نفع من چیه؟ تو به دَرَک
پریشب به دوستم گفتم: "موقع امتحاناتمه لطفا در مورد فلان مسئله دیگه چیزی به من نگو و خودت تصمیم بگیر." حتی به عنوان نوازش گفتم تو خودت تصمیم های درستی میگیری. دقیقا فرداش -دقیقا که میگم حتی کمتر از 24 ساعت منظورمه-، دوستم بهم پیام داد و نوشت: "میدونم گفتی نگو ولی..." و کلی راجع به اون مسئله، ریز توضیح داد. ریزِ ریز با جزئیات. من هم نوشتم: "چه کاری ازم برمیاد؟" و کمکی که میتونستم را انجام دادم. اما همون موقع فکر کردم باهاش حرف بزنم ولی چون شب یلدا بود خواستم من آزاری نرسونم. تو زندگیم ثابت شده وقتی کسی میگه "یادمه تو گفتی نگو ولی میگم." یعنی منافع من الان بیشتره و تو و خواسته ت به دَرَک.
چند روز پیش از یه آقای آمریکایی و مو سفید، یه ویدیو میدیم. (آمریکایی بودنش را ذکر کردم چون به نظر و مطالعات من رک ترین و صریح ترین ملت تو دنیا آمریکایی هان. و موی سفید هم به نظر من یعنی تجربه) میگفتن چطوری یکی میاد تو زندگی من و میخواد بهم بی احترامی کنه؟ من 99 درصد فامیل خونی ام را گذاشتم کنار.
قبلا فکر میکردم آدم ها وقتی بزرگ میشن بی حوصله میشن که دورشون خلوت میشه. الان با بزرگ شدن خودم میبینم -بصیرتیه که سن به آدم میده- و دیگه تاب منفعت طلبی و بی ملاحظگی آدم ها را ندارم که هی دارم تنهاتر و تنهاتر میشم.
به قول یه نوشته از من و دایره اجتماعیم موندیم من و دایره.
فریبا نیک پور
اولین روز زمستون 1404
دانشجوی مترجمی