاده کنید ممکن هست جریمه بشید، زندانی بشید، شلاق بخورید و یا حتی اتفاقات بدتری براتون بیفته. (مثلا بهتون برچسب محارب بزنند!)
در نتیجه میشود دید که اگر بخواید به کشورتون خدمت کنید ممکن هست براتون اتفاقات خیلی بدی بیفته. (فقط موندم که چطور برخی میان میگویند که نخبگان سرمایههای این کشورند اما طوری عمل میکنند که با این نخبگان اینطور رفتار .... بشود)
با توجه به این موارد به نظرتون از نظر حقوقی میشه گفت که متاسفانه این بند از قانون اساسی به طور کامل اجرا نمیشود؟
البته این عدم اجرای برخی قوانین (حداقل از نظر من اینطور هست) کمی هم تقصیر خودمان هم هست و نمیشه فقط از حاکمیت گله کرد. مثلا کسی دیدید که یک پرونده قضایی برای این عدم اجرای قوانین و ... تشکیل بدهد؟ یا مثلا دیدید که یه مقاله در خبرگزاریها راجه به این نوشته بشود؟
جالبه که اصل قبلی قانون اساسی (اصل هشتم) درباره امر به معروف و نهی از منکر هست:
در جمهوری اسلامی ایران دعوت به خیر، امر به معروف و نهی از منکر وظیفه ای است همگانی و متقابل بر عهده مردم نسبت به یکدیگر، دولت نسبت به مردم و مردم نسبت به دولت. شرایط و حدود و کیفیت آن را قانون معین می کند. "والمؤمنون و المؤمنات بعضهم اولیاء بعض یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر".
متاسفانه الان تا اسم امر به معروف و نهی از منکر میاد اکثرمون فکرمون میره روی این جمله که خواهرم حجابت را رعایت کن! ولی اسم دیگه امر به معروف و نهی از منکر رو میشه همون مطالبه گری نامید.
این که میگویم برخی مشکلاتمان تقصیر خودمان هست نه حاکمیت به خاطر همین هست. متاسفانه فرهنگ مطالبهگریمان ضعیف هست; برخی مواقع یا اصلا مطالبهگر نیستیم یا خیلی تندیم.
یکی از دلایلی این که خواستم این مقاله رو بنویسم به خاطر همین مطالبهگری بود. باید متمدنانه از حاکمیت مطالبه کنیم تا اینترنت رو این قدر اذیت نکنه و اگر دولت فکر میکنه که باید اینترنت رو طبقاتی کنه باید دلیل معتبر و رسمی (همون بیانیه) بدهد. آیا این سیاست درستی هست که من حتی بطور درست نمیدونم چه کسی پشت قطع اینترنت هست؟! یا از اون بدتر حتی یک بیانیه رسمی هم مرجع قطع و وصل اینترنت منتشر نکرده و بطور رسمی معلوم نیست که اصلا چرا اینترنت قطع شده!
این مطالبهگری حتی خواسته رهبر شهیدمون هم هست. حتی یادم هست که رهبر میگفتند که من را هم نقد کنید. (فکر کنم مخاطبشون، دانشجویان بودند) پس وظیفه همه مسئولین هست که این نقدها رو بشنوند. همچنین دارند از بیت المال حقوق میگیرند که پاسخگو هم باشند نه این که ۴۵ روز از قطع اینترنت بگذره اما یک بیانیه رسمی قانع کننده رو هم منتشر نکنند.
شاید حتی قطع اینترنت رو بتوان مصداق ترک فعل دونست. چون نگذاشتیم که مردم واکنشی نسبت به هجوم اخبار و شایعات از خودشون نشون بدهند و حتی اخبار رو صحت سنجی کنند. الان طرف مقابل هرچی دلش میخواهد دارد درباره ما میگوید اما مردم نمیتوانند پاسخ درخوری بدهند.
جالبه! اگر قانون اساسی رو مطالعه کنید به مطالب قابل تامل دیگری هم میرسید. موقعی که رییس جمهور انتخاب میشود باید یک سوگندی بخوره که بخشی از اون این هست که:
خود را وقف خدمت به مردم و اعتلای کشور، ترویج دین و اخلاق، پشتیبانی از حق و گسترش عدالت سازم و از هر گونه خودکامگی بپرهیزم و از آزادی و حرمت اشخاص و حقوقی که قانون اساسی برای ملت شناخته است حمایت کنم.
آیا این عدالت هست من (انسان معمولی) حتی نتونم در گوگل جستجو کنم اما یک نفر دیگه این اجازه رو داشته باشد. به نظر شما این کار استعدادهای بالقوه رو نابود نمیکنه؟ (انیشتین در یک برهه از زندگیش تبدیل به یک کارمند معمولی اداره ثبت اختراعات شد و بخشی که کشفهای ایشون به اون زمان بر میگرده. به نظرتون اگر به انیشتین میگفتند که چون تو یک کارمند معمولی هستی اجازه دسترسی به منابع دانشگاهی رو نمیتونی داشته باشی، باز هم اون نظریهها رو میتونست کشف کند؟)
من یک بچه شهری (شهر ۹ هزار نفری) هستم و در زمان مدرسه از دهک مالی یک بودم و وضع مالی خوبی نداشتیم. به برکت اینترنت و یوتیوب تونستم انگلیسی رو یاد بگیرم و حتی تابستونش یک کتاب انگلیسی رو بخونم. به نظرتون این همون عدالت آموزشی نیست که مسئولین در بوق و کرنا میکنند؟ (یعنی یک نفر بدون در نظر گرفتن محل زندگی، مرتبه اجتماعی، وضع مالی و ... بتونه فقط با توجه سعی و انگیزهاش به مراتب بالا برسه)
الان با قطع و طبقاتی شدن اینترنت عملا این وضع بوجود میاد که فرزندان کسانی که خیلی ثروتمند هستند، فرزندان آقازادهها و ... امکان دسترسی به اینترنت براشون فراهم میشه (مثلا از سیم کارت پدرشون استفاده کنند). اما یک دانش آموز معمولی یتیم اجازه دسترسی به این دانش بشری و امکانات دیگه براش فراهم نیست. یاد این میافتم که میگویند در زمانهای خیلی دور، برخی پادشاهیهای سطح جهان اجازه یاد گرفتن خواندن و نوشتن رو به مردم عادی نمیدادند و فقط کسانی میتونستند یاد بگیرند که مرتبه اجتماعی و مالی بالایی داشته باشند.
جناب آقای اژهای، جنای آقای پزشکیان; شمایی که یکی از وظایفتون حفظ و گسترش عدالت هست چرا واکنشی نشون نمیدید؟!
خیلی حرفهای دیگهای توی دلم هست. اما ساعت ۱:۲۴ شب هست.
لطفا اگر مطلب براتون مفید بود، نظری بگذارید. ممنون!