تاریخ: ۱۴۰۴/۰۹/۲۶
زادگاه من «هولاسو»، همچون گوهری در دل طبیعت جا خوش کرده است. باغهایش به مانند دستان پر از میوهی یک مادر مهربان، پر از نعمت و زیبایی هستند. کوههای بلند و سرفراز آن، همچون نگهبانانی صامت، در اطراف روستا ایستادهاند و بر آن سایه میاندازند. و آنچه این مکان را از هر جایی متمایز میکند، آبهایی است که از هر چهار طرف به سرزمینش میرسد، گویی روستا در آغوش کوهها و رودخانهها رشد کرده است.


رودخانه زرینهرود (که در نزد مردم محلی به “جیغاتی” معروف است)، همچون نخی زرین که به درختان و باغها متصل است، حتی در دل خشکسالیهای کنونی نیز همچنان سرسبزی را در این منطقه حفظ کرده است. این رودخانه نه تنها هولاسو، بلکه تمامی منطقه را به زندگی دوباره میآورد، همچون معجزهای که از دل بیابان روییده باشد.
اگر روزی به سمت مشرق هولاسو بروی، چشمانتظارت چشمهای است که به زیبایی همچون الماس میدرخشد. چشمه “کهریز” با آبی معدنی و خنکش، همانند نوشیدنی از بهشت، سیرابت میکند و طراوتی ویژه به روح و جسمت میبخشد. آن آب، همچون نسیمی است که از دل کوههای سرد و دوردست میوزد و در دستانت جریان مییابد.
در شمال هولاسو، “خان گولو” مانند خزانهای است که در آن آب ذخیره میشود. این ذخیرهگاه برای روزهای نیاز به کشاورزی، همچون سپری از جنس آب، به کار میآید. آبهای آن گویی جانی دوباره به زمینهای تشنه میدهند و شکوفهها را به درختان بر میگردانند.
در غرب هولاسو، رودخانه “جیغاتی” همچون گوهری بینظیر خودنمایی میکند. در دل کوهها و درختان، رودخانهای است که خود همچون نگینی میدرخشد و زیباییهای طبیعت را با صدای آرامشبخش خود به رخ میکشد.
در جنوب روستا، “حسین بلاغی” قرار دارد که هنوز هم به رغم از دست دادن فروغ گذشتهاش، همچنان به زمین جان میدهد. همچون پیرمردی که هرگز دست از کار نکشیده، خاک را در آغوش میکشد و برای درختان، باروری و رشد به ارمغان میآورد.
✍️ داود جلیلی هولاسو