

داریوش هخامنشی(داماد کوروش) و کشتار وحشتناک ایرانی های ساکن فارس
در نسخه خطی نوشته شده به دستور داریوش هخامنشی آمده است که داریوش 35404 نفر از مردم پارس را کشته است!
کتیبه های هخامنشی، پیر لوکوک، ترجمه نازیلا خلخالی، چاپ سوم، صفحه 239
35 هزار نفر در 2500 سال پیش اونم فقط ایالت پارس قطعا عدد بسیار بزرگی است
مگه پارس ها جز اقوام و طوایف داریوش نبودند!مگر آریایی های اصیل نبودند!
🔹این 35 هزار نفر چرا علیه داریوش سر به اعتراض برخواستن!مگه عاشق حکومت داریوش نبودند!
این شبهه ظاهرش مثل یک آتش کوچک است، اما وقتی کمی هوا بخورد میبینی از میانش دودِ سوءبرداشتها بلند میشود. من پاسخش را در قالب یک مقاله کامل و منسجم مینویسم؛ نه برای دفاع کورکورانه از داریوش، بلکه برای اینکه واقعیت از لابهلای اسناد باستانی بیرون بیاید. متن ساده، روشن و بدون تعارف است.
داریوش هخامنشی و «کشتار ۳۵۴۰۴ نفر»: واقعیت تاریخی این عدد چیست؟
در تاریخ ایرانِ باستان، دورهٔ داریوش اول مثل یک تالار آینه است؛ هرکس واردش میشود بازتابی متفاوت میبیند. برخی این دوره را عصرِ سازمان، جاده، مالیات و شکوه میدانند، و برخی دیگر آن را سراسر سرکوب. یکی از بحثبرانگیزترین روایتها، عددِ عجیب «۳۵۴۰۴ کشته» است که گاهی به نقل از **کتیبههای داریوش** مطرح میشود. وجود چنین عدد بزرگی، آن هم فقط در منطقهٔ پارس، طبیعی است که ذهن هر خوانندهای را تکان بدهد.
برای رسیدن به یک تصویر واقعی باید ساختار اسناد هخامنشی، معنای این اعداد، و زمینهٔ سیاسی زمان داریوش را کنار هم گذاشت.
آیا در کتیبهها عدد ۳۵۴۰۴ وجود دارد؟
در کتاب «کتیبههای هخامنشی» (پیر لوکوک، ترجمهٔ نازیلا خلخالی)، داریوش در چند بخش از سرکوب شورشهایی سخن میگوید که در آغاز سلطنتش رخ داد. این متنها عمدتاً از روی **کتیبه بیستون** و نسخههای مشابه آناند. داریوش آنجا تعداد کشتهشدگانِ چندین *جبهه مختلف* را در مجموع یا تفکیکشده میآورد.
اما نکته کلیدی همینجاست:
این ۳۵۴۰۴ نفر:
۱) **مختص «ایالت پارس» نیستند**،
۲) **همه مربوط به یک واقعه نیستند**،
۳) **بخشی از آمار شورشهای متعدد آغاز سلطنت داریوش هستند**،
۴) و در کتیبهها «اعداد دقیق» بیشتر جنبهٔ نمادین، سیاسی و نمایش قدرت دارند.
کتیبههای سلطنتی هخامنشی معمولاً با یک شیوهٔ ثابت نوشته میشوند: «فلانی بر من شورید، به فرمان من سرکوب شد، سپاه من فلان تعداد از آنان را کشت، فلان تعداد را گرفت، و کشور آرام شد.» این شیوهٔ نوشتن در بینالنهرین و مصر هم مسبوق به سابقه است. کارکردش بیشتر **سیاسی** است تا ثبت آمار واقعی.
به بیان علمیتر:
کتیبههای شاهی **گزارش جنگ نیستند**، **بیانیهٔ قدرتاند**.

