
من تمام لحظههای زندگی رو دوسشون دارم
همهشون رو، بیاستثنا...😀🤌
روزهایی که گیج بودم و نمیدونستم مسیرم به کجا میرسه،
روزهایی که بین هزار سؤال بیجواب قدم میزدم و فقط امیدوار بودم روزی همهچیز معنا پیدا کنه.
روزهایی که حقیقتها روبهروی من ایستادند
روزهای خنده،
روزهای اشک،
روزهای موفقیت،
روزهای شکست،
روزهای شلوغ...
و روزهایی که سکوت تنها همصحبتم بود.
فکر کردم زیباترین فصل زندگی من کدوم بوده؟
بهار؟
فصل جوانه زدن آرزوها؟
تابستان؟
فصل هیجان و دویدن دنبال رویاها؟
پاییز؟
فصل قشنگ رنگها و رها کردنها؟
یا زمستان؟
فصل سرد سکوت؟
هرچه بیشتر فکر کردم، کمتر تونستم یکی رو انتخاب کنم...
چطور میشه بهار را دوست داشت و پاییز را نادیده گرفت؟
چطور میشود از تابستان گفت و زمستان را فراموش کرد؟
هرکدام از این فصلهای زندگی چیزی به من بخشیدند...
بهار به من امید داد،
تابستان جسارت،
پاییز بلوغ،
و زمستان صبوری...🤗
حتی روزهایی که فکر میکردم همهچیز تمام شده،
حتی شبهایی که از شدت خستگی فقط به رسیدنِ فردا فکر میکردم،
حتی لحظههایی که هیچ تصویری از آینده در ذهنم نبود...
امروز میبینم که همان روزها بخشی از زیبایی زندگی بودند...
زندگی فقط از روزهای روشن ساخته نشده،
گاهی زیباییاش در همین ابرهاست،
در همین گم شدنها،
و
برای همین اگر دوباره از من بپرسند زیباترین فصل زندگیات کدوم بوده؟
شاید لبخند بزنم و بگم:
همهشان...
چون هر فصل، تکهای از داستان منه...
و حالا که پشت سرم را نگاه میکنم،
نه دلم میخواد
نه فصلی را از یاد ببرم...
همهشان مرا ساختند.
و چه قشنگ گذشت...
حتی روزهایی که فکر میکردم هرگز نخواهند گذشت. 🌱✨️🩵
🌱✨️🩵
اینارو که مینویسم نه اینکه سر شار از آرامش ام نه
امااا بازم نمیتونم زیبایی های زندگی رو نگم که😀😎