مرا آن روز میفهمی که تنها رفتهام بی تو
فقط در یاد میماند که روزی بودهام با تو
دگر تکرار عشقم را فقط در خواب میبینی
مرا هرگز پراز شادی کنار خود نمیبینی
فقط در یاد میماند هزاران خاطره و رویا
مرا در گور میبینی که باز هم گشتهام تنها
دگر اشکی نمیبارد ز چشمان سیاه من
دگر با تهمت لبههایت نمیلرزد نگاه من
دگر پاهای بیجانم به دنبالت نمیآید
دگر آن بغض سنگینم تو را هر دم نمیخواند
دگر ایرادهای من به چشم تو نمیآید
اگر زشتم اگر زیبا مرا این خاک میخواهد
دگر این سینهی پر غم ز بیرحمی نمیسوزد
دگر چشمان پر اشکم به حسرت چشم نمیدوزد
دگر با رفتنت ای گل نمیگویم که بیتابم خدا حافظ عزیز من
دگر در زیر گور خوابم ✨دریا توحیدی سرشت ✨
(زهرا