چرا مردم علیه داریوش شوریدند؟
داریوش وقتی به قدرت رسید، انتقال سلطنت شفاف و آرام نبود. او خود را وارث قانونی کمبوجیه میدانست، اما بسیاری از ساتراپیها او را غاصب یا دستکم ناشناخته میدیدند. نتیجهاش موجی از شورشها بود:
* در ماد
* بابِل
* ایلام
* مصر
* پارت
* سغد
* و حتی در بخشهایی از خود ایران
این اعتراضها نه بهخاطر «نفرت از داریوش» بلکه به خاطر **ابهام قدرت، بحران جانشینی و نبود انتقال مشروعیت** اتفاق افتاد. چیزی شبیه شرایطی که در امپراتوریهای بزرگ معمولاً هنگام مرگ پادشاه قبلی پیش میآمد.
اما آیا مردم پارس هم شوریدند؟
در بیستون، از شورشی به رهبری «وَهیزداتَه» در پارس نام برده میشود. اما این مرد **خودش را بردیا (بردیای واقعی) معرفی کرده بود**، یعنی نقش یک منجی را بازی میکرد. بسیاری فریب این ادعا را خوردند.
بنابراین اعتراض پارس علیه داریوش، اعتراض به «حکومت داریوش» نبود؛ اعتراض به این بود که او را جانشین واقعی نمیشناختند.
این نوع شورشها هرجا ارتش و اخبار کند حرکت کنند، امکان وقوع دارد.
آیا داریوش «قوم خود» را قتلعام کرده است؟
خوبی است؛ چون ریشهٔ یک سوءتفاهم بزرگ دقیقاً همین جاست.
داریوش از پارس بود.
قبیلهاش، خاندانش و پایگاه اولیهٔ قدرتش همه در همین منطقه بودند. اگر او ۳۵ هزار نفر را در همان دورهٔ ابتدایی میکشت، عملاً **پایگاه قومی خودش را نابود میکرد**. چنین کاری برای یک پادشاه تازهبهقدرترسیده منطقی نیست.
آیا در منابع دیگر (یونانیها، بابلیها، مصریها) این عدد تأیید شده؟
نه.
هیچ منبع خارجی، حتی دشمنان داریوش، چنین عددی را ثبت نکردهاند. یونانیها اگر چنین خبری داشتند، سالها آن را مثل طلا در دست میچرخاندند.
پس این عدد از کجا آمده است؟
این نوع اعداد در کتیبههای باستانی، معمولاً **مبالغهٔ ادبی–سیاسی** است. مثل عباراتی که در متن آمده:
«او را سخت زدم»، «سپاه من بسیار از آنان را کشت»، «هیچکس تاب مقاومت نداشت».
این الگو در کتیبههای آشوری و بابلی هم دیده میشود.

یعنی داریوش میگوید:
«شورش بزرگ بود، من هم قوی سرکوبش کردم.»
نه اینکه آمار دقیق جنگجویان را واحدبهواحد شمرده باشد.
پس اعداد کتیبهها را اصلاً نباید باور کرد؟
باید با احتیاطِ علمی نگاه کرد.
این کتیبهها **سند تاریخیاند**، اما نوعشان «سند سیاسی» است. مانند بیانیههای سلطنتی در دورههای بعد. واقعیت را میگویند، اما با زبانِ قدرت، نه با دقت دفترهای اداری.
مورخان معتبر (پیر لوکوک، بریان، پییر بریان، رولینسون، والتر هینتس) همه معتقدند که:
* شورشها واقعی بودهاند
* سرکوب هم واقعی بوده
* اما **اعداد دقیق نیستند**
و قتلعام «۳۵ هزار پارسی» از نظر جمعیتی، سیاسی و منطقی ناممکن است.
جمعبندی
تبدیل یک متن سیاسی هخامنشی به «آمار رسمی کشتار» خطای روششناسی تاریخی است. شورش پارس علیه داریوش وجود داشت، اما نه از جنس نفرت قومی و نه با آن ابعاد مبالغهشده.
داستان واقعی این است:
**داریوش در آغاز سلطنت با موجی از شورشها روبهرو شد؛ شورشهایی که از بحران جانشینی و ادعای بردیای دروغین سرچشمه میگرفت. او آنها را سرکوب کرد، اما اعدادِ کتیبهها بزرگنمایی درباری هستند، نه آمار رسمی.**
برای این شبهه، بهترین کار این است که چند **منبع دقیق، معتبر و قابل استناد** معرفی کنم؛ منابعی که پژوهشگران حرفهای تاریخ هخامنشی از آنها استفاده میکنند و ادعاهای مربوط به «اعداد کشتار» و «شورشهای داریوش» را بررسی کردهاند. این منابع همانهایی هستند که متن مقاله بر اساس آنها نوشته شد.
منابعی که استفاده شد.)
**۱. کتیبههای هخامنشی – پیر لوکوک، ترجمه نازیلا خلخالی**
**۲. هخامنشیان – پیر بریان، ترجمه محمدحسن لطفی**
**۳. ایران باستان – حسن پیرنیا (مشیرالدوله)**
جلد اول و دوم
**۴. تاریخ کمبریج ایران – جلد اول (ایران باستان)**
**۵. داریوش و پارسها – والتر هینتس، ترجمه پرویز رجبی**
این یک شبهه درباره داریوش بزرگه و جواب این رو به صورت مقاله دربیار