به نام خدا
هنر پرسیدن سؤالات قدرتمند در کوچینگ: چرا "سادگی" پیچید هترین تأثیر را دارد؟
همانطور که برنارد باروک گفته است، اهمیت پرسیدن سؤالات را تنها نیوتن درک کرد؛ میلیونها نفر دیدند که سیب از درخت افتاد، اما تنها او پرسید: چرا افتاد؟ این جوهر کوچینگ است: کشف چرایی پنهان.
در فرآیند کوچینگ، مشارکت شما و مراجع (کوچی)همچون یک سفر است. سؤالات شما نقش راهنما را در این سفر ایفا میکنند.
یک سؤال خوب و به جا، نه تنها موانع را برطرف میکند، بلکه اطلاعات پنهان را کشف کرده و به صورت بالقوه، به تغییر
بنیادین بینش های کوچی میپردازد.
ساختار یک سؤال قدرتمند: سادگی، هدفمندی، و هدایت
یک سؤال خوب، سؤالی است که سه ویژگی کلیدی را حفظ کند: ساده باشد، هدفمند باشد، و هدایت کند اما کنترل نکند.
سادگی، کلید باز کردن قفل ذهن: سادگی در پرسش، تأثیر شگرفی دارد. پرسشهای ساده، انرژی کوچی را صرف آماده کردن پاسخ میکند، نه درک و پردازش سؤال شما. سؤالاتی مانند چه چیزی برای شما دارای اهمیت است؟ یا دلیل آن چیست؟ مستقیما به اصل مطلب میپردازند.
چالش اصلی: پرسیدن سؤالات ساده و مستقیم، برای اغلب کو چها امر آسانی نیست.
تحلیل تفاوت میان سؤالات ضعیف و مؤثر
برای درک این ظرافت، فرض کنید مراجع میگوید: "من باید پول بیشتری دربیاورم و این برای من اهمیت دارد."
نمونهٔ ضعیف ۱ )بیش از حد پیچیده(: سؤالی مانند "با در نظر گرفتن انگیزهٔ خود از این عمل و دلایلی که باعث شده اند شما به پول بیشتری نیاز داشته باشید، به چه چیزی در ذهنتان میرسید؟" تنها به دلیل طولانی بودن و ساختار پیچیده، انرژی مراجع را هدر میدهد.
نمونهٔ ضعیف ۲ (بسیار معمولی): سؤالی مانند "خب، پول بیشتر میخواهید دربیاورید که چه بشود؟" نه تنها پیش پا افتاده وسطحی است،بلکه یک حالت ظریف قضاوت گونه دارد و حس نادرست بودن این فکر را به کوچی القا میکند، که نتیجه آن ارتباط مؤثر را به شدت کاهش میدهد.
دقت در به کارگیری کلمهٔ "چرا"
یک نیاز اساسی است، اما پرسیدن مستقیم "چرا میخواهید پول بیشتری دربیاورید؟" میتواند ارتباط گرفتن را با چالش مواجه کند. این کلمه ممکن است اینگونه تفسیر شود که شما از مراجع خواسته اید تا خود را قانع کند و او را به حالت دفاعی ببرد.زمانی که کوچی با این چالش مواجه شود ، می تواند حالت دفاعی به خود گرفته و دلایل به ظاهر منطقی برای این سوال پیدا کند.مثلا :من به این خاطر این طور فکر می کنم که چرا باید با این حقوق اندکی که شرکت به من می دهد زندگی کنم ؟
اگر واقعا نیاز است که چرایی یک کار را بدانید، مطمئن شوید که تن و لحن صدای شما نرم و لطیف است تا ضمن رسیدن به پاسخ، ارتباط مؤثرهم حفظ شود.
سؤالات کلیدی برای گشودن درب تغییر:
در کوچینگ، پرسشهای ساده به جریان مناسب جلسه کمک میکنند؛ چرا که کوچی می تواند بر افکار خود متمرکز باشد و به طبیعی ترین شکل ممکن پاسخ دهد. یک سؤال خوب، سؤالی است که به راحتی درک میشود و با لحنی مؤدبانه و مثبت باشد.
نمونه های مؤثر (در مواجهه با هدف مالی):
"امکانش هست که در مورد اهمیت پول درآوردن بیشتر توضیح دهید؟ "
این سؤال، یک دعوت محترمانه برای توضیح بیشتر است. اگرچه اندکی کلی است، اما هدفمندی خود را حفظ کرده و به پیشبرد جلسه کمک میکند.
"پس پول مهم است. میتوانید دربارهٔ آن بیشتر توضیح دهید؟ "
این یک سؤال مستقیم و تأییدی است. گرچه از نمونهٔ قبلی معمولی تر است، اما هنوز هم کمک کننده است و کوچی را به سمت جزئیات هدایت میکند.
"چه چیزی در پول درآوردن وجود دارد که آن را برای شما مهم کرده است؟"
این سؤال بیشتر جهت دار است، اما تأثیرگذاری آن کاملاً به ارتباط مؤثری که میان شما و کوچی وجود دارد و لحن آرام و ملایم صدا بستگی دارد.
نتیجه گیری: سؤالات خوب، هدفمند هستند
در نهایت، زمانی که از کسی سؤال می پرسید، آن سؤال باید به دنبال هدف خاصی باشد؛ سؤالات ممکن است به دنبال کسب اطلاعات باشند یا به دنبال تأثیرگذاری بر افکار و بینش فرد برای تغییر.
اگر شما سؤالاتی بپرسید که به هدف آنها فکر نکرده اید، با یک گفتگوی عجیب و بی نتیجه مواجه خواهید شد. یک کوچ حرفه ای
میداند که هدف از هر سؤال این است که کوچی یک قدم به مقصد نزدیکتر شود.