
۱. شکلگیری خاندان روتشیلد
خانواده روتشیلد یکی از مشهورترین خاندانهای مالی اروپا است که ریشه آن به شهر فرانکفورت در آلمان بازمیگردد. بنیانگذار اصلی این خاندان مایر آمشل روتشیلد (تولد ۱۷۴۴ – وفات ۱۸۱۲) بود؛ فردی که در نیمه دوم قرن هجدهم فعالیتهای مالی خود را آغاز کرد. او بهتدریج شبکهای از ارتباطات اقتصادی و بانکی ایجاد کرد و پنج پسر خود را به مراکز مهم اروپا فرستاد:
– ناپل
– لندن
– پاریس
– وین
– فرانکفورت
ایجاد این «شبکه پنجگانه» روتشیلدها را نخستین شبکه بانکی چندملیتی مدرن ساخت.

در قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، این خانواده تبدیل شد به یکی از مهمترین بازیگران اقتصادی اروپا؛ مخصوصاً در زمینههای:
– تأمین مالی پروژههای دولتی
– وام دادن به دولتها
– سرمایهگذاری در راهآهن
– تجارت فلزات گرانبها
– توسعه شبکههای بانکی و بیمه
شهرت جهانی روتشیلدها بههمین دوره برمیگردد.
۲. روتشیلدها و امپراتوری بریتانیا
یکی از شاخههای بسیار مهم روتشیلدها، شاخه لندن بود که بهخصوص در دوره جنگهای ناپلئون، جنگ کریمه، توسعه امپراتوری بریتانیا و تأمین مالی پروژههای استعماری نقش داشت.
دقیقاً از همینجا بود که بسیاری از روایتهای اغراقآمیز درباره قدرت بیحد و مرز آنان شکل گرفت، زیرا مردم عادی نمیتوانستند نقش پیچیده بانکها را در سیاست جهانی تحلیل کنند و معمولاً آن را بیش از حد بزرگ میکردند.
با این حال، نکته قطعی این است که روتشیلدها از قرن ۱۹ به بعد تأمینکننده مالی بسیاری از برنامههای سیاست خارجی بریتانیا بودند و این موضوع آنها را بهطور غیرمستقیم با مناطق تحت نفوذ بریتانیا مرتبط میکرد.
۳. آیا روتشیلدها با ایران ارتباط مستقیم داشتند؟
در نیمۀ قرن نوزدهم، ناصرالدینشاه قاجار چندین بار به اروپا سفر کرد؛ سفری که او را با ساختارهای اقتصادی، بانکی و سیاسی غرب آشنا کرد. در یکی از همین سفرها، شاه با گروهی از بانکداران و سرمایهگذاران اروپایی، برخی اعضای خاندان روتشیلد—دیدار داشت. این دیدارها بیشتر جنبهی تشریفاتی و آشنایی با شیوههای نوین مدیریت مالی داشت و هیچگونه نقشپررنگی در تحولات سیاسی خاورمیانه یا ایران نداشت. گزارشهای این دیدارها در روزنامههای اروپایی ثبت شده، اما تأکید میکنند که ارتباطات در حد همان دیدارهای درباری و جلسات معرفی بوده است. این سفرها برای شاه جنبهی آموزشی و نمایشی داشت و باعث شد او تصویر روشنتری از «تمدن اروپایی» در ذهن خود بسازد

اینجا باید بین افسانهها و واقعیتهای تاریخی مرزبندی کرد.
الف) ارتباط مستقیم بانکی
در اسناد تاریخی، شواهد معتبری از اینکه روتشیلدها در ایران شعبه بانک تأسیس کرده باشند یا به دولت قاجار وام مستقیم داده باشند، وجود ندارد. ایران در قرن ۱۹ تحت نفوذ دو قدرت بود:
– روسیه
– بریتانیا
اما بانک شاهنشاهی ایران (Bank Imperial of Persia)، که امتیازش را بریتانیا در ۱۸۸۹ گرفت، متعلق به بارون جولیس دو رویتر بود، نه روتشیلد.
بنابراین روتشیلدها صاحب هیچ بانک رسمی در ایران نبودند.
ب) نقش غیرمستقیم از طریق بریتانیا
به دلیل نفوذ بسیار زیاد شاخه لندن روتشیلدها در وزارت خزانهداری بریتانیا، بسیاری از سیاستهای اقتصادی بریتانیا در مناطق استعماری یا نیمهاستعماری، از جمله ایران، بهطور غیرمستقیم تحت تأثیر شبکههای مالی آنها بود. این تأثیر:
– غیرمستقیم
– پیچیده
– و در حد حمایت مالی از سیاستهای کلان بریتانیا بود، نه دخالت مستقیم در امور ایران.
مثلاً تأمین بودجههای استعماری هند و خاورمیانه غالباً از طریق بانکهای مرتبط با روتشیلد انجام میشد.
اما هیچ سند معتبر وجود ندارد که روتشیلدها مستقماً در سیاست داخلی یا اقتصادی ایران نقش مدیریتی داشتهاند.
۴. روتشیلدها و نفت ایران
این بخش مهمترین نقطه اتصال واقعی ایران و شبکههای مالی اروپاست.
تاریخچه کوتاه

