
اول فکر میکردم فقط من اینجوریم
شاید براتون آشنا باشه:
یه روز صبح بیدار میشید، انگار تازه متولد شدید. همه چیز واضحه، انرژی دارید، میدونید دقیقاً چی میخواید و دارید به سمتش میرید.
سه روز بعد، همون شما، همون زندگی، همون کارها... ولی یه دفعه همه چیز سنگینه. یه ایمیل ساده اعصابتون رو خرد میکنه. یه حرف کوچیک دلتون رو میشکنه. و اون چیزی که سه روز پیش خیلی راحت بود، الان سخت ترین کار دنیاس .
اونجاست که صدای توی سرتون میاد و میگه: «من یک مشکلی دارم »
من سالها اینطور فکر میکردم. فکر میکردم فقط خودمم که اینجوریم. فکر میکردم باید قویتر باشم، باید بتونم کنترلش کنم، باید... باید... باید....
تا با Louann Brizendine اشنا شدم ...نویسنده کتاب فوق العاده female brain
همه اون چیز هایی که کسی تاحالا بهمون نگفته بود
ما همیشه شنیدیم که «زیادی حساسیم»، «زیاد به همه چی فکر میکنیم»، یا بدتر از همه: «حتما هورمونات بهم ریخته باز »
انگار که این یه عیبه. یه ضعف. یه چیزی که باید باهاش کنار بیایم یا پنهونش کنیم.
اما حقیقت ماجرا خیلی جالبتره:
ما اینطوری طراحی شدیم. و این طراحی، یه قدرته، نه یه مشکل.
علوم اعصاب به ما یه چیز خیلی باحال گفته:
مغز مردها مثل یه کوه عمل میکنه ،ثابت، قابل پیشبینی، بدون تغییر
اما مغز ما خانم ها ؟ مثل آبوهواست , یه روز آفتابی، یه روز ابری، یه روز طوفانی. و این فقط یه استعاره شاعرانه نیست.
واقعاً بخشهایی از مغز ما هر روز تغییر میکنن بعضی قسمتها تا ۲۵ درصد تو یک ماه نوسان میکنن.
( شما که نمیتونین آب و هوارو تغییر بدین ...فقط میتونین از هواشناسی پیگیریش کنین و خودتون و شرایط رو نسبت به آب و هوا اماده کنین 😊 )
پس وقتی یه روز احساس میکنید دارید منفجر میشید و فردا حس میکنید همه چیز عالیه، دلیلش اینه که واقعاً چیزی عوض شده
نه توی دنیا، توی مغز شما
ولی ما که با مردا فرقی نداریم، مگه نه؟
خب، تقریاً.
بیش از ۹۹ درصد کدهای ژنتیکی ما با مردها یکسانه. ولی همون کمتر از یک درصد تفاوت؟ رو هر سلول بدنمون أثیر میذاره. از نحوهی حس کردن درد گرفته تا نحوهی فکر کردن.
حالا یه لحظه فکر کنید قرن نوزدهم. دانشمندا (که البته همشون مرد بودن) یه سری سنجش کردن و گفتن: «وای! مغز مردها ۹ درصد بزرگتره! پس زنها باید از نظر ذهنی ضعیفتر باشن»
منطقی بود، نه؟
خب، نه.
چون بعداً فهمیدن تعداد سلولهای مغزی ما دقیقاً برابره. فقط ما اون سلولها رو توی یه فضای کوچیکتر با تراکم بیشتر جا دادیم. مثل یه لپتاپ قدرتمند که تو یه بدنه باریک جا میگیره.
پس چرا من یه روز عاشق زندگیم، و یه روز دیگه نه؟
چون هورمونها واقعیت ما رو هر روز میسازن.
تصور کنید هر روز با یه فیلتر متفاوت به دنیا نگاه کنید:
- یه روز همه چیز امیدوارکنندهست
- یه روز همه چیز سنگینه
- یه روز میخواید با همه حرف بزنید
- یه روز فقط میخواید تنها باشید
این فیلتر، وضعیت هورمونی شماست. و این فیلتر، هر روز عوض میشه.
برخلاف تصور عمومی، این نه یه باگ سیستمه، نه یه مشکل. این یه سیستم تطبیقپذیر خیلی هوشمنده .
ما چیزایی میبینیم که اونا اصلاً نمیبینن
بذارید یه مثال واضح بزنم:
شما یه بحث دارید با همسرتون. یه چیزی میگه که لحنش اصلاً خوب نبود. شما میفهمید، ناراحت میشید.
چند ساعت بعد ازش میپرسید: «چرا اونطور گفتی؟»
اون با تعجب نگاتون میکنه و میگه: «من چی گفتم؟»
شما فکر میکنید: «یعنی واقعاً یادش رفته؟ یا داره وانمود میکنه؟»
جواب: واقعاً یادش رفته.
چون:
✨ ما ۱۱ درصد نورون بیشتری تو مراکز زبان و شنیداری داریم. ما لحن صدا رو میشنویم، نه فقط کلمات. ( دقیقا برعکس مردا )
✨ مرکز احساسات و حافظه ی مغز ما بزرگتره ما جزئیات عاطفی رو سالها یادمون میمونه. اونا؟ نه.
✨ ما تعارض رو عمیقتر حس میکنیم. مناطق مغزی که درگیری رو ثبت میکنن، توی ما حساستر کار میکنن.
پس وقتی یه مرد به شما میگه «زیاد بهش فکر نکن»، اون واقعاً نمیتونه درک کنه که چرا نمیتونید .
چون مغز اون، اون اطلاعات رو اصلاً ثبت نکرده.
خب، حالا چی کار کنیم
اول از همه: بپذیریم که ما اینطوری ساخته شدیم.
این که یه روز حس میکنید دنیا داره خراب میشه و فردا همه چیز عالیه، یعنی شما انسانید. یعنی شما زنید. و این هیچ مشکلی نیست.
دوم: از این طراحی قدرتمند استفاده کنیم، نه اینکه ازش بترسیم.
سوم : بخش های بعدی رو دنبال کنید تا دقیق تر متوجه بشید که راه حل چیه ...
حالا نوبت شماست
بهم بگید:
💭 چند بار پیش اومده که فکر کردید دارید زیاد واکنش نشون میدید، ولی بعداً فهمیدید حق با شما بود؟
💭 چند بار یه موضوع کوچیک براتون خیلی بزرگ شده و نمیدونستید چرا؟
💭 فکر میکنید اگه این طراحی بیولوژیکتون رو بشناسید، میتونید راحتتر با خودتون کنار بیاید؟
من منتظر شنیدن تجربههاتونم. 💛