میدونی هر چیزی یه موقعی داره.
تا چای داغ میچسبه، تا گوجه سبز شیرین نشده، باید بخوریش.
تا جونی باید بری سفرهای دور و دراز.
تا دندون داری، باید تخمه بشکونی.
تا وقتی گوشی برای شنیدن هست، باید بگی. وقتی اون ناامید بشه و بره، حرفات تو گلوت میمونه و خفت میکنه.
اون مداد رنگی ۲۴ رنگی که تو بچگی دلت میخواست، پوفففف، الان دیگه به دردت نمیخوره.
اون وقتهایی که تلف شد و کاری که باید به موقع تحویل میدادی، شاید مسیر زندگیتو کاملاً عوض میکرد.
اون دوستت دارم که نگفتی.
اون لبخند که دریغ کردی.
همشون… از دهن افتادن.
