ویرگول
ورودثبت نام
الهه آذربایجانی
الهه آذربایجانی
الهه آذربایجانی
الهه آذربایجانی
خواندن ۳ دقیقه·۱ روز پیش

ابعاد ایجابی فهم در اندیشه‌ی هانا آرنت

ابعاد ایجابی فهم در اندیشۀ هانا آرنت و مروری بر کتاب زندگی‌نامۀ هانا آرنت اثر سامانتا رز هیل

ورود به دنیای هانا آرنت به منزلۀ برخورد با فاجعه‌های سیاسی و اخلاقی قرن بیستم است. زندگی او مصادف بود با تشنج‌های بین دو جنگ، انقلاب‌ها و جنگ‌های داخلی و رخدادهایی بدتر از جنگ که به قلع و قمع و نابودی زندگی انسان‌ها در مقیاسی انجامید که پیش از آن هرگز دیده نشده بود. او چیزی را تجربه کرد که خودش آن را دوران ظلمت می‌نامید، دورانی که تاریخش به مثابۀ داستانی از رخدادهایی هولناک است که در آن هر چیزی که مسلم فرض می‌کنیم و خیال‌مان از جانبش آسوده است، برعکس می‌شود.

آرنت نخست در شرایطی اندیشۀ سیاسی را شروع کرد که با ناامنی سرزمین مادری‌اش و خطر پبش‌بینی‌نشدۀ یهودی‌تباری روبه‌رو شد، درحالی که وی نه بنا به سرشتش و نه از نظر تعالیمی که دیده بود برای این وضع آمادگی نداشت. احساس ناامنی و آسیب‌پذیری از جمله شرایطی عمومی هستند که همان‌گونه که آرنت تشخیص داد در آن شرایط نیاز فوری به اندیشیدن، نیازی سیاسی است البته مطمئناً به معنای سنتی آن. زیرا دیدگاه‌های سنتی مربوط به سیاست که شاید بشود آن‌ها را در سودمندی حکومت در زمینۀ تأمین منافع خصوصی مردم خلاصه کرد، دقیقاً در دوره‌های بحران ناکام ماندند. عزم استواری آرنت برای اندیشیدن در دوران ظلمانی قرن بیستم باعث شد که وی به معنای به کلی متفاوتی از علم سیاست را آشکار سازد که سرچشمۀ آن این بود که در میان چندگانگی افراد بشری که درحال زندگی، سخن گفتن و کنش متقابل با یکدیگر بودند فضایی عمومی را آماده کند که به خاطر سودمند بودن موجودیت پیدا نکرده بلکه به خاطر آزادی بشر به وجود آمده است.

آرنت که از رویکردی اگزیستانسیالیستی به بشر و توان و نقش او در ساختن جهان و پدیداری آن می‌نگرد در فهم جهان و رویدادها و مناسبات آن هم شاید به سبب باور به آغازگری هر انسان و امکان‌های تازه‌ای که با خود دارد به تعمیم‌های کلی و نظریه‌های فراگیر اعتماد و التفات چندانی ندارد و بیش از آن به راه‌های دیگر برای اندیشیدن به انسان و جهان فکر می‌کند که داستان‌گویی یکی از آن‌هاست.

داستان یا قصه برای آرنت با معانی ضمنی فهم ما از واقعیت پیوند دارد و سرهم کردن داستانی موهوم و تحمیل آن بر واقعیت نیست. داستان‌گویی در اندیشۀ آرنت از آن روی که همواره و ضرورتاً از داده‌ها و توصیف‌های داده‌شده فراتر رفته و آن‌ها را در حالی‌که نسبت به داده‌ها حقیقی هستند به وجهی معنادار بدل می‌سازند، تجربی است.

معنا و نقش داستان‌گویی نزد آرنت فقط روشن کردن پدیده‌های سیاسی نیست بلکه ارائۀ توصیف‌های پدیدارشناختی غنی‌ای است که مبنای خود را از پایین به بالا یا به شکل استقرایی نشان می‌دهند.

کتاب حاضر حاصل جست‌وجو در میان هزاران سند شخصی، دفترچۀ خاطرات، نامه‌ها، اشعار و میراث مکتوبی است که از هانا آرنت باقی مانده است. سامانتا رز هیل تصویری واقعی و چندبعدی از زندگی آرنت ساخته است. او نظریه‌پرداز ابتذال شر و مفسر ریشه‌هایی توتالیستاریسم را روی صحنه آورده و روی زندگی و منظومۀ فکری این متفکر نور تابانده، روی زندگی زنی که از اطلاق لفظ فیلسوف به خودش چندان هم خوشش نمی‌‌آمد.

آرنت معتقد است داستان از آن روی برازندۀ پدیده‌های سیاسی است که توان در برگرفتن ویژگی‌های منحصربفردی، احتمالی و غیرقابل پیش‌بینی بودن آن‌ها را دارند. داستان‌ها بر خلاف روش‌های مرسوم و محاسبات مفهومی در علوم انسانی و اجتماعی، پدیده‌ها را تعمیم نمی‌دهند بلکه معنای آن‌ها را آشکار می‌سازند و این همان تسهیل فهم است. بر خلاف نظریه‌ها داستان‌ها مدافع هیچ ادعای هیچ حقیقت قطعی نیستند بلکه به معنا یا معناداری گرایش دارند.

هانا آرنت
۲
۰
الهه آذربایجانی
الهه آذربایجانی
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید