مدت ها بود حس می کردم که باید در مورد یوزپلنگ برروی پیراهن تیم ملی فوتبال بیشتر صحبت بشه و حالا بعد از گذشت ۴۰ روز از حوادث ۱۸ و ۱۹ دی ماه و شرایط پیش اومده و شرایط فعلی حس می کنم باید به تک تک مواردی که ایران رو برای ما محور قرار می ده بیشتر رجوع کنیم و ایران رو مرکز و محور هر فعالیت تفکر و رفتار مون قرار بدیم برای آینده و نیاز به این محتوی رو در اینترنت بیشتر حس می کردم بنابراین دست به بررسی خیلی کوتاه در این مورد زدم البته بگم قطعا تخصص من نشانه شناسی و چیزهایی شبیه به این نیست و این هم یک مقاله ی رسمی و علمی نیست فقط امیدوارم سر نخی باشه در اینترنت برای کسانی که مثل من براشون سوال ئه و شاید در آینده ای نزدیک از متخصصان این امر هم مقاله های کلانی در بخش بخش فرهنگ و هنر ایران ببینیم که هم عمق فرهنگی و تفاوت های فرهنگی خودمون رو با گفتمانی که در ۴۷ سال اخیر در ایران بیان شده و بتونیم مرز مشخصی بین تمام حرف های این نیم قرن و استحاله هایی که در مورد فرهنگ ایران انجام شده با واقعیت های فرهنگ و تمدن ۶-۷ هزار سالهی ایران داشته باشیم (من هدف تاریخ سازی نیست ولی ایران پیش از هخامنشیان هم وجود داشته و تمدن ما نقطه ی آغاز اش جیرفت و شهر سوخته و ... است حتی امروز مشخص شده با بررسی های انجام شده در غارهای کردستان و کرمانشاه که اولین سکونتگاه بشر اولیه بعد از آفریقا فلات قاره ی ایران بوده و خط ژنتیکی ایرانیان طی این هزارهها قطع نشده)
با توجه به این مقدمه بریم یه سری بزنیم به این داستان :
شیر در فرهنگ ایران نماد قدرت، شاهی، دلاوری و خورشید است.
نمونهها:
نقشبرجستههای تخت جمشید (نبرد شیر و گاو)
نماد تاریخی شیر و خورشید
توصیف پهلوانان در شاهنامه به «شیرمرد»
در ادبیات کلاسیک:
«شیر» استعاره مستقیم از شاه یا قهرمان است.
بار معنایی بسیار مثبت، باشکوه و حماسی دارد.
بنابراین از نظر جایگاه نمادین و اسطورهای، شیر در رأس است.
یوز (بهویژه یوز آسیایی) در فرهنگ ایران بیشتر با شکار درباری پیوند دارد تا اسطوره.
در دورههای:
هخامنشی
ساسانی
صفوی
قاجار
شاهان و اشراف از یوز برای شکار غزال استفاده میکردند.
یوز نماد:
سرعت
چالاکی
ظرافت در شکار
اما برخلاف شیر، معمولاً:
نماد شاهی یا قدرت کیهانی نیست
وارد استعارههای حماسی گسترده نشده
بنابراین در ادبیات و اسطوره، جایگاهش پایینتر از شیر است — نه به معنای تحقیر، بلکه به دلیل تفاوت کارکرد نمادین.
بهصورت صریحِ نظری (مثل یک گزارهٔ علمی مدون) در متون کلاسیک چنین جملهای نمیبینیم،
اما در عمل و سنت تاریخی ایران، یوز تنها گربهسان بزرگی بوده که واقعاً:
تربیت میشده
با انسان زندگی میکرده
برای شکار به کار گرفته میشده
حتی با قلاده در کنار شاه حرکت میکرده
در دورهٔ قاجار تصاویر متعددی از شاهزادگان با یوز دستآموز وجود دارد.
از نظر جانورشناسی هم:
شیر و ببر گاهی رام میشدند
اما به شکل سیستماتیک و سنتی فقط یوز برای شکار آموزش داده میشد
در جهان اسلام و هند هم همین سنت وجود داشت، ولی در ایران بسیار رایج بود.
پس:
بله، از نظر نمادین یوز جایگاهی پایینتر از شیر دارد.
و بله، در سنت ایرانی یوز تنها گربهسان بزرگی بوده که واقعاً به شکل گسترده دستآموز و شکارگرِ درباری بوده است.
خوب حالا بیایم و بررسی کنیم که آیا این تصویر برای یک تیم ملی با قدمت تیم ملی فوتبال ایران آیا مناسب هست و یا خیر ، با توجه به شرحی که از موضوعات بالا دادیم و استفاده از لوگوی یوز در نقش روی پیراهن تیم ملی و یوز خواندن بازیکن ها فارغ از جنبه ی های نمادین و متضاد بودن با نماد برتری و قدرت در ایران به نوعی دست آموز بودن و بردگی و رام بودن را می تواند القا کند که با وجه و سابقه ی تیم ملی فوتبال ایران سازگار نیست لازم به ذکر این اقدامات و انتخاب این لوگو تقریبا همزمان با حضور منفورترین نسل فوتبال ملی ایران رو شاهد هستیم و حتی می تونه انتخاب این لوگو رو هم مشخصا توجیه پذیرتر کنه و بنابراین پس از عبور از شرایط فعلی و در ساختارهای حاکم بعدی پیشنهاد میشه که از این نماد عبور کرده و به نماد شیر برگردیم و وجه ی ملی خودمون رو در ساختارهای FIFA مجدد بازسازی کنیم.