
✍️داود جلیلی هولاسو
۱۴۰۵/۰۲/۲۷
وجدانِ بیدار
گاه در سکوتِ شب، ندای وجدان، پرسشی بهتآور در جانمان میپیچد:
اگر ـتقدیر، جوانِ عزیزی را از ما ستاند، چگونه میتوانیم از عذابِ آنچه در زمانِ حیاتش نادیده گرفتیم، رهایی یابیم؟
چگونه رویمان خواهد شد در فقدانِ او اشک بریزیم،
در حالی که شاید پیشتر، مهر را از او دریغ کردهایم و دلِ بازماندگانش را آزردهایم؟
بیایید پیش از آنکه دیر شود،
دل به مهربانی بسپاریم،
حرمتِ زندگان را نگاه داریم،
و با سخن و رفتارِ نیک،
چراغِ آرامش را در خانهها روشن نگه داریم.
که عمر، کوتاهتر از آن است که به کینه بگذرد؛
و انسان، شریفتر از آن است که فرصتِ مهر را از دست بدهد.