ویرگول
ورودثبت نام
احمد صالحی
احمد صالحی
احمد صالحی
احمد صالحی
خواندن ۳ دقیقه·۲ ماه پیش

دیپلماسی در سایه تهدید: چرا مذاکرات ایران و آمریکا نه «پیروزی» است و نه «شکست»؟**



*نویسنده: احمد صالحی*

روز پنجشنبه، دور جدید مذاکرات ایران و آمریکا در ژنو برگزار شد. به دلیل ماهیت محرمانه این گفتگوها، خروجی رسمی آن هنوز برای رسانه‌ها و افکار عمومی شفاف نیست و فضای رسانه‌ای صرفاً بر پایه گمانه‌زنی‌های دوقطبی شکل گرفته است: عده‌ای آن را مثبت و عده‌ای دیگر منفی ارزیابی می‌کنند. معمولاً در ایران، موافقان نظام و دولت بر جنبه‌های مثبت تأکید دارند، در حالی که مخالفان جمهوری اسلامی، تفسیری منفی از روند مذاکرات ارائه می‌دهند.

اما به نظر می‌رسد واقعیت پیچیده‌تر از این دوگانگی ساده باشد. تحلیل من این است که وضعیت فعلی نه کاملاً مثبت است و نه کاملاً منفی؛ بلکه در یک «حالت میانه» یا بن‌بست مدیریت‌شده قرار دارد. از سویی، توئیت وزیر خارجه عمان مبنی بر «مثبت بودن فضا» و از سوی دیگر، تحرکات نظامی آمریکا و اعزام ناوگان دریایی به حیفا، هر دو قابل‌اعتنا هستند. این تناقض ظاهری، کلید درک استراتژی واقعی طرفین است.

به گمان من، شکاف عمیقی میان «آنچه در اتاق مذاکره می‌گذرد» و «آنچه در رسانه‌ها بازتاب می‌یابد» وجود دارد. با شناختی که از ساختار تصمیم‌گیری در جمهوری اسلامی و شخصیت دونالد ترامپ وجود دارد، به نظر می‌رسد هیچ‌یک از دو طرف تمایل واقعی به جنگ تمام‌عیار ندارند. شواهد نشان می‌دهد ایران ممکن است برای جلوگیری از درگیری، امتیازات قابل‌توجهی بدهد. نمونه بارز این تغییر رویکرد، مسئله غنی‌سازی است؛ پیش از این حتی صحبت از تعلیق غنی‌سازی تابو بود، اما اکنون به عنوان بخشی از یک بسته پیشنهادی روی میز آمده است. همچنین، اگر روزی اورانیوم غنی‌شده به عنوان «بیمه نامه» در برابر حمله آمریکا تلقی می‌شد، امروز بحث بر سر رقیق‌سازی و خروج آن از کشور جدی است.

نکته کلیدی دیگر، نقش مخالفان داخلی و گروه‌های تندرو در هر دو کشور است. مقامات تهران و واشنگتن ناچارند ادبیاتی را در رسانه‌ها به کار ببرند که مصرف داخلی داشته باشد تا منتقدان خود را ساکت کنند و تصویری از «پیروزی» یا «اقتدار» ترسیم نمایند. ایران نمی‌تواند صراحتاً اعلام کند که «برای جلوگیری از جنگ از هسته‌ای عقب‌نشینی کرده»، زیرا این امر توسط تندروها به مثابه شکست تعبیر خواهد شد. بنابراین، استراتژی «نه جنگ، نه صلح» ادامه خواهد یافت.

در خصوص تحرکات نظامی اخیر آمریکا، تحلیل من فراتر از صرفاً فشار دیپلماتیک است. همزمانی این تحرکات با موج جدید اعتراضات دانشجویی در ایران معنادار است. ماه‌ها قبل، انتقاد مستقیم از رهبری جسارت کمی داشت، اما اکنون با حضور پررنگ نیروهای آمریکایی در منطقه، لحن اعتراضات تغییر کرده است. به نظر می‌رسد آمریکا با آگاهی از هزینه‌های سنگین و زمان‌بر بودن یک جنگ مستقیم، به دنبال استفاده از اهرم «حمایت معنوی و روانی» از معترضان داخلی است. اظهارات اخیر ترامپ مبنی بر اینکه «هدف تغییر رژیم با حمله نظامی نیست»، این فرضیه را تقویت می‌کند.

این استراتژی دو سناریو را محتمل می‌سازد:
۱. مردم ایران با اتکا به حمایت ضمنی خارجی، فشار برای تغییر را افزایش دهند.
۲. حکومت جمهوری اسلامی برای حفظ حاکمیت و خاموش کردن التهابات داخلی، تحت فشار روانی ناشی از احتمال حمله، حاضر به دادن امتیازات سریع و بزرگ در مذاکرات شود.

در نهایت، آنچه در ژنو اتفاق افتاده، نه پایان تنش‌هاست و نه آغاز جنگ؛ بلکه شروع بازی پیچیده‌ای است که در آن «تهدید نظامی» ابزار اصلی برای رسیدن به «توافق سیاسی» و مدیریت بحران‌های داخلی در هر دو سو خواهد بود.

ایرانآمریکاافکار عمومیخروج کشوردونالد ترامپ
۴
۰
احمد صالحی
احمد صالحی
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید