پیک آخر
کاش آنقدر مست بودم
شعر نوعی میسرودم
خط به خط از هرچه خواهم
واژهها را میربودم
مینوشتم از وجودم
از تمام تارو پودم
مینوشتم این سیاهبخت
من نبودم من نبودم
کاش آنقدر مست بودم
تا از عمق دل بخوانم
تا سرانجامی بیابد
قصههای ناتمامم
کاش آنقدر مست بودم
تا ز شرم خاموش نمانم
تا همه دنیا بدانند
از چه دردی نیمه جانم
کاش آنقدر مست بودم
تا نگاهی را نبینم
تا به جرأت خار کینه
از دل تنگم بچینیم
کاش آنقدر مست بودم
پیک آخر را بگیرم
با سلام آخر از دل لب گشایم بسته.... سیرم
✨دریا توحیدی سرشت ✨
(زهرا)
لب گشایم...بسته...سیرم