
به نظرت نوشته های کاغذی بهترن یا نوشته های دیجیتالی؟
راستش تا ۱۰یا ۱۵ سال پیش عکسهای هنر پیشه های مورد علاقه تو باید پشت گیشه روزنامه فروشی میدیدی وای چه غوغایی بود برای خریدن عکس فوتبالیست ها جام جهانی ۹۸ فرانسه تو چند سالت بود
من که اون موقع ها دبیرستانی بودم و اصلا فکرشم نمیکردم یه روز بتونم با موبایل خونه زندگی و خانواده و کارهای روزمره سلبریتی ها رو ببینم دنبال کنم
جالبه
دیگه هیچ عکس ی از اونا رو دیوار اتاقا نیست همش رفته تو گوشی
میگم خب نوشته ها چطور.
.
.
.
.
.
خیابون دوطرفه
برخلاف آدمایی که میگن: «وای ما عاشق نوستالژی کتابهای کاغذی هستیم! هیچی جای حس ورق زدن و بوی کاغذ رو نمیگیره» و از این حرفای روشنفکرانه، من فکر میکنم خیلی چیزها، یا شاید بیشتر چیزها، تو نسخههای جدیدشون بهترن.
مثلاً ماشین لباسشویی بهتره یا کف و تشت رخت و شکستن آب حوض؟!
این حرفا یه کم ادا نیست؟
خب نوشته هم همینه.
چقدر نویسندههایی بودن که شبها بیدار موندن، نوشتن و نوشتن، بعد تازه باید کفش آهنی میپوشیدن و دنبال ناشر میدویدن. چه ذهنهای خلاق و روحهای لطیفی که تو گیر و دار چاپ و اعمال سلیقه ناشرها، گم شدن… گم.
عوضش الان هر کی هر چی دلش بخواد مینویسه.
چه حرفهای باشه، چه آماتور، چه مزخرف بگه… میتونه تراوشهای ذهنش رو با دنیا به اشتراک بذاره. میتونه همنظرهای خودش رو پیدا کنه، حرف مخالفها رو بشنوه. به نظرم این خیلی جالبه.
قبلاً ممکن بود هزار جور مشکل پیش بیاد تا کتابت چاپ بشه. تازه اگر هم چاپ میشد، شاید میرفت گوشه کتابخونهها خاک میخورد و خونده نمیشد. حتی اگر خونده میشد و ذهنهای مختلف رو به چالش میکشید، تو هیچوقت نمیفهمیدی چه تأثیری گذاشته.
ولی حالا، تو میتونی نظر بقیه رو درباره نوشتههات فوری ببینی.
انگار اون کاغذها جون گرفتن. زندهان. میتونن حرف بزنن، از خودشون دفاع کنن. حتی خوانندهها میتونن بگن چی فکر میکنن.
مثل معجزه میمونه.
معجزه عیسی که مرده رو زنده میکرد…
عصر دیجیتال فکرها رو زنده کرده.
و این فکرها هستن که شانس حرف زدن با هم و مراوده اجتماعی رو پیدا کردن.
اینجا همهچیز دوطرفهست.