بلاخره بعد از چند روز کامنت های ویروگول هم به حالت عادی برگشت (البته در حد یه ربع) . فقط به رسم ادب و فارغ از اینکه با شما مخالف ام و نه ادبیات شما رو در باب کسانی که اعتراض داشتند دوست دارم و بنا به درخواست شما پاسخ این سوالات رو از نظر خودم و نه از جانب سایرین می دم به شما، امیدوارم روزی برسه که همه حق صحبت و حرف زدن داشتن باشند و این وسط کسی با حس برادربزرگتر اینترنت رو قطع نکنه تا همه چیز شفاف و عیان باشه پیش چشم هر کسی که خواهان دیدن ئه
در خصوص اینکه چرا یک چرخش بزرگ به سمت راست و بازگشت به گذشته بین مردمی که به این اعتراضات پیوستند وجود داره خیلی واضحه و اون هم اینه که مردم ایران متوجه شدند بعد از نزدیک به یک قرن شعارهای سوسیالیستی، چپ و چپ نو که سعی بر اقلیت سازی با عنوان های مختلف از جمله فمنیسم ، اقلیت های قومی ، نژادی و یا حتی برابری به صورت عمومی یه توهم و سراب ئه بنابراین ما شاهد گرایش به محافضه کارانه ترین حالت تا قبل از شرایط نیم قرن اخیر هستیم زمانی که مردم خاطره خوبی از شرایط پایدار اقتصادی اجتماعی و فرهنگی داشتند البته قطعا اون زمان هم یه دوران بهینه نبوده و نواقص عمده ای هم در اون دوران وجود داشته که منجر به رخ دادن حوادث نیم قرن اخیر بوده. الان تنها گزینه ی جایگزین برای یک ساختار از پایه اشتباه این گردش به راسته.
اما در باب اینکه چه حکومتی مهم شکل حکومت نیست شما اگر به کشورهایی که دارای رتبه ی اعتباری بالا هستند نگاه کنید در بین شون کشورهای پادشاهی ، جمهوری رو می بینید پس تفاوت نوع حکومت نیست در اندازه و اختیارات دولت و حکومت ئه به قول یک اقتصادان دولت شر لازم ئه ولی این شر لازم باید حداقل اختیارات رو داشته باشه تا مردم توان اصلاح اش رو داشته باشند بر خلاف حکومت فعلی که به دلیل ساختار غیرقابل انعطاف حتی به اصلاحطلبی درون خودش هم پشت کرده و روز به روز به جای بهتر شدن شما شاهد کم شدن تخصص در مدیریت و جایگزین شدن نیروهای خالی از تفکر به جای مدیران قبلی هستید که در نهایت اقتصاد ما رو تبدیل به یک اقتصاد ذینفعانئه کرده و تمام منابع طبیعی و حداقل های لازم برای زندگی ما رو مثل آب، هوا و خورد خوراک رو مصرف کرده برای هیچ و پوچ بدون هیچ دست آورد مشخص
بهتره به جای الگو به این به پردازیم که چرا الان و چرا این گردش به راست این ناشی از این ئه که مردم نمی خواند به اون مرحله ی فروپاشی شوروی برسند زمانی که شما صبح از خواب پاشی ببینی که نه در لوله آب هست نه برق روشن می شه و نه گاز پس جامعه تصمیم گرفته که قبل از اون بحران دست به عمل و واکنش بزنه. در خصوص مطالعه و ایثار و غیره هم که در سوالات تون بود مردم هر لحظه ی که به خاطر آلودگی هوا، کمبود امکانات در مناطقی مثل سیستان بلوچستان جانی رو از دست می دن دارن ایثار می کنند و جامعه ی ما با همه ی این تفاوت ها از سطح امکانات بین یه شهری مثل تهران با به عنوان مثال یک روستا در اطراف ایرانشهر وقتی به صورت هماهنگ دست به واکنش می زنه این نشان از سطح رشد جامعه و خواسته های جامعه داره بنابراین شماتت این جامعه که با تمام کمبود ها و فشار ها به این شکل باز تونسته رشد کنه و توسعه پیدا کنه (که این هم ریشه در عمق تمدن پیوسته ی ۶۰۰۰-۷۰۰۰ ساله ی ما داره) جایز نیست این جامعه لایق تقدیر ئه با همه ی کم کاستی ها
تخریبی که الان باهاش مواجه هستیم مثل نبود مدیریت منابع (آب، برق و گاز) نبود مدیریت مالی و اقتصادی صحیح و حضور افراد بدون تخصص کافی در تمامی کارهای تخصصی در سطح کلان مملکت کاملا واضح و روشنه این رو شما در یک قیاس ساده با کشورهای هم رده ی ما از نظر آزادی اقتصادی مثل آرژانتین می بینید و اینکه با یه تغییر درست در سطح ساختار حاکم به چه سرعتی تورم کنترل و شرایط می تونه ظرف شاید ۱۰ سال به حالت نرمال (یعنی قابل قبول نه بهینه) برسه پس قطعا ارزش اش رو خواهد داشت که از یک اقتصاد ذینفعانه به یک اقتصاد سالم عبور کنیم.
