
الهه آذربایجانی
دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی
حسبحال یا زندگینامة خودنوشت یا اتوبیوگرافی گونهای زندگینامه و شاخهای از آن است که در بردارندة تاریخ زندگانی یا دورهای از زندگی شخصی است. زندگینامة خودنوشت در شمار ادبیات اعترافی است؛ البته با اندکی مسامحه میتوان خاطرهنویسی و یادداشتهای روزانة شخصی را نیز نوعی زندگینامة خودنوشت برشمرد. اتوبیوگرافیها بسته به نویسندة آنها تفاوتهایی با هم دارند؛ مثلا ممکن است نویسندهای بیشتر به ذکر وقایع و مشاهدات خود بپردازد و یا به شرح احوال و تجارب و عوالم خویش و نیز بسته به اینکه وی از چه طبقهای است و نظرگاه و علاقهاش چیست، کیفیت و اهمیت این یادداشتها متفاوت میشود. گاه خاطرهنویس در نمایش حوادث حیات و حتی افکار و احوال درونی خویش صداقتی به خرج میدهد و تصویری از خود عرضه میدارد و اثر او اعترافگونهای است مانند اعتراقات آگوستین قدیس و اعترافات ژان ژاک روسو. اما نخستین کسی که آگاهانه به زندگینامة خویش پرداخته، ایسوکراتس، خطیب یونانی، با کتاب دفاعیات بوده است. بسیاری او را که از شاگردان سقراط بوده، بزرگترین معلم تاریخ یونان میدانند. با این همه، به اعتقاد بسیاری از منتقدان، نخستین زندگینامة خودنوشت باارزش، اعترافات آگوستین قدیس است.
بههرروی، سابقة پرداختن به حسبحال یا اتوبیوگرافی در زبان فارسی چندان طولانی نیست و دستبالا سابقة آن به دوران قاجار میرسد. اصلا این نوع نویسندگی در ایران بسیار دیرتر از گونههای دیگر زندگینامهنویسی پا گرفت؛ نخست به دلیل اختناق و وجود وحشت و هراس و دوم به سبب فروتنی اندیشمندان ایرانی که چندان علاقهای به پرداختن به خود نداشتهاند. اما بنابر نظر محققان، قدیمیترین اتوبیوگرافی در ایران، اتوبیوگرافی ابوعلیسینا است که آن را بر شاگردان خود املا میکرده است و همچنین المنقذمنالضلال از امام محمد غزالی که آن هم اعترافگونه است.