(صرع یک اختلال عصبی مزمن در عملکرد الکتریکی مغز است که میتواند باعث تشنجهای ناگهانی و گذرا همراه با تغییر هوشیاری، حرکات غیرارادی یا اختلال حسی شود)

صرع، رفیق روزهای جوونی و دورم بود...
رفیقی که یه مدت ناخوانده اومد تو زندگیم، یه مدتی موند، بعد هم کمکم رفت سمت خاطرهها
اون روزا رو کامل یادم نیست، انگار یه جاهاییش توی مه گم شده... ولی خب بعضی لحظهها هستن که هیچوقت پاک نمیشن.
مثلاً یه روزی که همهچی عادی شروع شده بود، بعد یهو همهچی ریخت به هم... و بعدش فقط یه گیجی مونده بود و یه ذهنی که سعی میکرد بفهمه چی شد اصلاً؟ 😅
یادمه همون لحظه که چشمام نیمهباز بود و هنوز کامل برنگشته بودم به خودم، یهویی با خودم گفتم:
وای امتحان..😱
بدون اینکه حتی بفهمم چی به چیه، با عجله خواستم بلند شم..
و نتیجهاش این شد که چند ثانیه بعد، با نهایت اعتمادبهنفس دوباره با مخ رفتم زمین 👏😎
اون لحظه فقط دنیا یه ثانیه وایساد، بعد دوباره همهچی برگشت سر جاش... البته نه برای من 😅
هنوزم یه چیزایی از اون روزها مونده...
یه جور حساسیت عصبی ریز که گاهی خودش رو نشون میده... مثلاً یه لرزش خفیف تو دستم ...
بیشتر شبیه یه رد کوچیکه از یه دوره قدیمیه، که هنوز یه گوشهای از من رو یادش نگه داشته...
و جالبه...
رفیق قدیمی من رفته...
ولی من موندم...
و ادامه دادم. 🌱👏✅️
بخشی از تجربه شخصی من...
نوشتم که یادم نره چون داشت محو میشد ✨️