نوشتههای من معمولاً بر اساس خاطرات و اتفاقات واقعی و روزمره شکل میگیرند.
در ابتدا، اولین نوشتهام صرفاً شرح چند اتفاق و تجربه بود؛ چون آن زمان، در شروع نوشتن، دقیق نمیدانستم چطور میتوانم آنها را طوری بیان کنم که هم درست منتقل شوند و هم سوءتفاهمی ایجاد نشود (برای شخصی که میدانم آن را خوانده است). این موضوع به دلیل اتفاقهای گیجکنندهای بود که درکش برایم سنگین بود و هست ...
بعد از آن، به این فکر افتادم که با توجه به حجم اتفاقات تلخ و فشارهای روزمره، بهتر است این تجربهها را فقط سنگین و تلخ روایت نکنم. بنابراین تصمیم گرفتم در کنار بیان مشکلات، از طنز هم استفاده کنم تا فضای نوشتهها کمی سبکتر شود
در واقع، نوشتن برای من راهی است برای روایت واقعیتهای زندگی؛ با نگاهی که هم صادق باشد، هم قابل فهم، و گاهی همراه با چاشنی طنز، تا تلخیها کمتر سنگین شوند...