ویرگول
ورودثبت نام
صدرا آصف
صدرا آصفدانش‌آموخته زبان و ادبیات فارسی
صدرا آصف
صدرا آصف
خواندن ۳ دقیقه·۱۲ روز پیش

سخنی چند با علاقمندان به ادبیات فارسی

از آن روی که تازه پای به این سرزمین نهاده‌ام و آشنایی چندانی با آن ندارم، چندان که بر سر در آن دیدم چنین نگاشته بودند که هرچه میخواهید بگویید و ازین دست داستانها. من نیز برآن آن شدم که بنا بر دلایلی که برای خودم بسیار موجهند شروع به نگارش سلسله مطالبی در حوزه ادبیات عموماً و ادب پارسی خصوصاً بکنم. اطلاعاتی مقدماتی که هم سبب آشنایی با آنچه ما بدان ادبیات فارسی یا ادب پارسی میگوییم و شاید هم زدودن گرد و  غبار توهم و زنگار غربت از رشته زبان و ادبیات فارسی و آشکار شدن حقایق آن از همه نوع از تصورات اشتباهی که در خصوص آن می‌شود و آفت‌هایی که گرد دامن جنابش را گرفته و بی مهری‌هایی که در حقش می‌شود و بسی مطالب دیگر. البته این بستگی به علاقمندی مخاطبان احتمالی دارد و استقبال از آن، چنانکه بختیار باشم و نیز آن مطالب که نهایت تلاش خود را می‌کنم تا مختصر و مفید باشند، تا چه حد با اقبال رو به رو شوند، که اگر با اقبال و توجه معتنابهی مواجه شدند من نیز تلاش می‌کنم تا در کار خود دست از کوشش برندارم و تا حصول نتیجه‌ای هرچند اندک ادامه دهم و الا دم درکشیده و بیهوده سخن نگفته تا هم عرض خود نبرده باشم و نیز زحمت عزیزان نداده باشم.

اما اگر کسی بگوید که مگر نماینده‌ی ادبیاتی، یا وکیل مدافع آن و در این سفره از تو بزرگتر نبود که قدم پیش نهد و سخن بگوید که تو ناشسته روی پریده‌ای در میان و قصد سخن گفتن در باب آن داری! اینجا بسا شعرا و ادباء و نویسندگان هستند که سالها قلم زده‌اند و در این کار کار کشته و پخته شده‌اند چنین داعیه‌ای نداشتند و سرشان به تولید کارهای هنری گرم است و بدون ادعا آثار خود عرضه می‌دارند و من خود به چشم خویشتن دیدم که چقدر کارهای خوبی وجود دارد. دقیقاً مسئله بر سر همین موضوع است که این بنده حقیر نه چون هنری ندارم و دریغ از آنکه بتوانم مصراع شعری بسرایم و یا در چالشی شرکت کرده و دو خط چیزی بنویسم که بعداً آبروی خود را برده باشم، به حکم آنکه دری به تخته‌ای خورده و بیخودی به عنوان نخودی به وادی آموزش ادبیات راه یافته‌ام و به حسب عادت چندباری مرا استاد صدایم کرده‌اند، از سر بی ظرفیتی، امر بر من مشتبه شده که واقعاً به چنان جایگاهی رسیده‌ام و حالا از آن هم برتر رفته آسیب شناس و دردمند شده‌ام و چون این شهر را خالی از آشنا یافته‌ام به خود اجازه دادم تا چنین جسارتی کنم.

بیش از این خوانندگان احتمالی را درد سر نمیدهم و فعلا رفع زحمت کرده تا اینکه یک چیزهایی سر هم کنم و در اینجا قرار دهم.

پ‌ن١: گویا سید جمال‌الدین اسدآبادی گفته است که تواضع بیش از حد خود دلیل ادعاست، ولی خوانندگان این مزخرفات را به آن حساب نگذارند که این حقیر حقیقتاً داعیه‌‌ای مبنی بر علم و دانش ندارد ولیکن به قول شاعر گفت که : خارم ولی گلاب ز من می‌توان گرفت ، از بس که بوی هم‌دمیِ گل گرفته‌ام

پ‌ن٢: تصور نکنید که ما آنقدر متواضعیم که دست کم سخنان خود را باطل و یاوه بدانیم و کلمات خود را چندانکه در نظر شماست مزخرف بدانیم و ای بسا که معانی دیگری هم بدهد که برعکس برای خودمان نوشابه‌ هم باز کرده باشیم.

خدانگهدارتان

آسیب شناسیمعرفی
۱۴
۵
صدرا آصف
صدرا آصف
دانش‌آموخته زبان و ادبیات فارسی
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید