مروری بر کتاب «شاهرخ مسکوب» اثر علی بزرگیان
شاهرخ مسکوب را عموماً با روزها در راه به یاد میآورند، هرچند آثار دیگرش هم جایگاه خاص خود را دارند. اما دفتر خاطرات شاهرخ مسکوب کیفیتی دیگر دارد. دفتر خاطرات مسکوب با همۀ تأثرات عاطفی، سندی است تاریخی از حال و روزگار روشناندیشان زمانۀ ما که به تبعیدی ناخواسته تن دادند و روزها و شبهای غربت را به یاد یار و دیار به سختی و تلخی گذراندند.
خاطرات memoir تکههایی از زندگی یک آدم است اما زندگینامه نیست. خاطرات، لحظههای معنادارتری از زندگی را ثبت میکند، لحظههایی که در لحظۀ نوشته شدن خالی از تأمل و تخیل و حس و عاطفه نبوده است. از اینرو جنبۀ عاطفی خاطرات میتواند بر ثبت مستند و واقعی رویدادها بچربد زیرا که ذهن و حس و عاطفۀ نویسندۀ خاطرات تنها لحظههایی را که پذیرفته و پسندیده ثبت میکند و از نوشتن بقیه در میگذرد و به تعبیر خود نویسنده، شرح حال نیست بلکه حدیث نفس است.
کتاب حاضر پرترۀ مکتوب شاهرخ مسکوب، یکی از مهمترین روشنفکران معاصر ایران است. روشنفکری که به جا و اندازۀ خودش آگاه بوده است. دربارۀ خداوند نام و خداوند جای فکر کرده و نوشته است چون جای و نام برای او اهمیت اساسی داشته است. این آگاهی جنبۀ دیگر آزادمنشی و حس داد مسکوب بود. وی میگفت: مسئلۀ عدم آگاهی درد ماست. هر کداممان از دیدن یک چیزهای اساسی عاجزیم. خوب نتیجه همین میشود.
در این کتاب درمییابیم شاهرخ مسکوب که در جوانی راه مذهب پیش میگیرد اما خیلی زود به دامان سیاست درمیغلتد و به حزب توده میپیوندد و بر اثر فعالیتهای مجدانه و مؤمنانه در این حزب، چند سالی به زندان میافتد و پس از بریدن از حزب توده که به ادبیات و اساطیر میپردازد، این آگاهی و بینش تاریخی را نسبت به خود و نوشتههایش داشته است. آگاهی از خود در مسکوب چنان بود که به گفتۀ خودش: اسیر خواننده و شنونده نباشد. عوامفریبی نکند چون این صورتی دیگر از فریفتۀ عوام بودن است.
آنچه در این کتاب میخوانید قصۀ فرازوفرودهای زندگی همین روشنفکر معاصر است که البته بسیاری از قولهایی که در این کتاب نقل شده حاصل گفتوگوی شخصی نویسنده با حسن کامشاد، علی بنوعزیزی، رامین جهانبگلو، گلی ترقی، احمد کریمی حکاک، سروش حبیبی، میرمهدی ادیبسلطانی و احمد مسکوب -برادرزادۀ شاهرخ مسکوب- است. مسکوبی که دست به قلم میبرد و جستارهایی دربارۀ شاهنامه و دیگر متون ادبی کهن مینویسد و خوانش تازهای از آنها به دست میدهد که البته فضلای قوم را هم خوش نیامده است.
خوانش این کتاب برای درک قصۀ فرازوفرود و جریانات زندگی مسکوب لازم است تا مخاطب ناآشنا با مسکوب آمادگی خوانش آثار وی را که در واقع همان جستار یا Essai است، کسب نماید و بداند که مهمترین ویژگی نثر مسکوب، هماهنگی آن با محتوا و مضمون کلام است. برای مثال جایی که در مورد شاهنامه مینویسد زبان او متناسب با متن شاهنامه لحن حماسی مییابد و زمانی که کارش در حیطۀ عرفان است لحن او همان حالوهوا و آرامش عرفانی را تداعی میکند. نثر مسکوب را نمیتوان نثر تحقیقی صرف نامید. او درواقع حاصل پژوهشهای خود را در نثری آمیخته با خیال، عاطفه و سایر عناصر شعری نظیر آهنگ کلام در اختیار خواننده قرار میدهد. بنابراین نثر مسکوب نثری است پویا که سبکی منحصربفرد دارد.