در جریان زندگی، در هیاهوی شیطنتهای کودکی و قدم بر مسیر بزرگسالی، انسان پا به عرصهای میگذارد که برایش نو و مبهم است. جهانی جدید از احساسات، افکار و رفتار متفاوت که هر کدام بیانگر بروز راه پیش روست.
نوجوانی، تجربهای مملو از بایدها و نبایدهاست. زمانی میرسد که فرد بین کودک دیرین و انسان بالغ پیش رویش در جنگ است. ترس از جامعه، نداشتن اعتمادبهنفس، ناآگاهی در انتخاب اهداف، گمراهی، اختلافات بین نوجوان با خانواده و ... همه و همه از دغدغهها و مسائل دوران نوجوانی است.

خانواده، پشتیبان و همراه فرزند در تمام مراحل زندگی هستند. از بدو تولد ثانیه به ثانیه در تلاش برای به ثمر رسیدن میوه وجودیشاناند، کودکی را طی میکنند و به فصل نوجوانی میرسند، فصلی پرفراز و نشیب که هر لحظه میتواند والدین را غافلگیر کند.
کودک دیروز، دیگر اندیشههای خود را دارد، احساسات مبهمی دارد که نمیداند چگونه با آنها برخورد کند، هزاران سوال در سر دارد که نمیداند جواب کدام را از که بپرسد، اولویتهایش فرق میکند، تأثیر بیشتری از همسالانش میگیرد و خانواده برایش کمرنگ میشود.
در اکثر موارد اختلافات بین او با پدر و مادرش شدت میگیرد. مهمترین نیاز او کسب استقلال و تعیین هویت است. میخواهد خودش سبک زندگی، دوستان، فعالیت ها و علائقش را انتخاب و دنبال کند و پدرو مادر به دلیل تجربه و نگرانی از خطرات ممکن است مانع او شوند و با برخورد نامناسبی از فرزند مواجه باشند. همین میتواند آغاز تعارضات میان آنها باشد.

برای نوجوان، پذیرش در گروه دوستان و همسالانش اولویت بالاتری تا مورد قبول واقع شدن در خانواده دارد، همین امر میتواند باعث نارضایتی والدین و ایجاد تنش شود.
در بیشتر موارد سن نوجوانی با مسائلی مثل داشتن گوشی همراه، داشتن اتاق شخصی، مکالمات و ... همراه است که این موضوع میتواند خانواده را نگران عقب افتادن در درس و امور روزانه و همچنین کنجکاو کند. اگر بخواهند فرزندشان را محروم از تکنولوژی و به دور از واقعیت جامعه کنند، آسیب بزرگی هم به نوجوان و هم به ارتباط میانشان میزنند و باید بدانند این امر نهتنها نمیتواند مفید واقع شود بلکه محرومیت و سختی افراطی، زمینه ساز پنهانکاری کاری و بیاعتمادی است.
در اکثر مواقع نوجوانان تمایل کمتری به تعامل و ارتباط با خانواده و بزرگترها دارند و همین امر سبب میشود فاصله زیادی بین او با والدین بیافتد. آنها اغلب آن را بیاحترامی تلقی میکنند در حالی که نوجوان در حال تجربه فاصله گرفتن برای شکلگیری شخصیت مستقل خود است. او هر لحظه چیزهایی را تجربه میکند که برایش گنگ است. نمیداند چه چیزی درست و چه چیزی غلط است، بسیار زود تحت تأثیر همسالان قرار میگیرد و تفاوت زیادی بین افکار خودش با اندیشههای بزرگترها حس میکند.

برای گذراندن بهتر این دوران باید دانست که رفتار نوجوان موقتی و گذراست. پدر و مادر بهتر است در کنار و همراه فرزندشان باشند، حرف هایش را بشنوند، از مقایسه او با دیگران بپرهیزند و به جای نصیحت و موعظه، منطقی و دوستانه مسیر درست را به او نشان دهند.
از آنجایی که نوجوان نیاز دارد حس کند فردی مستقل است، اگر برای هر امری والدین دخالت و مخالفت کنند، فرزند بیشتر مقاومت میکند. میتوانند در بعضی موارد به او حق انتخاب دهند و در کنار آزادیها مسئولیتهایی هم برایش مشخص کنند.
در این دوره احساسات او بسیار حساس میشود، گاهی ممکن است برخی رفتار های پرخاشگرانه و بیحوصلگی ها تحتتأثیر احساسات باشند پس قبل از قضاوت باید احساسات او را درک کنند. در انتخاب لحن و طرز صحبت کردن با نوجوان دقت شود، او را متوجه این کنند که همراه او هستند و میتواند روی پدر و مادرش حساب کند. با این تضمین او حتی در بروز مشکل میتواند بدون ترس و پنهانکاری آنها را در جریان بگذارد.
در نهایت، باید پذیرفت که گاهی در مسائل کماهمیت، کوتاه آمدن و اولویت دادن برای حفاظت از صمیمیت و رابطه، بزرگترین پیروزی برای هم نوجوان هم والدین است. این دوران، فرصتی برای رشد متقابل و ساختن پایههای یک رابطه مستحکم برای آینده است.