ضعف حاکمیت رو شما از بی اثر بودن حاکمیت در مدیریت ارزش پول به آسونی می تونید ببینید قدرت سرکوب به معنی حاکمیت دارای اقتدار نیست، حاکمیتی که در مدیریت ملزومات اولیه مثل اقتصاد مثل آب و ... عاجز ئه پس قطعا در حالت اقتدار قرار نداره .اصلا این ها به کنار یک مثال ساده افغانستان تحت مدیریت طالبان الان توانایی مدیریت ارزش پول کشور اش رو داره حاکمیت ما نداره و حتی ما نمی تونیم از افغانستان تحت حاکمیت طالبان حق آبه ی خودمون رو بگیریم این ها کجاش شبیه اقتدار ئه ؟؟؟
کارنامه ی این حاکمیت رو باید با کشورهای در سطح خودمون جستجو کنیم ۴۷ سال گذشته کره ی جنوبی کجاست؟ ما کجا هستیم ؟ (کره ی جنوبی ۷٪ منابع زیرزمینی دنیا رو نداره) ترکیه، عربستان و ... همسایه ها ی ما که تا ۱۵ سال پیش از نظر GDP با ما تقریبا در یک سطح بود الان کجاست ما جا هستیم (الان ما تقریبا GDP مون برابر با یک سوم اون هاست) پس کارنامه ی حاکمیت فعلی کاملا مشخص و واضح ئه و ما داریم از نظر اقتصاد به سمت پاکستانیزه شدن اقتصاد پیش می ریم با این تفاوت که پاکستان نفت نداره و بدون اون به این وضعیت رسیده.
شرایط بین المللی در منطقه به سود حاکمیت فعلی ئه چون کشورهایی مثل ترکیه، عربستان و امارات و ... به هیچ عنوان تمایل ندارند ما در اقتصاد منطقه و بینالملل حضور داشته باشیم کما اینکه در همین مدت بن سلمان رسما گفت که حضور و بازگشت ایران در بازار نفت ثبات قیمت نفت رو بر هم می زنه (یعنی به هیچ عنوان تمایل ندارند ایران سهمی از اقتصاد خاورمیانه داشته باشه) اما از منظر بین الملل آمریکا در درجه ی اول به دنبال اینه که با چین از نظر اقتصادی گلاویز بشه و در این جنگ اقتصادی به همه ی مهره ها نیاز داره و این تنها گزینه ی ئه که به نفع ماست فراموش نکنید که ما متاسفانه به دلیل تعریف غلط از عمق استراژیک مون آسای میانه رو از دست دادیم سرزمین هایی که بخشی ایران بودن و از نظر فرهنگی و اقتصادی هزاران سال با ما پیوسته بودن و این تعریف غلط از عمق استراتژیک منجر به دور شدن کشورهایی نظیر تاجیکستان، آذربایجان، ترکمنستان، ارمنستان و قرقیزستان، ازبکستان و ... شده و حتی باعث ایجاد هلال ترکی به رهبری ترکیه و مصادره ی فرهنگ و تاریخ ایران شده (آخرین نمونه ثبت کمالدین بهزاد به نام افغانستان)
بازگشت به راست و بازگشت ایران به جایگاه اصلی اش یعنی شاهراه و تمدی شرق و غرب که تنها توسط یه ایران مقتدر و دارای تعامل مثبت با همه ی کشورها ممکن می شه امکان پذیره.
پس در پاسخ سوال آخر تون هم باید گفت یا ما به نقطه ی فروپاشی شوروی می رسیم و از این حاکمیت گذر می کنیم که قطعا خیلی دیر خواهد بود یا قبل از رخدادن فاجعه این اتفاق می افته. در نهایت مسیر این حاکمیت از هر دو جهت به سمت سقوط ئه فقط اینجا مساله ایران ئه و ایرانی که هر چه زودتر جلوی ضرر رو بگیره منفعت ئه.
پیشنهاد می کنم با توجه به عنوانی که زیر نام کاربری تون هست کتاب مغالطه های اقتصادی ذینفعان نوشته پیمان مولوی رو بخونید شاید یه روز به کارتون اومد.