در سال ۱۹۰۱، امتیاز نفتی ایران به ویلیام ناکس دارسی داده شد. شرکت نفت ایران و انگلیس (AIOC) بعدها با حمایت مالی دولت بریتانیا بزرگ شد، مخصوصاً پس از کشف نفت مسجدسلیمان.
در این دوره، شرکتهای نفتی اروپا برای تأمین مالی بزرگترین پروژههای جهان به بانکهای بزرگ قرض میکردند. بانکهای روتشیلد در لندن و پاریس هم تأمینکننده مالی بسیاری از پروژههای نفتی در جهان بودند (بهخصوص نفت قفقاز و باکو).
اما اسناد قطعی نشان نمیدهد که روتشیلدها مستقیماً در شرکت نفت ایران و انگلیس (AIOC) سهامدار بودهاند.
این شرکت تا ملی شدن نفت ایران در ۱۹۵۱ عمدتاً در اختیار دولت بریتانیا بود.
بنابراین، اگرچه شبکه مالی بریتانیا (که روتشیلدها هم در آن نقش داشتند) در اقتصاد نفت جهانی تأثیر داشت، ولی شراکت مستقیم با AIOC تأیید نشده است.
۵. دوره پهلوی و ارتباط با غرب
در دوره رضاشاه و محمدرضا شاه، اقتصاد ایران مدرنتر شد و روابط با غرب گسترش یافت. در این زمان بانکهای جهانی، از جمله برخی بانکهای اروپایی که خانواده روتشیلد در آن سهام داشتند، در پروژههای زیرساختی ایران شرکت کردند.
برای مثال:
– بانک روتشیلد پاریس در دهههای ۱۹۵۰–۱۹۷۰ در برخی پروژههای اقتصادی خاورمیانه، از جمله وامدهی به توسعه زیرساختها، مشارکت داشت.
– اسناد نشان میدهد که در مذاکرات نفتی و برنامههای توسعه اقتصادی منطقه خلیج فارس، گروههای مالی مرتبط با روتشیلد حضور داشتند؛ ایران نیز غیرمستقیم بخشی از همین شبکه منطقهای بود.
اما باز هم:
هیچ رابطه سیاسی مستقیم میان شاه ایران و خاندان روتشیلد ثبت نشده است.
روابط همیشه از طریق بانکها، نهادها یا شرکتهای چندملیتی انجام میشد.
۶. پس از انقلاب ۱۳۵۷
بعد از انقلاب، ارتباط ایران با بانکهای جهانی قطع یا محدود شد. بنابراین هیچ نقش مستقیمی از سوی روتشیلدها در اقتصاد ایران در دوران جمهوری اسلامی ثبت نشده است.
روثشیلدها امروز بیشتر:
– سرمایهگذار خصوصیاند
– بانکدار جهانی با حوزههای محدودتر
– فعال در انرژیهای نو و سرمایهگذاری پایدار
نقش سیاسی آنها امروز در مقایسه با قرن ۱۹ بسیار کمتر است.
۷. افسانهها و واقعیتها
خانواده روتشیلد بهدلیل ثروت بزرگ و نقش تاریخیشان در اقتصاد اروپا، تبدیل به سوژه هزاران افسانه سیاسی و «نظریههای توطئه» شدهاند. بسیاری از این داستانها:
– منبع تاریخی ندارند
– مبالغهآمیز هستند
– یا ساخته رسانههای ضدیهود قرن ۱۹ و ۲۰
در مورد ایران هم چنین داستانهایی زیاد گفته میشود، اما بخش عمده آنها از نظر تاریخی تأیید نشدهاند.
آنچه تاریخی و قابلاثبات است این است که:
1. روتشیلدها نقش مهمی در اقتصاد اروپا و سیاست خارجی بریتانیا داشتند.
2. سیاست خارجی بریتانیا در ایران مؤثر بود.
3. بنابراین تأثیر روتشیلدها بهصورت غیرمستقیم در برخی تحولات منطقه قابلقبول است.
4. اما هیچ سندی از دخالت مستقیم سیاسی یا اقتصادی روتشیلدها در ایران وجود ندارد.
منابع معتبر
کتابها
1. The House of Rothschild: Money's Prophets 1798–1848 – Niall Ferguson
2. The House of Rothschild: The World’s Banker 1849–1999 – Niall Ferguson
3. Banking and Empire in Iran – شداد علوی
4. A History of Modern Iran – Ervand Abrahamian
5. The Cambridge History of Iran (Volume 7)
6. Britain and the Persian Gulf – J. B. Kelly
7. اسناد شرکت نفت ایران و انگلیس – بایگانی ملی بریتانیا (National Archives – UK)
مقالات دانشگاهی
– “The Rothschilds and British Imperial Finance” – Journal of Economic History
– “Finance, Oil and Empire: British Policy in the Middle East” – Middle Eastern Studies
– “Iranian Oil Concessions and British Interests” – Iranian Studies Journal